عباس مهیاد
ABBAS MAHYAD 
قالب وبلاگ

ژیل دلوز – تفاوت و تکرار

Gilles Deleuze – Différence et répétition (1968)

مقدمه: تکرار و تفاوت

Répétition et différence

کتاب تفاوت و تکرار یکی از بنیادی‌ترین آثار فلسفهٔ قرن بیستم است. مسئلهٔ اصلی دلوز در این کتاب این است:

آیا تفاوت چیزی است که بعد از هویت به وجود می‌آید، یا خودِ تفاوت بنیادی‌تر از هویت است؟

فلسفهٔ سنتی غالباً چنین ترتیب داده است:

فصل اول: تفاوت در خود

Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich

فصل اول یکی از بنیادی‌ترین بخش‌های کتاب است، زیرا دلوز در اینجا می‌کوشد نشان دهد که تفاوت نه یک ویژگی فرعیِ اشیا، بلکه خودِ ساختار بنیادی واقعیت است.

مسئلهٔ اصلی فصل:

چگونه می‌توان تفاوت را مستقل از هویت اندیشید؟

۱. مشکل فلسفهٔ سنتی با تفاوت

دلوز معتقد است فلسفهٔ غرب معمولاً تفاوت را به چیزی دیگر وابسته کرده است.

یعنی:

تفاوت میان دو چیز، فقط وقتی فهمیده می‌شود که ابتدا آن دو چیز را به‌عنوان «همان چیزهای معین» بشناسیم.

مثلاً:

این دو انسان متفاوت‌اند.

اما پیش از گفتن این جمله، باید هر دو را تحت مفهوم:

انسان / Homme / Human / Mensch

قرار داده باشیم.

پس تفاوت در اینجا تابع مفهوم مشترک است.

دلوز می‌گوید این نوع تفاوت، تفاوت واقعی نیست؛ بلکه:

تفاوت تجربی / Différence empirique / Empirical difference / empirischer Unterschied

است.

یعنی تفاوت میان چیزهایی که قبلاً هویت پیدا کرده‌اند.

اما او به دنبال نوع دیگری است:

تفاوت در خود / Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich

۲. تفاوت عددی و تفاوت نوعی

دلوز میان دو نوع تفاوت تمایز می‌گذارد.

تفاوت عددی

تفاوت عددی / Différence numérique / Numerical difference / numerischer Unterschied

مثلاً:

دو کتاب کاملاً مشابه که فقط دو نسخهٔ جدا هستند.

آن‌ها از نظر تعداد متفاوت‌اند، نه از نظر ماهیت.

تفاوت نوعی

تفاوت نوعی / Différence spécifique / Specific difference / spezifischer Unterschied

مثلاً:

تفاوت میان گربه و سگ.

در اینجا تفاوت به نوع مربوط است.

اما دلوز می‌گوید حتی این هم کافی نیست، زیرا هنوز تفاوت را درون یک نظام طبقه‌بندی قرار می‌دهد.

۳. نقد ارسطو

دلوز در این بخش به ارسطو می‌پردازد.

در منطق ارسطویی:

موجودات درون طبقات قرار می‌گیرند.

مثلاً:

حیوان

انسان

فرد خاص

روش ارسطو:

جنس / Genre / Genus / Gattung

فرق نوعی / Différence spécifique / Specific difference / Artunterschied

باعث تعریف یک چیز می‌شود.

مثلاً:

انسان:

حیوان + ناطق

یعنی:

حیوان (جنس)

و

توانایی سخن گفتن (فرق نوعی)

اما دلوز می‌گوید:

این روش تفاوت را به جایگاه دوم می‌راند.

زیرا ابتدا یک زمینهٔ مشترک فرض می‌کند، سپس تفاوت را در آن قرار می‌دهد.

۴. تفاوت نمایشی در برابر تفاوت مولد

دلوز میان دو نوع تفاوت تمایز می‌گذارد:

تفاوت نمایشی

تفاوت نمایشی / Différence représentée / Represented difference / dargestellter Unterschied

این همان تفاوتی است که در ذهن ما ظاهر می‌شود.

مثلاً:

این گل قرمز است، آن گل سفید.

