|
عباس مهیاد ABBAS MAHYAD
| ||
ژیل دلوز – تفاوت و تکرار - قسمت (5)Gilles Deleuze – Différence et répétition (1968)پیوست تحلیلی: فیلسوفان اصلی در پسِ تفاوت و تکرارPhilosophes de référence / Reference Philosophers / Bezugsphilosophenپس از پایان چهار فصل، برای فهم کامل کتاب باید دید دلوز چگونه با تاریخ فلسفه وارد گفتوگو میشود. تفاوت و تکرار کتابی جدا از سنت فلسفی نیست؛ بلکه بازخوانی رادیکال آن است. دلوز از فیلسوفان گذشته مفاهیمی میگیرد، اما آنها را تغییر میدهد تا پروژهٔ خودش را بسازد. ۱. افلاطون: از ایدهٔ ثابت به مسئلهٔ تفاوتافلاطون / Platon / Plato / Platon نقش افلاطون در کتاب بسیار پیچیده است. در نگاه سنتی: افلاطون نمایندهٔ جهان ایدههای ثابت است. ایده / Idée / Idea / Idee چیزی کامل و تغییرناپذیر است و اشیای محسوس فقط نسخههایی ناقص از آن هستند. اما دلوز یک خوانش متفاوت ارائه میکند. او میپرسد: آیا افلاطون فقط دربارهٔ مدل و کپی صحبت میکند؟ یا در آثار او مسئلهٔ عمیقتری وجود دارد: چگونه میتوان چیز حقیقی را از چیز ظاهری تشخیص داد؟ دلوز در افلاطون چیزی پیدا میکند که بعدها آن را گسترش میدهد: مسئله / Problème / Problem / Problem ایده نزد دلوز دیگر یک الگوی ثابت نیست. بلکه یک میدان مسئلهای است که پاسخهای مختلف تولید میکند. ۲. ارسطو: نقد مفهوم تفاوت بیرونیارسطو / Aristote / Aristotle / Aristoteles ارسطو برای دلوز نمایندهٔ تفکری است که تفاوت را درون چارچوب هویت قرار میدهد. در منطق ارسطویی: ابتدا باید بدانیم یک چیز چیست. ماهیت / Essence / Essence / Wesen سپس تفاوتها را تعیین کنیم. مثلاً: انسان: حیوان + ناطق دلوز این ترتیب را وارونه میکند. او میگوید: تفاوت نباید از دل هویت بیرون بیاید. بلکه هویت خودش محصول تفاوتهاست. یعنی: نه: چیز → تفاوت بلکه: تفاوت → چیز ۳. اسپینوزا: هستی یگانه و تفاوتهای درونیاسپینوزا / Spinoza / Spinoza / Spinoza یکی از مهمترین فیلسوفان برای دلوز است. اسپینوزا میگوید: یک جوهر واحد وجود دارد. جوهر / Substance / Substance / Substanz اما این وحدت به معنای یکسانی نیست. یک جوهر میتواند بینهایت حالت داشته باشد. حالت / Mode / Mode / Modus دلوز از اسپینوزا میآموزد: وحدت و تفاوت میتوانند همزمان وجود داشته باشند. جهان یک وحدت مرده نیست. یک کثرت زنده است. ۴. لایبنیتس: کثرت و دیدگاههالایبنیتس / Leibniz / Leibniz / Leibniz تأثیر لایبنیتس بر دلوز بسیار زیاد است. مفهوم مهم: موناد / Monade / Monad / Monade هر موناد جهان را از زاویهٔ خودش بیان میکند. دیدگاه / Point de vue / Point of View / Perspektive دلوز از این ایده استفاده میکند: واقعیت یک نسخهٔ واحد و مرکزی ندارد. واقعیت مجموعهای از تفاوتهای دیدگاهی است. ۵. کانت: انقلاب در اندیشهکانت / Kant / Kant / Kant دلوز کانت را یکی از مهمترین فیلسوفان تاریخ میداند. کانت نشان داد: ذهن فقط جهان را دریافت نمیکند؛ بلکه در ساخت تجربه نقش دارد. اما دلوز معتقد است کانت هنوز به نوعی هماهنگی میان قوای ذهنی وفادار است. دلوز میخواهد لحظهای را بیابد که در آن قوای ذهنی با چیزی روبهرو شوند که آنها را از هماهنگی معمول خارج