عباس مهیاد
ABBAS MAHYAD 
قالب وبلاگ

اوپانیشادها (Upanishads / Upanishaden) - قسمت چهارم - (اوپانیشاد بریهدارَنیکه)

بریهدارَنیکه اوپانیشاد

Bṛhadāraṇyaka Upaniṣad — Brihadaranyaka Upanishad — Bṛhadāraṇyaka-Upanishad

نام آن تقریباً به معنای:

اوپانیشاد جنگل بزرگ (Great Forest Upanishad) (Upanishad des großen Waldes)

است.

این متن از نظر فلسفی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد، زیرا در آن با مباحثی دربارهٔ:

  • آتمن (Ātman)
  • برهمن (Brahman)
  • خودشناسی (Self-Knowledge)
  • نِتی نِتی (Neti Neti)
  • مرگ و جاودانگی
  • میل و کارما
  • رهایی (Mokṣa)

مواجه می‌شویم.

ساختار کلی

بریهدارَنیکه دارای شش فصل (Adhyāya) (Chapters) (Kapitel) است و درون آن گفت‌وگوها و آموزه‌های بسیار مهمی قرار دارد.

مهم‌ترین بخش‌های آن:

فصل اول: قربانی و نمادشناسی کیهانی
فصل دوم: آتمن و آموزهٔ یاجنَوالکْیه
فصل سوم: مناظرهٔ فلسفی بزرگ دربارۀ برهمن
فصل چهارم: خودشناسی، مرگ، میل و «نِتی نِتی»
فصل پنجم: آموزه‌های کوتاه دربارهٔ برهمن و اخلاق
فصل ششم: آتمن، تبار استادان و تعلیم ودانته‌ای

فصل اول — آغاز

بریهدارَنیکه برخلاف کِنا با یک سؤال مستقیم فلسفی شروع نمی‌شود.

متن ابتدا جهان را با ساختار قربانی (Yajña) (Sacrifice) (Opfer) توضیح می‌دهد.

اما قربانی فقط یک آیین مذهبی نیست.

کل جهان به‌صورت یک ساختار کیهانی واحد تفسیر می‌شود.

۱. اسب کیهانی

در آغاز، اسب قربانی (Aśvamedha) (Horse Sacrifice) (Pferdeopfer) به‌عنوان نمادی از کل جهان مطرح می‌شود.

بخش‌های مختلف بدن اسب با بخش‌های مختلف کیهان متناظر می‌شوند.

مثلاً:

سر → سپیده‌دم

چشم → خورشید

نَفَس → باد

بدن → جهان

هدف این تصویر:

انسان/حیوان و کیهان دو قلمرو کاملاً جدا نیستند.

۲. از آیین به متافیزیک

اما بریهدارَنیکه به‌تدریج از زبان قربانی عبور می‌کند.

سؤال اساسی‌تر می‌شود:

چه حقیقتی پشت همهٔ این نمادها قرار دارد؟

این حرکت بسیار مهم است:

قربانی بیرونی → حقیقت درونی

و در نهایت:

آیین → شناخت آتمن

فصل دوم — آتمن

اینجا وارد بخش بسیار فلسفی‌تری می‌شویم.

یکی از شخصیت‌های مهم:

یاجْنَوالکْیه (Yājñavalkya) (Yajnavalkya) (Yājñavalkya)

است.

او یکی از مهم‌ترین متفکران اوپانیشادی است.

۳. آتمن به‌عنوان خودِ درونی

یاجنَوالکْیه بر این نکته تأکید می‌کند که باید خودِ حقیقی را شناخت.

آتمن (Ātman) (Self) (Selbst)

چیزی نیست که بتوان آن را مانند یک شیء بیرونی مشاهده کرد.

چرا؟

چون آتمن همان چیزی است که:

می‌بیند،

می‌شنود،

می‌اندیشد،

و تجربه می‌کند.

این دیدگاه ادامهٔ مستقیم همان ایده‌ای است که در کِنا دیدیم:

«ذهنِ ذهن»

و:

«چشمِ چشم».