تفاوت مولد

تفاوت مولد / Différence productive / Productive difference / produktiver Unterschied

تفاوتی است که خودش تولیدکنندهٔ چیزهاست.

یعنی تفاوت فقط اختلاف میان موجودات نیست؛ بلکه نیرویی است که موجودات را پدید می‌آورد.

۵. ارتباط با افلاطون

دلوز به افلاطون بازمی‌گردد.

در نگاه افلاطونی:

ایده / Idée / Idea / Idee

الگوی حقیقی چیزهاست.

اشیای جهان محسوس، نسخه‌هایی ناقص از ایده‌ها هستند.

مثلاً:

ایدهٔ زیبایی

و

چیزهای زیبا.

دلوز می‌گوید افلاطون یک مشکل مهم را مطرح کرد:

چگونه میان نمونهٔ اصلی و نسخهٔ تقلیدی تفاوت بگذاریم؟

اما افلاطون هنوز تفاوت را درون نظام:

مدل / Modèle / Model / Modell

و

کپی / Copie / Copy / Kopie

قرار می‌دهد.

دلوز می‌خواهد از این منطق عبور کند.

۶. تفاوت و کثرت

کثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit

یکی از مفاهیم مهم دلوز است.

کثرت به معنی «جمعی از واحدها» نیست.

مثلاً:

یک گلهٔ گوسفند فقط تعداد زیادی گوسفند نیست.

یک سازمان، یک زبان، یک جامعه نیز فقط مجموعه‌ای از افراد نیست.

کثرت یک ساختار روابط و تفاوت‌هاست.

۷. تفاوت به‌عنوان نیروی مثبت

در فلسفهٔ سنتی، تفاوت اغلب منفی فهمیده می‌شد:

این چیز، آن چیز نیست.

یعنی تفاوت = فقدان.

اما دلوز می‌گوید:

تفاوت یک نیروی مثبت است.

تفاوت چیزی را کم نمی‌کند؛ چیزی تولید می‌کند.

مثلاً:

تفاوت ژنتیکی میان موجودات باعث پیدایش گونه‌های تازه می‌شود.

تفاوت در هنر باعث سبک‌های تازه می‌شود.

تفاوت در اندیشه باعث مفاهیم تازه می‌شود.

۸. نتیجهٔ بخش نخست فصل

دلوز می‌خواهد از این تصور عبور کند:

«دو چیز وجود دارند و بعد متفاوت‌اند.»

و به این تصور برسد:

«تفاوت‌ها وجود دارند و از درون آن‌ها چیزهای متفاوت شکل می‌گیرند.»

یعنی:

تفاوت → تولید هویت

نه:

هویت → تولید تفاوت

خلاصهٔ فصل اول تا اینجا

  • فلسفهٔ سنتی تفاوت را تابع هویت کرده است.
  • ارسطو تفاوت را در چارچوب طبقه‌بندی قرار داد.
  • افلاطون تفاوت را در رابطهٔ مدل و کپی فهمید.
  • دلوز به دنبال تفاوتی است که مستقل باشد.
  • تفاوت یک نیروی مولد است، نه صرفاً اختلاف میان اشیا.

فصل اول: تفاوت در خود (ادامه)

Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich

در بخش بعدی فصل اول، دلوز به یکی از مهم‌ترین دشمنان نظری خود می‌پردازد: دیالکتیک هگلی.
هدف او نفی سادهٔ هگل نیست؛ بلکه می‌خواهد نشان دهد که حتی هگل، با وجود آنکه تفاوت را جدی می‌گیرد، هنوز تفاوت را به یک ساختار عمیق‌تر یعنی تضاد وابسته می‌کند.

۹. تفاوت و تضاد در هگل

تضاد / Opposition / Opposition / Gegensatz

در فلسفهٔ هگل، حرکت اندیشه از طریق تضاد پیش می‌رود.

مثلاً:

بودن / Sein / Being / Sein

و

نیستی / Néant / Nothingness / Nichts

در آغاز در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند و از کشمکش آن‌ها مفهوم تازه‌ای پدید می‌آید.

این حرکت را دیالکتیک می‌نامیم:

دیالکتیک / Dialectique / Dialectic / Dialektik

هگل نشان می‌دهد که مفهوم‌ها ثابت نیستند و از طریق روابط درونی تغییر می‌کنند.
این نکته برای دلوز مهم است.