کند. ۶. برگسون: زمان و مجازیبرگسون / Bergson / Bergson / Bergson یکی از بزرگترین منابع تفاوت و تکرار است. برگسون میان دو نوع زمان تفاوت میگذارد: زمان کمّی / Temps quantitatif / Quantitative Time / quantitative Zeit و دوام / Durée / Duration / Dauer دوام یعنی: زمان زیستهای که لحظهها در هم نفوذ میکنند. دلوز از برگسون میگیرد: گذشته ناب / Passé pur / Pure Past / reine Vergangenheit گذشته فقط چیزی نیست که تمام شده باشد. گذشته یک بُعد واقعی از هستی است. ۷. نیچه: بازگشت تفاوتنیچه / Nietzsche / Nietzsche / Nietzsche شاید مهمترین تأثیر کتاب. مفهوم: بازگشت جاودان دلوز تفسیر معمول را رد میکند. بازگشت جاودان نمیگوید: همه چیز همانطور دوباره تکرار میشود. بلکه: تنها چیزی که بازمیگردد، نیروی تفاوت و شدن است. ۸. نتیجهٔ این مسیر تاریخیدلوز از هر فیلسوف چیزی میگیرد: افلاطون: ارسطو: اسپینوزا: لایبنیتس: کانت: برگسون: نیچه: پس تفاوت و تکرار در نهایت یک کتاب دربارهٔ یک موضوع محدود نیست. این کتاب تلاشی است برای ساختن یک فلسفهٔ تازه: فلسفهای که از تفاوت آغاز میکند، نه از هویت. فرهنگ مفاهیم کلیدی تفاوت و تکرارGlossaire de Différence et répétition / Glossary of Difference and Repetition / Glossar von Differenz und Wiederholungدر این بخش، مفاهیم اصلی کتاب را جداگانه بررسی میکنیم تا شبکهٔ مفهومی دلوز روشنتر شود. این واژهها فقط اصطلاحات فنی نیستند؛ هر کدام بخشی از معماری فلسفی کتاب را میسازند. ۱. تفاوت در خودDifférence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sichاین شاید بنیادیترین مفهوم کتاب است. دلوز میگوید فلسفه معمولاً تفاوت را نسبت به یک چیز دیگر تعریف کرده است. مثلاً: این چیز با آن چیز فرق دارد. اما این نوع تفاوت، تفاوت بیرونی است. دلوز میخواهد از: تفاوت در خود سخن بگوید. یعنی تفاوتی که برای وجود داشتن، نیازمند مقایسه با چیز دیگری نیست. مثال: یک گیاه در رشد خود تفاوتهای درونی تولید میکند. رشد فقط تغییر از یک حالت به حالت دیگر نیست؛ خودِ فرایند رشد، تولید تفاوت است. ۲. تکرار برای خودRépétition pour elle-même / Repetition for itself / Wiederholung für sichتکرار در معنای معمول: بازگشت یک چیز مشابه. اما دلوز میگوید: اگر هر لحظه کاملاً تازه است، چگونه چیزی تکرار میشود؟ پاسخ: تکرار واقعی، تکرار یک هویت نیست. تکرار، تولید تفاوت در جریان زمان است. مثال: یک موسیقی را چند بار اجرا کنید. هر اجرا همان قطعه است، اما هیچ اجرا کاملاً همان اجرای قبلی نیست. ۳. ایدهIdée / Idea / Ideeایده نزد دلوز با ایدهٔ افلاطونی تفاوت دارد. ایده: یک شکل کامل و ثابت در جهانی دیگر نیست. ایده: یک ساختار مسئلهای است که امکانهای مختلف تولید میکند. ایده مانند یک میدان نیرو است. ۴. کثرتMultiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeitکثرت یعنی: یک مجموعهٔ ساده از عناصر متعدد نیست. مثلاً: یک جامعه فقط جمع افراد نیست. شبکهای از روابط، نیروها، تاریخها و تفاوتهاست. کثرت همیشه دارای ساختار است. ۵. مجازیVirtuel / Virtual / Virtuellیکی از بیشترین سوءتفاهمها دربارهٔ دلوز مربوط به این واژه