|
عباس مهیاد ABBAS MAHYAD
| ||
ژیل دلوز – تفاوت و تکرارGilles Deleuze – Différence et répétition (1968)مقدمه: تکرار و تفاوتRépétition et différenceکتاب تفاوت و تکرار یکی از بنیادیترین آثار فلسفهٔ قرن بیستم است. مسئلهٔ اصلی دلوز در این کتاب این است: آیا تفاوت چیزی است که بعد از هویت به وجود میآید، یا خودِ تفاوت بنیادیتر از هویت است؟ فلسفهٔ سنتی غالباً چنین ترتیب داده است: فصل اول: تفاوت در خودDifférence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sichفصل اول یکی از بنیادیترین بخشهای کتاب است، زیرا دلوز در اینجا میکوشد نشان دهد که تفاوت نه یک ویژگی فرعیِ اشیا، بلکه خودِ ساختار بنیادی واقعیت است. مسئلهٔ اصلی فصل: چگونه میتوان تفاوت را مستقل از هویت اندیشید؟ ۱. مشکل فلسفهٔ سنتی با تفاوتدلوز معتقد است فلسفهٔ غرب معمولاً تفاوت را به چیزی دیگر وابسته کرده است. یعنی: تفاوت میان دو چیز، فقط وقتی فهمیده میشود که ابتدا آن دو چیز را بهعنوان «همان چیزهای معین» بشناسیم. مثلاً: این دو انسان متفاوتاند. اما پیش از گفتن این جمله، باید هر دو را تحت مفهوم: انسان / Homme / Human / Mensch قرار داده باشیم. پس تفاوت در اینجا تابع مفهوم مشترک است. دلوز میگوید این نوع تفاوت، تفاوت واقعی نیست؛ بلکه: تفاوت تجربی / Différence empirique / Empirical difference / empirischer Unterschied است. یعنی تفاوت میان چیزهایی که قبلاً هویت پیدا کردهاند. اما او به دنبال نوع دیگری است: تفاوت در خود / Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich ۲. تفاوت عددی و تفاوت نوعیدلوز میان دو نوع تفاوت تمایز میگذارد. تفاوت عددیتفاوت عددی / Différence numérique / Numerical difference / numerischer Unterschied مثلاً: دو کتاب کاملاً مشابه که فقط دو نسخهٔ جدا هستند. آنها از نظر تعداد متفاوتاند، نه از نظر ماهیت. تفاوت نوعیتفاوت نوعی / Différence spécifique / Specific difference / spezifischer Unterschied مثلاً: تفاوت میان گربه و سگ. در اینجا تفاوت به نوع مربوط است. اما دلوز میگوید حتی این هم کافی نیست، زیرا هنوز تفاوت را درون یک نظام طبقهبندی قرار میدهد. ۳. نقد ارسطودلوز در این بخش به ارسطو میپردازد. در منطق ارسطویی: موجودات درون طبقات قرار میگیرند. مثلاً: حیوان روش ارسطو: جنس / Genre / Genus / Gattung فرق نوعی / Différence spécifique / Specific difference / Artunterschied باعث تعریف یک چیز میشود. مثلاً: انسان: حیوان + ناطق یعنی: حیوان (جنس) و توانایی سخن گفتن (فرق نوعی) اما دلوز میگوید: این روش تفاوت را به جایگاه دوم میراند. زیرا ابتدا یک زمینهٔ مشترک فرض میکند، سپس تفاوت را در آن قرار میدهد. ۴. تفاوت نمایشی در برابر تفاوت مولددلوز میان دو نوع تفاوت تمایز میگذارد: تفاوت نمایشیتفاوت نمایشی / Différence représentée / Represented difference / dargestellter Unterschied این همان تفاوتی است که در ذهن ما ظاهر میشود. مثلاً: این گل قرمز است، آن گل سفید. تفاوت مولدتفاوت مولد / Différence productive / Productive difference / produktiver Unterschied تفاوتی است که خودش تولیدکنندهٔ چیزهاست. یعنی تفاوت فقط اختلاف میان موجودات نیست؛ بلکه نیرویی است که موجودات را پدید میآورد. ۵. ارتباط با افلاطوندلوز به افلاطون بازمیگردد. در نگاه افلاطونی: ایده / Idée / Idea / Idee الگوی حقیقی چیزهاست. اشیای جهان محسوس، نسخههایی ناقص از ایدهها هستند. مثلاً: ایدهٔ زیبایی و چیزهای زیبا. دلوز میگوید افلاطون یک مشکل مهم را مطرح کرد: چگونه میان نمونهٔ اصلی و نسخهٔ تقلیدی تفاوت بگذاریم؟ اما افلاطون هنوز تفاوت را درون نظام: مدل / Modèle / Model / Modell و کپی / Copie / Copy / Kopie قرار میدهد. دلوز میخواهد از این منطق عبور کند. ۶. تفاوت و کثرتکثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit یکی از مفاهیم مهم دلوز است. کثرت به معنی «جمعی از واحدها» نیست. مثلاً: یک گلهٔ گوسفند فقط تعداد زیادی گوسفند نیست. یک سازمان، یک زبان، یک جامعه نیز فقط مجموعهای از افراد نیست. کثرت یک ساختار روابط و تفاوتهاست. ۷. تفاوت بهعنوان نیروی مثبتدر فلسفهٔ سنتی، تفاوت اغلب منفی فهمیده میشد: این چیز، آن چیز نیست. یعنی تفاوت = فقدان. اما دلوز میگوید: تفاوت یک نیروی مثبت است. تفاوت چیزی را کم نمیکند؛ چیزی تولید میکند. مثلاً: تفاوت ژنتیکی میان موجودات باعث پیدایش گونههای تازه میشود. تفاوت در هنر باعث سبکهای تازه میشود. تفاوت در اندیشه باعث مفاهیم تازه میشود. ۸. نتیجهٔ بخش نخست فصلدلوز میخواهد از این تصور عبور کند: «دو چیز وجود دارند و بعد متفاوتاند.» و به این تصور برسد: «تفاوتها وجود دارند و از درون آنها چیزهای متفاوت شکل میگیرند.» یعنی: تفاوت → تولید هویت نه: هویت → تولید تفاوت خلاصهٔ فصل اول تا اینجا
فصل اول: تفاوت در خود (ادامه)Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sichدر بخش بعدی فصل اول، دلوز به یکی از مهمترین دشمنان نظری خود میپردازد: دیالکتیک هگلی. ۹. تفاوت و تضاد در هگلتضاد / Opposition / Opposition / Gegensatz در فلسفهٔ هگل، حرکت اندیشه از طریق تضاد پیش میرود. مثلاً: بودن / Sein / Being / Sein و نیستی / Néant / Nothingness / Nichts در آغاز در مقابل یکدیگر قرار میگیرند و از کشمکش آنها مفهوم تازهای پدید میآید. این حرکت را دیالکتیک مینامیم: دیالکتیک / Dialectique / Dialectic / Dialektik هگل نشان میدهد که مفهومها ثابت نیستند و از طریق روابط درونی تغییر میکنند. اما اختلاف دلوز با هگل اینجاست: هگل تفاوت را زمانی واقعی میداند که به تضاد برسد. یعنی: تفاوت → تضاد → حل شدن تضاد در وحدت بالاتر دلوز میگوید این کار هنوز تفاوت را محدود میکند. زیرا هر تفاوتی دشمنی یا تضاد نیست. ۱۰. چرا تفاوت نباید به تضاد تبدیل شود؟فرض کنیم دو رنگ داریم: قرمز و آبی. آیا قرمز و آبی با یکدیگر در تضاد هستند؟ نه. قرمز، نفی آبی نیست. آبی، دشمن قرمز نیست. آنها فقط تفاوت دارند. پس: تفاوت ≠ تضاد دلوز میخواهد تفاوت را قبل از مرحلهای قرار دهد که به نفی و مخالفت تبدیل شود. ۱۱. تفاوت مثبتدلوز از مفهوم: تفاوت مثبت / Différence positive / Positive difference / positive Differenz دفاع میکند. یعنی تفاوتی که نیازی ندارد بگوید: «من آن دیگری نیستم.» بلکه خودش دارای نیروی سازنده است. مثلاً در موسیقی: یک نت موسیقایی فقط به دلیل متفاوت بودن از نت قبلی معنا ندارد؛ بلکه جایگاه و نیروی خودش را در کل ساختار موسیقی دارد. ۱۲. نقد بازنماییبازنمایی / Représentation / Representation / Repräsentation یکی از مفاهیم مرکزی فصل اول است. دلوز معتقد است بازنمایی بر چهار اصل تکیه دارد: ۱. هویتهویت / Identité / Identity / Identität چیزی باید ابتدا خودش باشد تا بتوان آن را شناخت. ۲. تشابهتشابه / Ressemblance / Resemblance / Ähnlichkeit تصویر باید شبیه اصل باشد. ۳. تضادتضاد / Opposition / Opposition / Gegensatz چیزها با نفی یکدیگر تعریف شوند. ۴. قیاسقیاس / Analogie / Analogy / Analogie چیزهای مختلف بر اساس نسبت مشترک سنجیده شوند. دلوز میگوید این چهار اصل باعث شدهاند تفاوت واقعی پنهان شود. زیرا همیشه از خود میپرسیم: «این چیز با چه چیزی برابر است؟» یا: «به چه چیزی شبیه است؟» به جای اینکه بپرسیم: «چه تفاوتی آن را میسازد؟» ۱۳. اسپینوزا و تفاوتدلوز در برابر سنت هگلی، به اسپینوزا بازمیگردد. اسپینوزا / Spinoza / Spinoza / Spinoza برای دلوز، اسپینوزا فیلسوفی است که جهان را بر پایهٔ یک هستی واحد اما با بینهایت حالت میاندیشد. هستی / Être / Being / Sein در اسپینوزا یک جوهر واحد است: جوهر / Substance / Substance / Substanz اما این جوهر به شکلهای بیشمار ظاهر میشود. حالت / Mode / Mode / Modus نکتهٔ مهم: وحدت نزد اسپینوزا باعث حذف تفاوت نمیشود. برعکس، یک هستی واحد میتواند بینهایت تفاوت تولید کند. این برای دلوز بسیار مهم است. ۱۴. لایبنیتس و تفاوتهای کوچکلایبنیتس / Leibniz / Leibniz / Leibniz نیز یکی از فیلسوفان کلیدی فصل است. لایبنیتس معتقد بود هیچ دو موجودی کاملاً یکسان نیستند. این اصل را میتوان چنین بیان کرد: اینهمانی نامتمایزها وجود ندارد. اصل اینهمانی نامتمایزها / Principe des indiscernables / Principle of Identity of Indiscernibles / Identität der Ununterscheidbaren یعنی: اگر دو چیز واقعاً وجود دارند، باید تفاوتی میان آنها باشد. دلوز از این ایده استفاده میکند تا نشان دهد: تفاوت چیزی سطحی نیست؛ در خود ساختار موجودات حضور دارد. ۱۵. تفاوت مجازی و تحققیافتهدر اینجا یکی از مفاهیم مهم دلوز ظاهر میشود: مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell باید دقت کرد: مجازی در دلوز به معنای «غیرواقعی» نیست. مجازی یعنی: واقعیتی که هنوز به شکل مشخص و بالفعل ظاهر نشده است. مثلاً: یک دانهٔ گیاه. درون آن امکانهای بسیاری وجود دارد: ریشه، این امکانها خیالی نیستند؛ بلکه واقعیاند، اما هنوز فعلیت نیافتهاند. فعلیتیابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung فرایندی است که طی آن یک ساختار مجازی به شکل معین تبدیل میشود. جمعبندی ادامهٔ فصل اولدر این بخش دلوز:
هویت → تفاوت یعنی ابتدا چیزی «خودش» است، سپس با چیزهای دیگر تفاوت پیدا میکند. اما دلوز این ترتیب را وارونه میکند: تفاوت → هویت یعنی هویتها خودشان محصول فرایندهای تفاوت هستند. واژههای اصلیتفاوت / Différence / Difference / Unterschied تکرار / Répétition / Repetition / Wiederholung هویت / Identité / Identity / Identität بازنمایی / Représentation / Representation / Repräsentation شباهت / Ressemblance / Resemblance / Ähnlichkeit تضاد / Opposition / Opposition / Gegensatz قیاس / Analogie / Analogy / Analogie مفهوم / Concept / Concept / Begriff ایده / Idée / Idea / Idee شدن / Devenir / Becoming / Werden کثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit رویداد / Événement / Event / Ereignis شدت / Intensité / Intensity / Intensität مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell فعلیتیابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung مسئلهٔ اصلی مقدمهدلوز معتقد است فلسفهٔ غرب مدتها تحت سلطهٔ چیزی بوده که او آن را: تصویر بازنمایانهٔ اندیشه / Image de la pensée / Image of Thought / Denkbild مینامد. در این شیوهٔ فکر کردن، ما جهان را مجموعهای از چیزهای ثابت میبینیم:
مثلاً: این درخت است. در اینجا فرض پنهان این است که ابتدا «درخت بودن» وجود دارد و بعد تفاوتها ظاهر میشوند. دلوز با این فرض مخالفت میکند. نقد مفهوم سنتی تفاوتدر فلسفهٔ کلاسیک، تفاوت معمولاً یکی از این چهار شکل را داشته است: ۱. تفاوت بر اساس هویتهویت / Identité / Identity / Identität مثلاً: دو انسان را ابتدا «انسان» میدانیم، سپس تفاوتهایشان را بررسی میکنیم. اما دلوز میپرسد: اگر تفاوتها بنیادی نباشند، چگونه اصلاً افراد متفاوت شکل میگیرند؟ ۲. تفاوت بر اساس شباهتشباهت / Ressemblance / Resemblance / Ähnlichkeit در این دیدگاه، چیزها با یک الگوی مشترک سنجیده میشوند. مثلاً دو صندلی را چون هر دو با مفهوم «صندلی» تطبیق دارند، مشابه میدانیم. دلوز میگوید این نگاه، تفاوتهای واقعی و یگانهٔ اشیا را حذف میکند. ۳. تفاوت بر اساس تضادتضاد / Opposition / Opposition / Gegensatz مانند: خیر / شر وجود / عدم گرم / سرد اما همهٔ تفاوتها تضاد نیستند. یک برگ با برگ دیگر مخالف نیست؛ فقط متفاوت است. ۴. تفاوت بر اساس قیاسقیاس / Analogie / Analogy / Analogie یعنی چیزهای متفاوت را با یک نسبت مشترک مقایسه کنیم. پروژهٔ دلوزدلوز میخواهد مفهومی از تفاوت بسازد که وابسته به هیچ چیز دیگری نباشد. او آن را: تفاوت در خود / Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich مینامد. یعنی تفاوتی که برای وجود داشتن نیاز ندارد ابتدا با هویت، شباهت یا تضاد تعریف شود. مثال برگهانگاه معمول: دو برگ داریم. هر دو برگ هستند. اما متفاوتاند. نگاه دلوز: هر برگ یک رخداد یگانه از تفاوت است. یعنی تفاوتها ابتدا وجود دارند و سپس ما مفهوم «برگ» را از طریق تثبیت این تفاوتها میسازیم. مفهوم تکرارتکرار / Répétition / Repetition / Wiederholung در نگاه عادی: تکرار یعنی بازگشت همان چیز. مثلاً: ۱، ۱، ۱، ۱ اما دلوز میگوید چنین چیزی در جهان واقعی وجود ندارد. هر تکرار همراه با تفاوت است. مثال: طلوع خورشید هر روز تکرار میشود. اما:
پس تکرار، تولید امر تازه است. رابطهٔ تفاوت و تکراراینجا به قلب کتاب میرسیم: دلوز میگوید: تفاوت بدون تکرار آشکار نمیشود. و تکرار بدون تفاوت، تکرار واقعی نیست. هر بار که چیزی تکرار میشود، تفاوتی تازه تولید میکند. نتیجهٔ مقدمهدلوز میخواهد فلسفه را از محور: هویت / Identité / Identity / Identität به محور: تفاوت / Différence / Difference / Unterschied منتقل کند. جهان برای او مجموعهای از اشیای ثابت نیست؛ بلکه شبکهای از فرایندهای: شدن / Devenir / Becoming / Werden است. فصل اول: تفاوت در خود (ادامه)Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sichدر بخش بعدی فصل اول، دلوز از بحث دربارهٔ سنت فلسفی عبور میکند و به یکی از مهمترین پرسشهای خود میرسد: تفاوت چگونه در خودِ تجربه و در ساختار واقعیت عمل میکند؟ او میخواهد نشان دهد که تفاوت فقط یک مفهوم منطقی نیست، بلکه یک نیروی هستیشناختی است. ۱۶. کانت و انقلاب در مفهوم تفاوتکانت / Kant / Kant / Kant دلوز کانت را یکی از نقاط مهم تاریخ فلسفه میداند، زیرا کانت جایگاه سوژه را تغییر داد. سوژه / Sujet / Subject / Subjekt پیش از کانت، بسیاری از فیلسوفان تصور میکردند ذهن فقط جهانی را که بیرون از آن وجود دارد دریافت میکند. اما کانت نشان داد که ذهن خودش در شکل دادن به تجربه نقش دارد. ۱۷. تفاوت و شرایط تجربهکانت میپرسد: شرایطی که باعث میشوند چیزی برای ما قابل تجربه باشد چیست؟ شرایط تجربه / Conditions de l'expérience / Conditions of experience / Bedingungen der Erfahrung او به مفاهیمی مانند: زمان / Temps / Time / Zeit و فضا / Espace / Space / Raum میپردازد. برای کانت، زمان و مکان چیزهایی نیستند که از جهان بیرون دریافت کنیم؛ بلکه قالبهایی هستند که تجربهٔ ما را سازمان میدهند. دلوز از این بخش کانت بسیار استفاده میکند، زیرا معتقد است کانت امکان اندیشیدن به یک تفاوت بنیادیتر را فراهم کرد: تفاوت در ساختار تجربه. ۱۸. زمان بهعنوان عامل تفاوتیکی از مهمترین نکات دلوز: تغییر و تفاوت بدون زمان قابل فهم نیست. زمان / Temps / Time / Zeit باعث میشود هیچ چیز کاملاً با خودش یکی باقی نماند. مثلاً: یک انسان در کودکی و بزرگسالی همان فرد است، اما دقیقاً همان نیست. هویت او درون یک جریان تفاوتی ساخته میشود. ۱۹. سه سطح تفاوتدلوز به تدریج سه سطح را از هم جدا میکند: الف) تفاوت بیرونیتفاوت بیرونی / Différence externe / External difference / äußerer Unterschied تفاوت میان دو چیز آماده. مثلاً: این کتاب و آن کتاب. ب) تفاوت درونیتفاوت درونی / Différence interne / Internal difference / innerer Unterschied تفاوتی که در خودِ چیز وجود دارد. مثلاً: یک موجود زنده درون خودش تغییر میکند. ج) تفاوت در خودتفاوت در خود / Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich بالاترین سطح نزد دلوز. یعنی تفاوتی که منشأ تولید موجودات است. ۲۰. چرا تفاوت در خود دشوار است؟زیرا ذهن عادت دارد همیشه تفاوت را بین دو چیز ببیند. مثلاً: A متفاوت از B است. اما دلوز میخواهد چیزی را بیندیشد که قبل از A و B وجود دارد. یعنی: فرایندی که باعث میشود A و B اصلاً شکل بگیرند. ۲۱. مفهوم شدتشدت / Intensité / Intensity / Intensität یکی از مفاهیم کلیدی این بخش است. شدت یعنی تفاوتی که هنوز به شکل یک چیز ثابت درنیامده است. مثلاً: دما. اختلاف دما فقط یک عدد نیست؛ نیرویی است که حرکت ایجاد میکند. گرما