اما اختلاف دلوز با هگل اینجاست:

هگل تفاوت را زمانی واقعی می‌داند که به تضاد برسد.

یعنی:

تفاوت → تضاد → حل شدن تضاد در وحدت بالاتر

دلوز می‌گوید این کار هنوز تفاوت را محدود می‌کند.

زیرا هر تفاوتی دشمنی یا تضاد نیست.

۱۰. چرا تفاوت نباید به تضاد تبدیل شود؟

فرض کنیم دو رنگ داریم:

قرمز و آبی.

آیا قرمز و آبی با یکدیگر در تضاد هستند؟

نه.

قرمز، نفی آبی نیست.

آبی، دشمن قرمز نیست.

آن‌ها فقط تفاوت دارند.

پس:

تفاوت ≠ تضاد

دلوز می‌خواهد تفاوت را قبل از مرحله‌ای قرار دهد که به نفی و مخالفت تبدیل شود.

۱۱. تفاوت مثبت

دلوز از مفهوم:

تفاوت مثبت / Différence positive / Positive difference / positive Differenz

دفاع می‌کند.

یعنی تفاوتی که نیازی ندارد بگوید:

«من آن دیگری نیستم.»

بلکه خودش دارای نیروی سازنده است.

مثلاً در موسیقی:

یک نت موسیقایی فقط به دلیل متفاوت بودن از نت قبلی معنا ندارد؛ بلکه جایگاه و نیروی خودش را در کل ساختار موسیقی دارد.

۱۲. نقد بازنمایی

بازنمایی / Représentation / Representation / Repräsentation

یکی از مفاهیم مرکزی فصل اول است.

دلوز معتقد است بازنمایی بر چهار اصل تکیه دارد:

۱. هویت

هویت / Identité / Identity / Identität

چیزی باید ابتدا خودش باشد تا بتوان آن را شناخت.

۲. تشابه

تشابه / Ressemblance / Resemblance / Ähnlichkeit

تصویر باید شبیه اصل باشد.

۳. تضاد

تضاد / Opposition / Opposition / Gegensatz

چیزها با نفی یکدیگر تعریف شوند.

۴. قیاس

قیاس / Analogie / Analogy / Analogie

چیزهای مختلف بر اساس نسبت مشترک سنجیده شوند.

دلوز می‌گوید این چهار اصل باعث شده‌اند تفاوت واقعی پنهان شود.

زیرا همیشه از خود می‌پرسیم:

«این چیز با چه چیزی برابر است؟»

یا:

«به چه چیزی شبیه است؟»

به جای اینکه بپرسیم:

«چه تفاوتی آن را می‌سازد؟»

۱۳. اسپینوزا و تفاوت

دلوز در برابر سنت هگلی، به اسپینوزا بازمی‌گردد.

اسپینوزا / Spinoza / Spinoza / Spinoza

برای دلوز، اسپینوزا فیلسوفی است که جهان را بر پایهٔ یک هستی واحد اما با بی‌نهایت حالت می‌اندیشد.

هستی / Être / Being / Sein

در اسپینوزا یک جوهر واحد است:

جوهر / Substance / Substance / Substanz

اما این جوهر به شکل‌های بی‌شمار ظاهر می‌شود.

حالت / Mode / Mode / Modus

نکتهٔ مهم:

وحدت نزد اسپینوزا باعث حذف تفاوت نمی‌شود.

برعکس، یک هستی واحد می‌تواند بی‌نهایت تفاوت تولید کند.

این برای دلوز بسیار مهم است.

۱۴. لایبنیتس و تفاوت‌های کوچک

لایبنیتس / Leibniz / Leibniz / Leibniz

نیز یکی از فیلسوفان کلیدی فصل است.

لایبنیتس معتقد بود هیچ دو موجودی کاملاً یکسان نیستند.

این اصل را می‌توان چنین بیان کرد:

این‌همانی نامتمایزها وجود ندارد.

اصل این‌همانی نامتمایزها / Principe des indiscernables / Principle of Identity of Indiscernibles / Identität der Ununterscheidbaren

یعنی:

اگر دو چیز واقعاً وجود دارند، باید تفاوتی میان آن‌ها باشد.