است. مجازی یعنی: غیرواقعی نیست. مجازی در مقابل: بالفعل / Actuel / Actual / Aktuell قرار دارد. مجازی: واقعیتی است که هنوز شکل مشخص نگرفته است. مثال: یک زبان پیش از اینکه یک جملهٔ خاص گفته شود، مجموعهای از امکانهای بیانی دارد. ۶. بالفعلActuel / Actual / Aktuellبالفعل یعنی: شکل مشخصی که از یک میدان مجازی پدید آمده است. بالفعل شدن: کپی کردن یک مدل نیست. بلکه: خلق یک وضعیت تازه است. ۷. فعلیتیابیActualisation / Actualization / Aktualisierungفرایند تبدیل مجازی به بالفعل. اما این تبدیل مکانیکی نیست. در آن انتخاب، تفاوت و آفرینش وجود دارد. ۸. شدتIntensité / Intensity / Intensitätشدت یکی از مفاهیم مهم هستیشناسی دلوز است. شدت: تفاوتی است که هنوز به یک کیفیت ثابت تبدیل نشده است. مثلاً: اختلاف فشار هوا. همین اختلاف است که حرکت ایجاد میکند. ۹. فردشدنIndividuation / Individuation / Individuationفرد یک نقطهٔ آغاز نیست. فرد نتیجهٔ یک فرایند است. در فلسفهٔ سنتی: اول فرد وجود دارد. بعد ویژگیها را دارد. در دلوز: ابتدا میدان نیروها وجود دارد. بعد فرد شکل میگیرد. ۱۰. شدنDevenir / Becoming / Werdenشدن یعنی: عبور از یک حالت ثابت به حالت دیگر. اما نه به معنای رسیدن به یک مقصد نهایی. شدن خودِ حرکت تغییر است. ۱۱. نشانهSigne / Sign / Zeichenنشانه چیزی است که اندیشه را تحریک میکند. ما به دلیل ارادهٔ ساده به حقیقت فکر نمیکنیم. چیزی باید ما را مجبور کند. نشانه نظم عادی فکر را برهم میزند. ۱۲. مسئلهProblème / Problem / Problemمسئله نزد دلوز کمبود یا نقص نیست. مسئله یک میدان تولید است. یک مسئلهٔ بزرگ میتواند جهان تازهای از مفاهیم ایجاد کند. ۱۳. تصویر اندیشهImage de la pensée / Image of Thought / Bild des Denkensیعنی: پیشفرضهایی که تعیین میکنند فکر کردن چیست. مثلاً: این فرض که انسان به طور طبیعی حقیقت را میخواهد. دلوز میخواهد اندیشه را از این تصویر آزاد کند. ۱۴. فکر بدون تصویرPensée sans image / Thought without Image / Denken ohne Bildهدف فصل سوم. یعنی: فکری که از قالبهای آماده دربارهٔ خودش شروع نمیکند. فکری که اجازه میدهد تفاوت، آن را دگرگون کند. ۱۵. بازنماییReprésentation / Representation / Repräsentationهدف اصلی نقد دلوز. بازنمایی جهان را با چهار معیار توضیح میدهد: هویت، دلوز میگوید این چهارچوب، تفاوت واقعی را پنهان میکند. جمعبندی نهایی فرهنگ مفاهیممعماری کتاب را میتوان چنین دید: تفاوت تکرار ایده مجازی فعلیتیابی فردشدن اندیشه تحلیل قطعات کلیدی تفاوت و تکرار (ادامه)Analyse des passages clés / Analysis of key passages / Analyse zentraler Passagenدر این بخش وارد خوانش نزدیکتر ایدههای اصلی متن میشویم. بهجای آوردن قطعات طولانیِ عین متن، مضمون دقیق آنها را توضیح میدهم و اصطلاحات اصلی را حفظ میکنم. ۱. گزارهٔ بنیادین کتاب: تفاوت پیش از هویت استDifférence avant l'identité / Difference before Identity / Differenz vor Identitätیکی از محورهای اصلی کتاب این است که فلسفه معمولاً از «چیزهای همان» شروع کرده است. یعنی: ابتدا چیزی را یک هویت ثابت در نظر میگیریم: چیز = خودش بعد تفاوتها را میان