۴. «شناختِ شناسا»

یکی از مهم‌ترین ایده‌های یاجنَوالکْیه:

شناختنِ شناسا (Know the Knower) (Den Erkennenden erkennen)

است.

هر چیزی که می‌شناسی، یک موضوع شناخت (Object) (Gegenstand) است.

اما:

شناسا (Knower) (Erkennender)

را نمی‌توان به همان شیوه تبدیل به یک ابژه کرد.

پس باید به خودِ شناسا بازگردیم.

این همان چرخش بنیادی اوپانیشادی از:

جهانِ اشیا

به:

شرط امکان شناخت جهان

است.

۵. نِتی نِتی

اکنون به یکی از مشهورترین آموزه‌های کل اوپانیشادها می‌رسیم:

نِتی نِتی (Neti Neti) (Not This, Not This) (Nicht dies, nicht dies)

یعنی:

«این نیست، آن نیست.»

اما منظور چیست؟

هر بار که می‌گویی:

«من این بدن هستم»،

پاسخ:

این نیست.

«من این احساس هستم.»

این نیست.

«من این فکر هستم.»

این نیست.

«من این تصویر ذهنی هستم.»

این نیست.

۶. آیا نِتی نِتی به پوچ‌گرایی می‌رسد؟

نه.

هدف نفی همه‌چیز نیست.

هدف این است که هر چیزی را که می‌توان به‌عنوان یک ابژه تعریف کرد کنار بزنیم.

تا روشن شود که:

آتمن ابژه نیست.

بلکه:

شرط امکان همهٔ ابژه‌هاست.

پس:

Neti Neti ≠ Nothing

بلکه:

Neti Neti → فراتر رفتن از تعین‌های محدود

۷. آتمن و جاودانگی

یاجنَوالکْیه آتمن را با:

جاودانگی (Amṛta / Amṛtatva) (Immortality) (Unsterblichkeit)

پیوند می‌دهد.

بدن تغییر می‌کند.

افکار تغییر می‌کنند.

احساسات تغییر می‌کنند.

اما حقیقت آتمن به این تغییرات محدود نیست.

از اینجا مسئلهٔ:

مرگ

به مسئلهٔ:

خود حقیقی

پیوند می‌خورد.

۸. جمع‌بندی این بخش

تا اینجا بریهدارَنیکه سه حرکت اساسی انجام داده است:

قربانی و کیهان

آتمن

نِتی نِتی

یعنی از جهان بیرونی به سوی خود حقیقی حرکت می‌کند و سپس حتی تعریف‌های مربوط به آن خود را نیز کنار می‌زند.

فرمول اصلی:

هرچه ابژه است → آتمن نیست.

آنچه امکان شناخت ابژه را فراهم می‌کند → به آتمن نزدیک‌تر است.

بریهدارَنیکه اوپانیشاد — فصل دوم، ادامه

اکنون به دو بخش بسیار مهم می‌رسیم: خودِ درونیِ همهٔ موجودات و سپس گفت‌وگوی یاجنَوالکْیه و مایتریی.

۹. خودِ درونی

خودِ درونی (Antaryāmin) (Inner Controller) (Innerer Lenker)

یاجنَوالکْیه می‌گوید درون همهٔ موجودات حقیقتی حضور دارد که خودِ موجودات از آن آگاه نیستند، اما از درون آن‌ها را «هدایت» می‌کند.

این حقیقت:

  • در زمین است، اما زمین نیست؛
  • در آب است، اما آب نیست؛
  • در انسان است، اما صرفاً بدن انسان نیست؛
  • در ذهن است، اما خودِ ذهن نیست.

پس باید میان:

آنچه در چیزی حضور دارد

و:

خودِ آن چیز

تمایز گذاشت.

۱۰. نکتهٔ فلسفی مهم

این آموزه به ایدهٔ کِنا نزدیک است:

برهمن در حواس است، اما خودِ حواس نیست.

و:

آتمن در ذهن است، اما خودِ ذهن نیست.

بنابراین حقیقت نهایی:

درون جهان حضور دارد، اما با هیچ شیء محدود یکی نیست.

۱۱. یاجنَوالکْیه و مایتریی

اکنون به یکی از مشهورترین گفت‌وگوهای تاریخ فلسفهٔ هند می‌رسیم.