دلوز از این ایده استفاده می‌کند تا نشان دهد:

تفاوت چیزی سطحی نیست؛ در خود ساختار موجودات حضور دارد.

۱۵. تفاوت مجازی و تحقق‌یافته

در اینجا یکی از مفاهیم مهم دلوز ظاهر می‌شود:

مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell

باید دقت کرد:

مجازی در دلوز به معنای «غیرواقعی» نیست.

مجازی یعنی:

واقعیتی که هنوز به شکل مشخص و بالفعل ظاهر نشده است.

مثلاً:

یک دانهٔ گیاه.

درون آن امکان‌های بسیاری وجود دارد:

ریشه،
ساقه،
برگ،
شکل رشد.

این امکان‌ها خیالی نیستند؛ بلکه واقعی‌اند، اما هنوز فعلیت نیافته‌اند.

فعلیت‌یابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung

فرایندی است که طی آن یک ساختار مجازی به شکل معین تبدیل می‌شود.

جمع‌بندی ادامهٔ فصل اول

در این بخش دلوز:

  • هگل را نقد می‌کند زیرا تفاوت را به تضاد کاهش می‌دهد.
  • از تفاوت مثبت دفاع می‌کند.
  • بازنمایی را نقد می‌کند زیرا تفاوت واقعی را پنهان می‌کند.
  • از اسپینوزا برای اندیشیدن به وحدت همراه با کثرت استفاده می‌کند.
  • از لایبنیتس برای نشان دادن بنیادی بودن تفاوت بهره می‌گیرد.
  • مفهوم مجازی را آماده می‌کند که در فصل‌های بعدی بسیار مهم خواهد شد.

هویت → تفاوت

یعنی ابتدا چیزی «خودش» است، سپس با چیزهای دیگر تفاوت پیدا می‌کند.

اما دلوز این ترتیب را وارونه می‌کند:

تفاوت → هویت

یعنی هویت‌ها خودشان محصول فرایندهای تفاوت هستند.

واژه‌های اصلی

تفاوت / Différence / Difference / Unterschied

تکرار / Répétition / Repetition / Wiederholung

هویت / Identité / Identity / Identität

بازنمایی / Représentation / Representation / Repräsentation

شباهت / Ressemblance / Resemblance / Ähnlichkeit

تضاد / Opposition / Opposition / Gegensatz

قیاس / Analogie / Analogy / Analogie

مفهوم / Concept / Concept / Begriff

ایده / Idée / Idea / Idee

شدن / Devenir / Becoming / Werden

کثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit

رویداد / Événement / Event / Ereignis

شدت / Intensité / Intensity / Intensität

مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell

فعلیت‌یابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung

مسئلهٔ اصلی مقدمه

دلوز معتقد است فلسفهٔ غرب مدت‌ها تحت سلطهٔ چیزی بوده که او آن را:

تصویر بازنمایانهٔ اندیشه / Image de la pensée / Image of Thought / Denkbild

می‌نامد.

در این شیوهٔ فکر کردن، ما جهان را مجموعه‌ای از چیزهای ثابت می‌بینیم:

  • یک چیز هویت دارد.
  • سپس با چیز دیگر مقایسه می‌شود.
  • تفاوت آن‌ها مشخص می‌شود.

مثلاً:

این درخت است.
آن درخت دیگری است.
این دو درخت شبیه‌اند اما تفاوت‌هایی دارند.

در اینجا فرض پنهان این است که ابتدا «درخت بودن» وجود دارد و بعد تفاوت‌ها ظاهر می‌شوند.

دلوز با این فرض مخالفت می‌کند.

نقد مفهوم سنتی تفاوت

در فلسفهٔ کلاسیک، تفاوت معمولاً یکی از این چهار شکل را داشته است:

۱. تفاوت بر اساس هویت

هویت / Identité / Identity / Identität

مثلاً:

دو انسان را ابتدا «انسان» می‌دانیم، سپس تفاوت‌هایشان را بررسی می‌کنیم.