از جایی به جای دیگر منتقل میشود. تفاوت دما یک تفاوت فعال است. در فلسفهٔ دلوز، شدتها واقعیتهایی هستند که جهان را تولید میکنند. ۲۲. تفاوت کمّی و تفاوت کیفیکمیت / Quantité / Quantity / Quantität کیفیت / Qualité / Quality / Qualität در نگاه معمول: کمیت یعنی مقدار. کیفیت یعنی ویژگی. اما دلوز نشان میدهد که کمیتها نیز میتوانند حامل تفاوتهای کیفی باشند. مثلاً: افزایش تدریجی فشار آب. در یک نقطه، تغییر کمّی تبدیل به تغییر کیفی میشود: آب به بخار تبدیل میشود. ۲۳. تفاوت بهعنوان تولیددر اینجا به یکی از اندیشههای مرکزی کتاب میرسیم: واقعیت از چیزهای آماده ساخته نشده است. بلکه از فرایندهای تفاوتی ساخته میشود. تولید / Production / Production / Produktion تفاوت تولید میکند. مثلاً: در زیستشناسی: تفاوتهای کوچک در موجودات زنده میتوانند مسیرهای جدید تکامل ایجاد کنند. در هنر: تفاوتهای سبکشناختی سبک تازهای ایجاد میکنند. در اندیشه: تفاوت مفهومی، فلسفهٔ تازه میسازد. ۲۴. رابطهٔ تفاوت و تکراراکنون فصل اول به ایدهٔ اصلی کل کتاب نزدیک میشود: چرا تفاوت و تکرار کنار هم آمدهاند؟ زیرا: تفاوت چیزی است که در تکرار آشکار میشود. و تکرار چیزی است که تفاوت را تولید و آشکار میکند. تکرار واقعی / Répétition véritable / True repetition / wahre Wiederholung هرگز بازگشت همان نیست. هر تکرار، یک آفرینش تازه است. جمعبندی این بخش از فصل اولدلوز با استفاده از کانت، اسپینوزا، لایبنیتس و نقد هگل تلاش میکند نشان دهد:
فصل اول: تفاوت در خود (ادامه و بخش پایانی)Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sichدر بخش پایانی فصل اول، دلوز تلاش میکند نتیجهٔ بحثهای پیشین را به یک نظریهٔ کاملتر دربارهٔ تفاوت برساند. این بخش از دشوارترین قسمتهای کتاب است، زیرا او دیگر فقط دربارهٔ تاریخ فلسفه صحبت نمیکند؛ بلکه طرح یک هستیشناسی جدید را ارائه میدهد. ۲۵. تفاوت بهعنوان اصل تولید واقعیتدلوز میخواهد از این تصور عبور کند که: چیزها ابتدا وجود دارند و سپس با هم متفاوت میشوند. او به جای آن میگوید: تفاوت / Différence / Difference / Unterschied خود نیرویی است که چیزها را پدید میآورد. یعنی: تفاوت → شکلگیری موجودات نه: موجودات → ایجاد تفاوت برای مثال، در یک موجود زنده: نگاه سنتی میگوید: یک موجود مشخص وجود دارد و بعد تغییراتی در آن رخ میدهد. اما نگاه دلوزی میگوید: خودِ نیروهای تفاوتی، رشد و دگرگونی موجود را امکانپذیر میکنند. ۲۶. ایده نزد دلوزایده / Idée / Idea / Idee مفهوم «ایده» در دلوز با معنای معمول آن فرق دارد. ایده برای او یک فکر ذهنی یا تصور شخصی نیست. ایده یک ساختار مسئلهمند و مولد است. مثلاً در ریاضیات: یک مسئلهٔ ریاضی فقط یک سؤال نیست. درون آن مجموعهای از روابط وجود دارد که میتواند راهحلهای مختلف تولید کند. این ساختار پیش از پاسخهای نهایی وجود دارد. دلوز این ساختار را ایده مینامد. ۲۷. مسئله و راهحلمسئله / Problème / Problem / Problem یکی از مفاهیم بسیار مهم دلوز است. در فلسفهٔ معمول، مسئله چیزی است که باید حل شود. اما برای دلوز: مسئله خودش یک واقعیت مثبت است. یعنی مسئله فقط فقدان پاسخ نیست. یک میدان از