مایتریی (Maitreyī) (Maitreyi) (Maitreyī) همسر یاجنَوالکْیه است.

یاجنَوالکْیه تصمیم دارد زندگی خانوادگی را ترک کند و وارد زندگی زاهدانه شود.

او می‌خواهد دارایی خود را میان همسرانش تقسیم کند.

مایتریی می‌پرسد:

آیا ثروت می‌تواند مرا جاودانه کند؟

پاسخ یاجنَوالکْیه:

نه.

ثروت می‌تواند زندگی را مرفه کند، اما:

جاودانگی (Amṛtatva) (Immortality) (Unsterblichkeit)

نمی‌آورد.

۱۲. پس چه چیزی جاودانگی می‌آورد؟

مایتریی می‌گوید:

اگر ثروت مرا جاودانه نمی‌کند، پس به من چیزی بیاموز که به جاودانگی منجر شود.

یاجنَوالکْیه اکنون یکی از عمیق‌ترین آموزه‌های اوپانیشاد را بیان می‌کند.

۱۳. «همه‌چیز برای خاطر خود دوست داشته می‌شود»

انسان:

همسر را برای خود دوست دارد.

فرزند را برای خود دوست دارد.

ثروت را برای خود دوست دارد.

جهان را برای خود دوست دارد.

اما منظور از «خود» چیست؟

یاجنَوالکْیه می‌گوید:

این خودِ روزمره و خودخواهانه نیست.

منظور:

آتمن (Ātman) (Self) (Selbst)

است.

۱۴. معنای این آموزه

اگر چیزی را دوست داریم، ارزش آن برای ما به نحوی با خود مرتبط است.

پس شناخت آتمن، کل رابطهٔ ما با جهان را دگرگون می‌کند.

بنابراین:

خودشناسی → شناخت بنیاد رابطه با دیگری و جهان

این یکی از عمیق‌ترین پیوندهای اخلاق، عشق و متافیزیک در اوپانیشادهاست.

۱۵. «باید آتمن را دید»

یاجنَوالکْیه می‌گوید:

آتمن باید دیده شود، شنیده شود، درباره‌اش اندیشیده شود و در آن تأمل شود.

اصطلاحات مهم:

دیدن (Darśana) (Seeing / Insight) (Schau / Einsicht)

شنیدن (Śravaṇa) (Hearing) (Hören)

اندیشیدن (Manana) (Reflection) (Nachdenken)

تأمل عمیق (Nididhyāsana) (Deep Contemplation) (Vertiefte Betrachtung)

این چهار مرحله بعدها در سنت ودانته اهمیت فراوان پیدا می‌کنند.

۱۶. چرا شناخت آتمن همه‌چیز را دگرگون می‌کند؟

چون اگر حقیقت خود را بشناسی، بنیاد رابطهٔ خود با:

  • دیگران،
  • جهان،
  • ثروت،
  • قدرت،
  • زندگی،
  • مرگ

را نیز می‌شناسی.

به همین دلیل:

شناخت آتمن = شناخت بنیاد همهٔ تجربه‌ها

۱۷. اما آتمن را نمی‌توان مانند شیء دید

اینجا دوباره همان پارادوکس کِنا بازمی‌گردد.

آیا می‌توان آتمن را مانند یک شیء مشاهده کرد؟

نه.

زیرا آتمن:

شناسا (Knower) (Erkennender)

است، نه:

شناخته‌شونده (Known) (Erkanntes).

پس آتمن را نمی‌توان در کنار سایر اشیا قرار داد.

۱۸. «وقتی همه‌چیز خود است...»

درک آتمن به این نتیجه می‌رسد که مرز مطلق میان:

من

و:

جهان

دیگر به شکل سابق باقی نمی‌ماند.

این همان زمینه‌ای است که بعدها در فلسفهٔ عدم‌دوگانگی (Advaita) (Non-duality) (Nichtdualität) اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند.

جمع‌بندی این بخش

مسیر این قسمت:

ثروت

→ نمی‌تواند جاودانگی بدهد.