اما دلوز می‌پرسد:

اگر تفاوت‌ها بنیادی نباشند، چگونه اصلاً افراد متفاوت شکل می‌گیرند؟

۲. تفاوت بر اساس شباهت

شباهت / Ressemblance / Resemblance / Ähnlichkeit

در این دیدگاه، چیزها با یک الگوی مشترک سنجیده می‌شوند.

مثلاً دو صندلی را چون هر دو با مفهوم «صندلی» تطبیق دارند، مشابه می‌دانیم.

دلوز می‌گوید این نگاه، تفاوت‌های واقعی و یگانهٔ اشیا را حذف می‌کند.

۳. تفاوت بر اساس تضاد

تضاد / Opposition / Opposition / Gegensatz

مانند:

خیر / شر

وجود / عدم

گرم / سرد

اما همهٔ تفاوت‌ها تضاد نیستند.

یک برگ با برگ دیگر مخالف نیست؛ فقط متفاوت است.

۴. تفاوت بر اساس قیاس

قیاس / Analogie / Analogy / Analogie

یعنی چیزهای متفاوت را با یک نسبت مشترک مقایسه کنیم.

پروژهٔ دلوز

دلوز می‌خواهد مفهومی از تفاوت بسازد که وابسته به هیچ چیز دیگری نباشد.

او آن را:

تفاوت در خود / Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich

می‌نامد.

یعنی تفاوتی که برای وجود داشتن نیاز ندارد ابتدا با هویت، شباهت یا تضاد تعریف شود.

مثال برگ‌ها

نگاه معمول:

دو برگ داریم.

هر دو برگ هستند.

اما متفاوت‌اند.

نگاه دلوز:

هر برگ یک رخداد یگانه از تفاوت است.

یعنی تفاوت‌ها ابتدا وجود دارند و سپس ما مفهوم «برگ» را از طریق تثبیت این تفاوت‌ها می‌سازیم.

مفهوم تکرار

تکرار / Répétition / Repetition / Wiederholung

در نگاه عادی:

تکرار یعنی بازگشت همان چیز.

مثلاً:

۱، ۱، ۱، ۱

اما دلوز می‌گوید چنین چیزی در جهان واقعی وجود ندارد.

هر تکرار همراه با تفاوت است.

مثال:

طلوع خورشید هر روز تکرار می‌شود.

اما:

  • زمان متفاوت است.
  • مکان دیدن متفاوت است.
  • وضعیت زمین متفاوت است.
  • تجربهٔ انسان متفاوت است.

پس تکرار، تولید امر تازه است.

رابطهٔ تفاوت و تکرار

اینجا به قلب کتاب می‌رسیم:

دلوز می‌گوید:

تفاوت بدون تکرار آشکار نمی‌شود.

و تکرار بدون تفاوت، تکرار واقعی نیست.

هر بار که چیزی تکرار می‌شود، تفاوتی تازه تولید می‌کند.

نتیجهٔ مقدمه

دلوز می‌خواهد فلسفه را از محور:

هویت / Identité / Identity / Identität

به محور:

تفاوت / Différence / Difference / Unterschied

منتقل کند.

جهان برای او مجموعه‌ای از اشیای ثابت نیست؛ بلکه شبکه‌ای از فرایندهای:

شدن / Devenir / Becoming / Werden

است.

فصل اول: تفاوت در خود (ادامه)

Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich

در بخش بعدی فصل اول، دلوز از بحث دربارهٔ سنت فلسفی عبور می‌کند و به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های خود می‌رسد:

تفاوت چگونه در خودِ تجربه و در ساختار واقعیت عمل می‌کند؟

او می‌خواهد نشان دهد که تفاوت فقط یک مفهوم منطقی نیست، بلکه یک نیروی هستی‌شناختی است.

۱۶. کانت و انقلاب در مفهوم تفاوت

کانت / Kant / Kant / Kant

دلوز کانت را یکی از نقاط مهم تاریخ فلسفه می‌داند، زیرا کانت جایگاه سوژه را تغییر داد.

سوژه / Sujet / Subject / Subjekt

پیش از کانت، بسیاری از فیلسوفان تصور می‌کردند ذهن فقط جهانی را که بیرون از آن وجود دارد دریافت می‌کند.

اما کانت نشان داد که ذهن خودش در شکل دادن به تجربه نقش دارد.