امکانهاست. مثلاً: یک هنرمند با یک مسئلهٔ هنری روبهرو است. این مسئله او را مجبور میکند شکل تازهای از بیان ایجاد کند. ۲۸. ساختار مجازیمجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell دلوز میان سه مفهوم تمایز میگذارد: ممکنممکن / Possible / Possible / Möglich چیزی که میتواند وجود داشته باشد یا نداشته باشد. واقعیواقعی / Réel / Real / Real آنچه بالفعل وجود دارد. مجازیمجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell آنچه واقعی است اما هنوز به شکل بالفعل تحقق نیافته است. نکتهٔ مهم: مجازی مخالف واقعی نیست. مخالف واقعی: غیرواقعی است. اما مجازی خودش نوعی واقعیت دارد. ۲۹. فعلیتیابیفعلیتیابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung فرایندی است که در آن یک ساختار مجازی به شکل مشخص ظاهر میشود. اما این تبدیل، کپی کردن نیست. مثلاً: یک درخت از دانه بیرون میآید. درخت، نسخهٔ از پیش آمادهٔ دانه نیست. دانه مجموعهای از نیروها و امکانهای تفاوتی است که در شرایط مختلف شکلهای مختلف پیدا میکند. ۳۰. تفاوت و فردیتفردیت / Individuation / Individuation / Individuation یکی از نتایج مهم اندیشهٔ دلوز این است که فردها چیزهای کاملاً ثابت نیستند. فرد شدن یک فرایند است. مثلاً: یک انسان فقط یک «شیء ثابت» نیست. او از:
تشکیل میشود. ۳۱. نقد مفهوم فرد ثابتدر نگاه سنتی: ابتدا یک فرد وجود دارد. بعد ویژگیهای او مشخص میشود. اما دلوز میگوید: ابتدا فرایندهای تفاوت و شدن وجود دارند. سپس فرد شکل میگیرد. شدن / Devenir / Becoming / Werden یعنی حرکت دائمی از یک وضعیت به وضعیت دیگر. ۳۲. تفاوت و طبیعتدلوز برای توضیح نظریهٔ خود به طبیعت توجه میکند. طبیعت برای او مجموعهای از اشیای ثابت نیست. طبیعت یک فرایند خلاق است. طبیعت / Nature / Nature / Natur مثلاً: گونههای زیستی نتیجهٔ تفاوتهای کوچک و فرایندهای طولانی هستند. تفاوت در اینجا یک خطا یا انحراف نیست؛ بلکه نیروی تولیدکنندهٔ زندگی است. ۳۳. جمعبندی فصل اولفصل اول با یک تغییر بنیادی در نگاه فلسفی پایان مییابد: دیدگاه سنتی:هویت → تفاوت یک چیز ابتدا خودش است، سپس با چیزهای دیگر متفاوت میشود. دیدگاه دلوز:تفاوت → هویت تفاوتها نیروهایی هستند که موجودات و هویتها را تولید میکنند. مفاهیم کلیدی فصل اول: تفاوت در خود / Différence en elle-même / Difference in itself / Unterschied an sich تفاوت مثبت / Différence positive / Positive difference / positive Differenz کثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit ایده / Idée / Idea / Idee مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell فعلیتیابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung فردشدن / Individuation / Individuation / Individuation نتیجهٔ نهایی فصل اولدلوز میخواهد فلسفه را وادار کند به جای پرسیدن: «این چیز چیست؟» بپرسد: «چه نیروهای تفاوتی آن را ساختهاند؟» این تغییر سؤال، پایهٔ تمام کتاب است. برچسبها: ژیل دلوز, تفاوت و تکرار, فلسفه معاصر فرانسه, رویداد فلسفی [ سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 22:4 ] [ عباس مهیاد ]
|
||