عشق

→ در نهایت به مسئلهٔ خود مربوط می‌شود.

آتمن

→ باید شناخته شود.

شناخت آتمن

→ شناخت بنیاد رابطهٔ انسان با جهان.

آتمن

→ شناساست، نه ابژهٔ شناخت.

و بنابراین یکی از مهم‌ترین پیام‌های بریهدارَنیکه:

برای شناخت جهان، باید ابتدا آن حقیقتی را جست‌وجو کرد که «شناختن» را ممکن می‌کند.

بریهدارَنیکه اوپانیشاد — ادامهٔ فصل دوم

اکنون پایان گفت‌وگوی یاجنَوالکْیه و مایتریی و سپس ورود به یکی از مهم‌ترین مناظرات فلسفی متن را ادامه می‌دهیم.

۱۹. اگر آتمن شناخته شود

یاجنَوالکْیه می‌گوید وقتی آتمن (Ātman) (Self) (Selbst) شناخته شود، دیگر شناخت انسان محدود به یک شیء خاص نیست.

زیرا همهٔ چیزها در نسبت با همین خودِ بنیادین فهمیده می‌شوند.

پس:

شناخت آتمن → شناخت بنیاد تجربه

این همان ایده‌ای است که در چاندوگیا به صورت دیگری بیان شد:

«تو آنی (Tat Tvam Asi) (That Thou Art) (Das bist du).»

۲۰. پایان گفت‌وگو با مایتریی

مایتریی از یاجنَوالکْیه آموزهٔ خودشناسی را دریافت می‌کند.

پیام اصلی گفت‌وگو:

ثروت → رفاه

اما:

شناخت آتمن → جاودانگی

پس انسان نباید زندگی را فقط بر اساس تصاحب اشیا بفهمد؛ مسئلهٔ عمیق‌تر، شناخت حقیقت «خود» است.

فصل سوم — مناظرهٔ بزرگ

اکنون وارد یکی از مهم‌ترین قسمت‌های کل اوپانیشاد می‌شویم:

مناظرهٔ یاجنَوالکْیه (Yājñavalkya) (Yajnavalkya) (Yājñavalkya)

در برابر دانشمندان و متفکران دربار.

شاه:

جَنَکه (Janaka) (Janaka) (Janaka)

مجلس بزرگی از دانشمندان تشکیل داده است.

جایزه‌ای بزرگ برای کسی تعیین شده که بتواند در بحث دربارهٔ برهمن بر دیگران غلبه کند.

۲۱. یاجنَوالکْیه وارد مناظره می‌شود

یاجنَوالکْیه از ابتدا اعتمادبه‌نفس زیادی دارد.

او حتی پیش از پایان بحث، جایزه را برای خود می‌خواهد.

دیگران اعتراض می‌کنند.

از اینجا مناظره آغاز می‌شود.

این مناظره فقط رقابت لفظی نیست؛ مسئله این است:

بنیاد نهایی واقعیت چیست؟

۲۲. پرسش دربارهٔ برهمن

نخست پرسش‌هایی دربارهٔ:

  • جهان،
  • خدایان،
  • عناصر،
  • فضا،
  • نظم کیهانی

مطرح می‌شود.

یاجنَوالکْیه پاسخ می‌دهد که همهٔ این‌ها به یک اصل بنیادی‌تر وابسته‌اند.

این اصل:

برهمن (Brahman) (Ultimate Reality) (absolute Wirklichkeit)

است.

۲۳. گَرگی وارد می‌شود

یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های این مناظره:

گَرگی واچَکْناوی (Gārgī Vācaknavī) (Gargi Vachaknavi) (Gārgī Vācaknavī)

است.

گَرگی از معدود متفکران زن برجسته‌ای است که در متون فلسفی باستانی هند به‌صورت جدی وارد مناظره می‌شود.

او پرسش‌های بسیار دشواری مطرح می‌کند.

۲۴. پرسش گَرگی: جهان بر چه چیزی استوار است؟

گَرگی می‌پرسد:

این جهان بر چه چیزی استوار است؟

یاجنَوالکْیه پاسخ می‌دهد:

بر آب.