۱۷. تفاوت و شرایط تجربه

کانت می‌پرسد:

شرایطی که باعث می‌شوند چیزی برای ما قابل تجربه باشد چیست؟

شرایط تجربه / Conditions de l'expérience / Conditions of experience / Bedingungen der Erfahrung

او به مفاهیمی مانند:

زمان / Temps / Time / Zeit

و

فضا / Espace / Space / Raum

می‌پردازد.

برای کانت، زمان و مکان چیزهایی نیستند که از جهان بیرون دریافت کنیم؛ بلکه قالب‌هایی هستند که تجربهٔ ما را سازمان می‌دهند.

دلوز از این بخش کانت بسیار استفاده می‌کند، زیرا معتقد است کانت امکان اندیشیدن به یک تفاوت بنیادی‌تر را فراهم کرد:

تفاوت در ساختار تجربه.

۱۸. زمان به‌عنوان عامل تفاوت

یکی از مهم‌ترین نکات دلوز:

تغییر و تفاوت بدون زمان قابل فهم نیست.

زمان / Temps / Time / Zeit

باعث می‌شود هیچ چیز کاملاً با خودش یکی باقی نماند.

مثلاً:

یک انسان در کودکی و بزرگسالی همان فرد است، اما دقیقاً همان نیست.

هویت او درون یک جریان تفاوتی ساخته می‌شود.

۱۹. سه سطح تفاوت

دلوز به تدریج سه سطح را از هم جدا می‌کند:

الف) تفاوت بیرونی

تفاوت بیرونی / Différence externe / External difference / äußerer Unterschied

تفاوت میان دو چیز آماده.

مثلاً:

این کتاب و آن کتاب.

ب) تفاوت درونی

تفاوت درونی / Différence interne / Internal difference / innerer Unterschied

تفاوتی که در خودِ چیز وجود دارد.

مثلاً:

یک موجود زنده درون خودش تغییر می‌کند.

ج) تفاوت در خود

تفاوت در خود / Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich

بالاترین سطح نزد دلوز.

یعنی تفاوتی که منشأ تولید موجودات است.

۲۰. چرا تفاوت در خود دشوار است؟

زیرا ذهن عادت دارد همیشه تفاوت را بین دو چیز ببیند.

مثلاً:

A متفاوت از B است.

اما دلوز می‌خواهد چیزی را بیندیشد که قبل از A و B وجود دارد.

یعنی:

فرایندی که باعث می‌شود A و B اصلاً شکل بگیرند.

۲۱. مفهوم شدت

شدت / Intensité / Intensity / Intensität

یکی از مفاهیم کلیدی این بخش است.

شدت یعنی تفاوتی که هنوز به شکل یک چیز ثابت درنیامده است.

مثلاً:

دما.

اختلاف دما فقط یک عدد نیست؛ نیرویی است که حرکت ایجاد می‌کند.

گرما از جایی به جای دیگر منتقل می‌شود.

تفاوت دما یک تفاوت فعال است.

در فلسفهٔ دلوز، شدت‌ها واقعیت‌هایی هستند که جهان را تولید می‌کنند.

۲۲. تفاوت کمّی و تفاوت کیفی

کمیت / Quantité / Quantity / Quantität

کیفیت / Qualité / Quality / Qualität

در نگاه معمول:

کمیت یعنی مقدار.

کیفیت یعنی ویژگی.

اما دلوز نشان می‌دهد که کمیت‌ها نیز می‌توانند حامل تفاوت‌های کیفی باشند.

مثلاً:

افزایش تدریجی فشار آب.

در یک نقطه، تغییر کمّی تبدیل به تغییر کیفی می‌شود:

آب به بخار تبدیل می‌شود.

۲۳. تفاوت به‌عنوان تولید

در اینجا به یکی از اندیشه‌های مرکزی کتاب می‌رسیم:

واقعیت از چیزهای آماده ساخته نشده است.

بلکه از فرایندهای تفاوتی ساخته می‌شود.

تولید / Production / Production / Produktion

تفاوت تولید می‌کند.

مثلاً:

در زیست‌شناسی:

تفاوت‌های کوچک در موجودات زنده می‌توانند مسیرهای جدید تکامل ایجاد کنند.

