|
عباس مهیاد ABBAS MAHYAD
| ||
ژیل دلوز – تفاوت و تکرار - قسمت (4)Gilles Deleuze – Différence et répétition (1968)فصل چهارم: ایدهها و سنتز تفاوتIdées et synthèse de la différence / Ideas and the Synthesis of Difference / Ideen und Synthese der Differenzفصل چهارم آخرین و فنیترین فصل تفاوت و تکرار است. در این فصل دلوز تمام مسیر سه فصل پیشین را جمعبندی میکند و نظریهٔ هستیشناختی خود را کاملتر میسازد. اگر فصل اول پرسید: تفاوت چگونه وجود دارد؟ فصل دوم پرسید: تکرار و زمان چگونه ممکن میشوند؟ فصل سوم پرسید: چگونه میتوان اندیشید؟ فصل چهارم میپرسد: ساختارهایی که تفاوتها را تولید میکنند چه هستند؟ پاسخ دلوز: ایدهها / Idées / Ideas / Ideen واژههای اصلی فصل چهارمایده / Idée / Idea / Idee ساختار / Structure / Structure / Struktur کثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell فعلیت / Actuel / Actual / Aktuell فعلیتیابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung شدت / Intensité / Intensity / Intensität فردشدن / Individuation / Individuation / Individuation تعیین / Détermination / Determination / Bestimmung تفاوتگذاری / Différenciation / Differentiation / Differenzierung ۱. بازگشت به مفهوم ایدهدلوز مفهوم ایده را از افلاطون میگیرد، اما آن را کاملاً دگرگون میکند. افلاطون: ایده / Idée / Idea / Idee چیزی کامل و ثابت در جهانی فراتر از جهان محسوس است. مثلاً: ایدهٔ زیبایی. چیزهای زیبا در جهان محسوس، نسخههایی ناقص از آن ایدهاند. اما دلوز این برداشت را نمیپذیرد. برای او ایده: یک الگوی ثابت نیست. بلکه یک میدان زنده از روابط و تفاوتهاست. ۲. ایده بهعنوان مسئلهمسئله / Problème / Problem / Problem در فصل سوم دیدیم که مسئله برای دلوز امر منفی نیست. در فصل چهارم این مفهوم گسترش پیدا میکند. ایده یک مسئله است. یعنی مجموعهای از روابط که پاسخهای گوناگون تولید میکند. مثلاً: در ریاضیات، یک معادله فقط یک جواب ندارد. ساختار مسئله تعیین میکند چه جوابهایی ممکناند. ۳. ایده و کثرتکثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit یکی از مهمترین مفاهیم این فصل است. کثرت برای دلوز به معنی «تعداد زیادی چیز» نیست. مثلاً: ده صندلی، یک کثرت دلوزی نیست. کثرت یعنی: یک نظام از روابط، تفاوتها و امکانها. مثال: یک زبان. زبان فقط مجموعهای از کلمات نیست. یک شبکهٔ روابط است:
۴. کثرت بدون وحدت بیرونیدر فلسفهٔ سنتی معمولاً وحدت از بیرون میآید. چند چیز داریم و یک مفهوم مشترک پیدا میکنیم. اما دلوز میگوید: کثرت خودش ساختار دارد. کثرت یک جمع ساده نیست. یک نظام تولیدکننده است. ۵. ایدهٔ دیفرانسیلدلوز در این بخش به ریاضیات، مخصوصاً حساب دیفرانسیل، توجه میکند. دیفرانسیل / Différentiel / Differential / Differential در ریاضیات، تغییرات کوچک میتوانند ساختار کلی یک تابع را مشخص کنند. دلوز از این ایده فلسفی استفاده میکند. تفاوتهای کوچک، عناصر بیاهمیت نیستند. آنها نیروهایی هستند که شکلهای بزرگتر را تولید میکنند. ۶. تفاوتگذاری و تحققتفاوتگذاری / Différenciation / Differentiation / Differenzierung دلوز میان دو مرحله تمایز میگذارد: مرحلهٔ مجازیایدهها و ساختارهای امکانزا. مرحلهٔ بالفعلشکل مشخصی که در جهان ظاهر میشود. مثلاً: یک موجود زنده. در سطح مجازی: مجموعهای از امکانها و روابط زیستی. در سطح بالفعل: یک موجود مشخص با بدن معین. ۷. تفاوتگذاری مجازی و بالفعلاین تمایز بسیار مهم است: تفاوتگذاری / Différenciation / Differentiation / Differenzierung به سطح مجازی مربوط است. تفرد یا فعلیتیابی: تفرد / Individuation / Individuation / Individuation به ظهور موجود مشخص مربوط است. یعنی: ساختار مجازی → فرایند تفرد → موجود