گَرگی دوباره می‌پرسد:

آب بر چه چیزی استوار است؟

و همین پرسش را ادامه می‌دهد.

یعنی:

X بر Y استوار است؛ Y بر Z؛ Z بر چه؟

هدف او پیدا کردن بنیاد نهایی هستی است.

۲۵. زنجیرهٔ علل

این پرسش از نظر فلسفی بسیار مهم است.

اگر هر چیز به چیز دیگری وابسته باشد، باید پرسید:

آخرین بنیاد چیست؟

اگر پاسخ دوباره چیزی دیگر باشد، مسئله ادامه پیدا می‌کند.

پس باید به چیزی برسیم که:

خود وابسته به چیز دیگری نباشد.

۲۶. آکاشه

در نهایت بحث به:

آکاشه (Ākāśa) (Space / Ether) (Raum / Äther)

می‌رسد.

اما آکاشه نیز آخرین پاسخ نیست.

پرسش گَرگی به سوی چیزی می‌رود که حتی فضا نیز به آن وابسته است.

۲۷. «نظم تغییرناپذیر»

یاجنَوالکْیه از:

نظم تغییرناپذیر (Akṣara) (Imperishable) (das Unvergängliche)

سخن می‌گوید.

این مفهوم بسیار مهم است.

Akṣara یعنی:

زوال‌ناپذیر / فنا‌ناپذیر

چیزی که تحت تغییرات جهان قرار نمی‌گیرد.

۲۸. اکشره

اکشره (Akṣara) (Imperishable) (das Unvergängliche)

بنیاد جهان است.

حتی:

خورشید، ماه، زمین، آسمان و زمان

در نسبت با آن قرار دارند.

این مفهوم بعدها در سنت‌های فلسفی هند اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند.

۲۹. چرا اکشره؟

زیرا اگر بنیاد جهان خودش متغیر و وابسته باشد، نمی‌تواند بنیاد نهایی باشد.

پس باید چیزی باشد که:

تغییر نمی‌کند

و:

وابسته نیست.

این همان جایی است که بریهدارَنیکه به متافیزیک بنیادین نزدیک می‌شود.

۳۰. گَرگی و مرز پرسش

گَرگی پرسش را بسیار دور می‌برد.

یاجنَوالکْیه در نهایت به او هشدار می‌دهد که اگر بیش از این دربارهٔ بنیاد مطلق پرسش کند، ممکن است «سرش بیفتد».

این عبارت را نباید صرفاً فیزیکی فهمید؛ در زبان مناظرهٔ فلسفی یعنی:

ذهن مفهومی نمی‌تواند بدون محدودیت دربارهٔ امر مطلق سؤال کند.

جمع‌بندی

در این بخش حرکت چنین است:

جهان

عناصر

فضا

بنیاد فضا

اکشره

Akṣara — Imperishable — das Unvergängliche

یعنی:

زوال‌ناپذیر

و نتیجه:

هر چیزی که تغییر می‌کند، نمی‌تواند بنیاد نهایی خودش باشد.

بریهدارَنیکه اوپانیشاد — فصل چهارم

۱. آتمن به‌عنوان نور

یاجنَوالکْیه می‌پرسد انسان بدون خورشید، ماه و آتش با چه چیزی «روشن» است؟

پاسخ نهایی:

آتمن (Ātman) (Self) (Selbst)

آتمن در اینجا به معنای آگاهی درونی (Consciousness) (Bewusstsein) است.

۲. رؤیا و خواب

رؤیا (Svapna) (Dream) (Traum) نشان می‌دهد که تجربه فقط به جهان بیرونی وابسته نیست.

خواب عمیق (Suṣupti) (Deep Sleep) (Tiefschlaf) نشان می‌دهد که حالات آگاهی تغییر می‌کنند، اما مسئلهٔ «خود» همچنان باقی است.

۳. میل و کارما

میل (Kāma) (Desire) (Begehren)

عمل (Karman) (Action/Karma) (Handlung/Karma)

پیامد

انسان با میل‌ها و اعمال خود مسیر وجودش را شکل می‌دهد.