در هنر:

تفاوت‌های سبک‌شناختی سبک تازه‌ای ایجاد می‌کنند.

در اندیشه:

تفاوت مفهومی، فلسفهٔ تازه می‌سازد.

۲۴. رابطهٔ تفاوت و تکرار

اکنون فصل اول به ایدهٔ اصلی کل کتاب نزدیک می‌شود:

چرا تفاوت و تکرار کنار هم آمده‌اند؟

زیرا:

تفاوت چیزی است که در تکرار آشکار می‌شود.

و

تکرار چیزی است که تفاوت را تولید و آشکار می‌کند.

تکرار واقعی / Répétition véritable / True repetition / wahre Wiederholung

هرگز بازگشت همان نیست.

هر تکرار، یک آفرینش تازه است.

جمع‌بندی این بخش از فصل اول

دلوز با استفاده از کانت، اسپینوزا، لایبنیتس و نقد هگل تلاش می‌کند نشان دهد:

  • تفاوت یک ویژگی فرعی نیست.
  • تفاوت پیش از هویت قرار دارد.
  • زمان باعث ظهور تفاوت می‌شود.
  • شدت‌ها نیروهای واقعی تفاوت هستند.
  • جهان نتیجهٔ فرایندهای تفاوتی است.

فصل اول: تفاوت در خود (ادامه و بخش پایانی)

Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich

در بخش پایانی فصل اول، دلوز تلاش می‌کند نتیجهٔ بحث‌های پیشین را به یک نظریهٔ کامل‌تر دربارهٔ تفاوت برساند. این بخش از دشوارترین قسمت‌های کتاب است، زیرا او دیگر فقط دربارهٔ تاریخ فلسفه صحبت نمی‌کند؛ بلکه طرح یک هستی‌شناسی جدید را ارائه می‌دهد.

۲۵. تفاوت به‌عنوان اصل تولید واقعیت

دلوز می‌خواهد از این تصور عبور کند که:

چیزها ابتدا وجود دارند و سپس با هم متفاوت می‌شوند.

او به جای آن می‌گوید:

تفاوت / Différence / Difference / Unterschied

خود نیرویی است که چیزها را پدید می‌آورد.

یعنی:

تفاوت → شکل‌گیری موجودات

نه:

موجودات → ایجاد تفاوت

برای مثال، در یک موجود زنده:

نگاه سنتی می‌گوید:

یک موجود مشخص وجود دارد و بعد تغییراتی در آن رخ می‌دهد.

اما نگاه دلوزی می‌گوید:

خودِ نیروهای تفاوتی، رشد و دگرگونی موجود را امکان‌پذیر می‌کنند.

۲۶. ایده نزد دلوز

ایده / Idée / Idea / Idee

مفهوم «ایده» در دلوز با معنای معمول آن فرق دارد.

ایده برای او یک فکر ذهنی یا تصور شخصی نیست.

ایده یک ساختار مسئله‌مند و مولد است.

مثلاً در ریاضیات:

یک مسئلهٔ ریاضی فقط یک سؤال نیست.

درون آن مجموعه‌ای از روابط وجود دارد که می‌تواند راه‌حل‌های مختلف تولید کند.

این ساختار پیش از پاسخ‌های نهایی وجود دارد.

دلوز این ساختار را ایده می‌نامد.

۲۷. مسئله و راه‌حل

مسئله / Problème / Problem / Problem

یکی از مفاهیم بسیار مهم دلوز است.

در فلسفهٔ معمول، مسئله چیزی است که باید حل شود.

اما برای دلوز:

مسئله خودش یک واقعیت مثبت است.

یعنی مسئله فقط فقدان پاسخ نیست.

یک میدان از امکان‌هاست.

مثلاً:

یک هنرمند با یک مسئلهٔ هنری روبه‌رو است.

این مسئله او را مجبور می‌کند شکل تازه‌ای از بیان ایجاد کند.

۲۸. ساختار مجازی

مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell

دلوز میان سه مفهوم تمایز می‌گذارد:

ممکن

ممکن / Possible / Possible / Möglich

چیزی که می‌تواند وجود داشته باشد یا نداشته باشد.