بالفعل ۸. مثال دانه و گیاهدانه یک گیاه را در نظر بگیریم. دانه: یک گیاه کوچک آماده درون خود ندارد. بلکه یک میدان از نیروها و امکانها دارد. این میدان: مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell است. وقتی شرایط محیطی فراهم شود: خاک، یک شکل خاص از گیاه پدیدار میشود. این: فعلیتیابی / Actualisation / Actualization / Aktualisierung است. ۹. ایده و واقعیتیکی از اشتباهات رایج دربارهٔ دلوز این است که مجازی را غیرواقعی بدانیم. اما دلوز میگوید: مجازی واقعی است. تفاوت: مجازی ≠ خیالی مجازی در برابر: بالفعل / Actuel / Actual / Aktuell قرار دارد، نه در برابر واقعی. جمعبندی بخش اول فصل چهارمدر آغاز فصل چهارم، دلوز نشان میدهد:
فصل چهارم: ایدهها و سنتز تفاوت (ادامه)Idées et synthèse de la différence / Ideas and the Synthesis of Difference / Ideen und Synthese der Differenzدر این بخش دلوز وارد یکی از فنیترین قسمتهای کتاب میشود. او تلاش میکند نشان دهد که ایده چگونه یک ساختار زنده از تفاوتهاست و چگونه این ساختار میتواند به جهان بالفعل شکل بدهد. ۱۰. ایده بهعنوان ساختار روابطساختار / Structure / Structure / Struktur در نگاه معمول، ساختار چیزی ثابت و بیحرکت تصور میشود. اما نزد دلوز، ساختار یک شبکهٔ فعال از روابط تفاوتی است. یک ساختار فقط از عناصر تشکیل نشده است؛ بلکه از:
ساخته میشود. مثلاً در زبان: کلمهها فقط به دلیل خودشان معنا ندارند. معنای هر واژه از تفاوت آن با واژههای دیگر شکل میگیرد. ۱۱. تعیین متقابلتعیین متقابل / Détermination réciproque / Reciprocal Determination / wechselseitige Bestimmung یکی از مفاهیم مهم این بخش است. دلوز از ریاضیات دیفرانسیل استفاده میکند. در یک رابطهٔ ریاضی، عناصر مختلف یکدیگر را تعیین میکنند. اما این تعیین، یک رابطهٔ سادهٔ علت و معلولی نیست. مثلاً: در یک میدان نیرو، هر نقطه فقط خودش نیست؛ جایگاه آن از رابطهاش با نقاط دیگر مشخص میشود. ۱۲. روابط پیش از عناصریکی از ایدههای بنیادی دلوز: رابطهها پیش از عناصر ثابت وجود دارند. در نگاه معمول: اول چیزها وجود دارند. بعد میان آنها رابطه ایجاد میشود. دلوز این را برعکس میکند: ابتدا شبکهای از روابط و تفاوتها وجود دارد. سپس عناصر مشخص از درون این شبکه پدیدار میشوند. این همان چیزی است که او در فصل اول دربارهٔ تقدم تفاوت بر هویت مطرح کرده بود. ۱۳. تعیین متقابل و ایدهایده یک شیء ذهنی نیست. ایده یک میدان روابط است. مثلاً: ایدهٔ یک شکل هندسی. آنچه مهم است فقط شکل نهایی نیست. بلکه روابطی است که آن شکل را ممکن میکند:
۱۴. تعیین کاملتعیین کامل / Détermination complète / Complete Determination / vollständige Bestimmung پس از تعیین متقابل، دلوز از مرحلهٔ دیگری سخن میگوید. در یک ساختار مجازی، روابط مختلف وجود دارند. اما برای اینکه چیزی بالفعل شود، باید این روابط به یک وضعیت مشخص برسند. مثلاً: در ژنتیک، مجموعهای از امکانها وجود دارد. اما یک موجود زندهٔ مشخص فقط یکی از مسیرهای تحقق آن امکانهاست. ۱۵. تمایز و تفاوتگذاریدلوز میان دو مفهوم نزدیک تفاوت میگذارد: تمایز مفهومی / Différence conceptuelle / Conceptual difference / begrifflicher Unterschied و تفاوتگذاری واقعی / Différenciation / Differentiation / Differenzierung تمایز مفهومی: تفاوت میان مفاهیم در ذهن. مثلاً: انسان و حیوان. تفاوتگذاری: فرایندی که در خود واقعیت رخ میدهد. مثلاً: فرایند زیستیای که گونهها را ایجاد میکند. دلوز میخواهد فلسفه از سطح اول به سطح دوم برسد. ۱۶. مثال زیستشناسییک جنین را در نظر بگیریم. جنین / Embryon / Embryo / Embryo در آغاز، اندامهای مختلف هنوز شکل نگرفتهاند. اما مجموعهای از تفاوتها و نیروها در آن فعالاند. رشد جنین یعنی: تحقق تدریجی تفاوتها. نه