چیزها بررسی میکنیم. دلوز این ترتیب را وارونه میکند. او میگوید: هویت، نتیجهٔ تثبیت تفاوتهاست. نه اینکه تفاوت، نتیجهٔ مقایسهٔ هویتها باشد. مثال: در زیستشناسی، یک موجود زنده ابتدا یک «چیز ثابت» نیست که بعد تغییر کند. بلکه از ابتدا یک میدان تغییر، رشد و نیرو است. ۲. نقد بازنماییReprésentation / Representation / Repräsentationدلوز معتقد است بازنمایی چهار مانع ایجاد میکند: هویتIdentité / Identity / Identitätمیگوید: هر چیز باید ابتدا خودش باشد. شباهتRessemblance / Resemblance / Ähnlichkeitمیگوید: چیزها با مقایسه با نمونهای شناخته میشوند. تضادOpposition / Opposition / Gegensatzمیگوید: تفاوت یعنی قرار گرفتن در برابر ضد خود. قیاسAnalogie / Analogy / Analogieمیگوید: چیزهای متفاوت را با یک نظام مشترک اندازهگیری میکنیم. دلوز میخواهد نشان دهد که تفاوت واقعی پیش از همهٔ اینها وجود دارد. ۳. تفاوت بهعنوان نیروی مثبتDifférence positive / Positive Difference / positive Differenzدر بسیاری از فلسفهها تفاوت با «نبودن» تعریف میشود. مثلاً: این چیز، آن چیز نیست. اما دلوز میگوید: تفاوت چیزی مثبت است. تفاوت چیزی تولید میکند. مثلاً: تفاوت ژنتیکی میان موجودات فقط نبودنِ یک ویژگی نیست؛ بلکه نیرویی است که مسیرهای تازهٔ زندگی را ایجاد میکند. ۴. تکرار و امر یگانهRépétition et singularité / Repetition and Singularity / Wiederholung und Singularitätدلوز میگوید: تکرار حقیقی همیشه با امر یگانه مرتبط است. چرا؟ زیرا چیزی که واقعاً تکرار میشود، یک «قانون کلی» نیست. هر رخداد یک بار خاص و منحصر به فرد دارد. مثلاً: دوستی، عشق، یک اثر هنری یا یک لحظهٔ تاریخی را نمیتوان فقط نمونهای از یک قانون عمومی دانست. ۵. رخدادÉvénement / Event / Ereignisرخداد یکی از مفاهیمی است که در سراسر تفکر دلوز حضور دارد. رخداد یعنی: چیزی که در یک وضعیت پدیدار میشود، اما به آن وضعیت تقلیلپذیر نیست. مثلاً: یک انقلاب فقط مجموعهای از اتفاقات فیزیکی نیست. یک تغییر در امکانهای فکر و زندگی است. ۶. رابطهٔ تفاوت و تکرارعنوان کتاب: Différence et répétition / Difference and Repetition / Differenz und Wiederholungدو مفهوم جدا از هم نیستند. تفاوت بدون تکرار نمیتواند در جهان ظاهر شود. تکرار بدون تفاوت فقط تکرار مکانیکی خواهد بود. پس: تکرار = شیوهٔ ظهور تفاوت تفاوت = نیرویی که در تکرار عمل میکند ۷. نیچه و انتخاب شدن در بازگشت جاودانÉternel retour / Eternal Return / Ewige Wiederkunftدلوز بازگشت جاودان را بهعنوان آزمون انتخاب تفسیر میکند. آنچه بازمیگردد: نه همهٔ چیزها، بلکه فقط آن چیزی است که توان عبور از آزمون تفاوت را دارد. یعنی: زندگیای که بتواند تغییر، شدن و آفرینش را تأیید کند. ۸. نتیجهٔ فلسفی کتابپرسش سنتی فلسفه: «چیز چیست؟» پرسش دلوز: «چه نیروهایی باعث شدهاند این چیز پدیدار شود؟» این تغییر پرسش، تمام روش فلسفه را تغییر میدهد. به جای: ماهیت ثابت میرسیم به: فرایند تولید. برچسبها: ژیل دلوز, تفاوت و تکرار, فلسفه معاصر فرانسه, رویداد فلسفی [ سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 22:55 ] [ عباس مهیاد ]
|
||