واقعی

واقعی / Réel / Real / Real

آنچه بالفعل وجود دارد.

مجازی

مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell

آنچه واقعی است اما هنوز به شکل بالفعل تحقق نیافته است.

نکتهٔ مهم:

مجازی مخالف واقعی نیست.

مخالف واقعی:

غیرواقعی است.

اما مجازی خودش نوعی واقعیت دارد.

۲۹. فعلیت‌یابی

فعلیت‌یابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung

فرایندی است که در آن یک ساختار مجازی به شکل مشخص ظاهر می‌شود.

اما این تبدیل، کپی کردن نیست.

مثلاً:

یک درخت از دانه بیرون می‌آید.

درخت، نسخهٔ از پیش آمادهٔ دانه نیست.

دانه مجموعه‌ای از نیروها و امکان‌های تفاوتی است که در شرایط مختلف شکل‌های مختلف پیدا می‌کند.

۳۰. تفاوت و فردیت

فردیت / Individuation / Individuation / Individuation

یکی از نتایج مهم اندیشهٔ دلوز این است که فردها چیزهای کاملاً ثابت نیستند.

فرد شدن یک فرایند است.

مثلاً:

یک انسان فقط یک «شیء ثابت» نیست.

او از:

  • روابط،
  • تاریخ،
  • بدن،
  • تجربه‌ها،
  • تغییرات زیستی و روانی

تشکیل می‌شود.

۳۱. نقد مفهوم فرد ثابت

در نگاه سنتی:

ابتدا یک فرد وجود دارد.

بعد ویژگی‌های او مشخص می‌شود.

اما دلوز می‌گوید:

ابتدا فرایندهای تفاوت و شدن وجود دارند.

سپس فرد شکل می‌گیرد.

شدن / Devenir / Becoming / Werden

یعنی حرکت دائمی از یک وضعیت به وضعیت دیگر.

۳۲. تفاوت و طبیعت

دلوز برای توضیح نظریهٔ خود به طبیعت توجه می‌کند.

طبیعت برای او مجموعه‌ای از اشیای ثابت نیست.

طبیعت یک فرایند خلاق است.

طبیعت / Nature / Nature / Natur

مثلاً:

گونه‌های زیستی نتیجهٔ تفاوت‌های کوچک و فرایندهای طولانی هستند.

تفاوت در اینجا یک خطا یا انحراف نیست؛ بلکه نیروی تولیدکنندهٔ زندگی است.

۳۳. جمع‌بندی فصل اول

فصل اول با یک تغییر بنیادی در نگاه فلسفی پایان می‌یابد:

دیدگاه سنتی:

هویت → تفاوت

یک چیز ابتدا خودش است، سپس با چیزهای دیگر متفاوت می‌شود.

دیدگاه دلوز:

تفاوت → هویت

تفاوت‌ها نیروهایی هستند که موجودات و هویت‌ها را تولید می‌کنند.

مفاهیم کلیدی فصل اول:

تفاوت در خود / Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich

تفاوت مثبت / Différence positive / Positive difference / positive Differenz

کثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit

ایده / Idée / Idea / Idee

مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell

فعلیت‌یابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung

فردشدن / Individuation / Individuation / Individuation

نتیجهٔ نهایی فصل اول

دلوز می‌خواهد فلسفه را وادار کند به جای پرسیدن:

«این چیز چیست؟»

بپرسد:

«چه نیروهای تفاوتی آن را ساخته‌اند؟»

این تغییر سؤال، پایهٔ تمام کتاب است.


برچسب‌ها: ژیل دلوز, تفاوت و تکرار, فلسفه معاصر فرانسه, رویداد فلسفی
[ سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 22:4 ] [ عباس مهیاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عباس مهیاد. نویسنده، پژوهش گر فلسفه و ادبیات، شاعر، فیلمساز، مترجم، منتقد.

چیز چندانی نیست که بخواهم درباره ی خودم بدان اشاره کنم. برخی اطلاعات را  می توان درین وبلاگ مشاهده کرد. فقط این نکته را می افزایم که از گفتن و شنیدن و به خصوص خواندن لذت عمیق می برم ، امّا در نهایت سر و ساده پیروِ مذهبِ نوشتنم. همین.