۴. نِتی نِتی

نِتی نِتی (Neti Neti) (Not This, Not This) (Nicht dies, nicht dies)

یعنی آتمن را نمی‌توان با بدن، ذهن، احساس یا هیچ شیء محدودی یکی دانست.

آتمن:

شناسا (Knower) (Erkennender)

است، نه شیء شناخته‌شده.

۵. رهایی

شناخت آتمن موجب:

رهایی (Mokṣa) (Liberation) (Befreiung)

از وابستگی به میل، ترس و کارما می‌شود.

خلاصهٔ فصل چهارم:

آگاهی → آتمن → فراتر رفتن از میل → شناخت خود → رهایی

فصل بعدی، فصل پنجم، بسیار کوتاه‌تر است و مهم‌ترین آموزهٔ آن «دَ» (Da) و سه اصل خودمهاری، بخشندگی و شفقت است.

فصل پنجم

این فصل مجموعه‌ای از آموزه‌های کوتاه دربارهٔ برهمن (Brahman) (Ultimate Reality) (absolute Wirklichkeit)، اخلاق و خودمهاری است.

آموزهٔ «دَ»

دَ (Da) (Da) (Da) برای موجودات مختلف سه معنا پیدا می‌کند:

خودمهاری (Dama) (Self-control) (Selbstbeherrschung)

بخشندگی (Dāna) (Giving / Generosity) (Geben / Freigebigkeit)

شفقت (Dayā) (Compassion) (Mitgefühl)

پس سه فرمان اساسی:

خودمهاری — بخشندگی — شفقت

فصل ششم

فصل ششم بیشتر به آیین‌ها، انتقال دانش و تداوم سنت استاد و شاگرد مربوط است.

در عین حال، آموزهٔ آتمن همچنان در پس‌زمینه حضور دارد.

مفاهیم مهم:

آتمن (Ātman) (Self) (Selbst)
برهمن (Brahman) (Ultimate Reality) (absolute Wirklichkeit)
شناخت (Jñāna) (Knowledge) (Erkenntnis)

هدف نهایی همان است:

شناخت حقیقت → رهایی

جمع‌بندی کل بریهدارَنیکه

اگر کل متن را بسیار فشرده کنیم:

فصل اول

کیهان و قربانی

→ جهان به‌عنوان یک کل واحد.

فصل دوم

آتمن

→ حقیقت درونی انسان.

فصل سوم

برهمن و اکشره

→ جست‌وجوی بنیاد زوال‌ناپذیر جهان.

فصل چهارم

آگاهی، میل، کارما و رهایی

→ شناخت آتمن.

فصل پنجم

اخلاق

→ خودمهاری، بخشندگی، شفقت.

فصل ششم

سنت و انتقال دانش

→ استمرار آموزهٔ خودشناسی.

فرمول فلسفی بریهدارَنیکه

جهان

برهمن

آتمن

شناخت خود

نِتی نِتی

رهایی

و مهم‌ترین ایدهٔ آن:

آتمن را نمی‌توان مانند یک شیء شناخت؛ زیرا آتمن همان «شناسا» است.

پس در کنار چاندوگیا که بر «تو آنی» (Tat Tvam Asi) تأکید می‌کند، بریهدارَنیکه با «نِتی نِتی» (Neti Neti) راه دیگری برای نزدیک شدن به حقیقت نشان می‌دهد:

«این نیست، آن نیست.»

یعنی حقیقت نهایی را نمی‌توان در هیچ تعریف محدود و هیچ ابژهٔ معین محصور کرد.


برچسب‌ها: اوپانیشاد, فلسفه شرق, فلسفه چینی, برهمن
[ پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 21:21 ] [ عباس مهیاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عباس مهیاد. نویسنده، پژوهش گر فلسفه و ادبیات، شاعر، فیلمساز، مترجم، منتقد.

چیز چندانی نیست که بخواهم درباره ی خودم بدان اشاره کنم. برخی اطلاعات را  می توان درین وبلاگ مشاهده کرد. فقط این نکته را می افزایم که از گفتن و شنیدن و به خصوص خواندن لذت عمیق می برم ، امّا در نهایت سر و ساده پیروِ مذهبِ نوشتنم. همین.