آشکار شدن یک نقشهٔ آماده. ۱۷. شدت و ظهور فردشدت / Intensité / Intensity / Intensität در اینجا دوباره بازمیگردد. شدتها تفاوتهایی هستند که هنوز به شکلهای ثابت تبدیل نشدهاند. مثلاً: اختلاف فشار، اختلاف دما یا اختلاف نیرو. این اختلافها حرکت و تغییر ایجاد میکنند. در جهان زنده نیز: شدتها باعث تفرد میشوند. ۱۸. فردشدنفردشدن / Individuation / Individuation / Individuation فرد یک چیز آماده نیست. فرد نتیجهٔ یک فرایند است. مثلاً: یک انسان فقط یک مجموعه ویژگی ثابت نیست. او حاصل یک فرایند تاریخی، زیستی و روانی است. ۱۹. رابطه با سیموندوندلوز در این بخش به شدت از: سیموندون / Simondon / Simondon / Simondon تأثیر میگیرد. ایدهٔ اصلی سیموندون: فرد از پیش وجود ندارد. فردشدن، فرایندی است که از یک میدان پیشافردی شکل میگیرد. پیشافردی / Pré-individuel / Pre-individual / präindividuell یعنی سطحی از نیروها و تفاوتها که هنوز به یک فرد مشخص تبدیل نشدهاند. ۲۰. نتیجهٔ این بخشدلوز اکنون تصویر کاملتری ارائه میدهد: ۱. یک میدان مجازی از تفاوتها وجود دارد. خلاصهٔ فصل چهارم تا اینجاایده / Idée / Idea / Idee یک الگوی ثابت نیست؛ یک میدان تولیدکننده است. کثرت / Multiplicité / Multiplicity / Mannigfaltigkeit جمع ساده نیست؛ شبکهای از روابط است. مجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell غیرواقعی نیست؛ واقعیتی است که هنوز بالفعل نشده. فردشدن / Individuation / Individuation / Individuation فرایند ظهور موجودات مشخص است. فصل چهارم: ایدهها و سنتز تفاوت (ادامه و بخش پایانی)Idées et synthèse de la différence / Ideas and the Synthesis of Difference / Ideen und Synthese der Differenzدر بخش پایانی فصل چهارم، دلوز تمام مفاهیمی را که در طول کتاب ساخته است به هم پیوند میدهد: تفاوت، تکرار، ایده، شدت، مجازی، فعلیت و فردشدن. هدف نهایی او نشان دادن یک تصویر تازه از واقعیت است: جهانی که در آن موجودات ثابت، نقطهٔ آغاز نیستند، بلکه نتیجهٔ فرایندهای تفاوتیاند. ۲۱. شدت بهعنوان عامل پیدایششدت / Intensité / Intensity / Intensität برای دلوز، شدت یکی از مهمترین شکلهای تفاوت است. شدت یعنی تفاوتی که هنوز به یک ویژگی ثابت تبدیل نشده است. مثلاً: دما فقط یک عدد نیست. اختلاف دما یک نیروی واقعی است که باعث حرکت میشود. گرما از منطقهٔ گرمتر به منطقهٔ سردتر منتقل میشود. پس: تفاوت فقط یک اختلاف ذهنی نیست؛ یک قدرت تولیدکننده است. ۲۲. تفاوتهای درونیتفاوت درونی / Différence interne / Internal Difference / innerer Unterschied دلوز میخواهد تفاوت را از بیرون به درون منتقل کند. در نگاه معمول: چیزی وجود دارد، سپس با چیز دیگری متفاوت میشود. اما در نگاه دلوز: خودِ چیز درون خود تفاوت دارد. مثلاً: یک موجود زنده همیشه در حال تغییر است. هویت آن یک توقف موقت در جریان تغییر است. ۲۳. زندگی بهعنوان فرایند تفردزندگی / Vie / Life / Leben برای دلوز یک وضعیت ثابت نیست. زندگی یک فرایند مداوم شدن است. یک موجود زنده از نیروها، روابط و تفاوتها ساخته میشود. فرد: نتیجهٔ یک فرایند است. نه علت آن. ۲۴. مجازی و بالفعلمجازی / Virtuel / Virtual / Virtuell بالفعل / Actuel / Actual / Aktuell رابطهٔ این دو بسیار مهم است. مجازی چیزی نیست که هنوز واقعی نشده باشد. بلکه: یک واقعیت دیگرگونه است. بالفعل شدن یعنی: یک انتخاب خاص از میان مجموعهای از امکانهای واقعی. مثال: یک آهنگساز. پیش از ساخت قطعه، مجموعهای از روابط صوتی، ریتمها و امکانهای موسیقایی وجود دارد. وقتی قطعه ساخته میشود، یکی از این ساختارها فعلیت مییابد. ۲۵. چرا تحقق، کپی کردن نیست؟دلوز با نظریهٔ افلاطونیِ مدل و کپی مخالف است. مدل / Modèle / Model / Modell کپی / Copie / Copy / Kopie در نگاه افلاطونی: چیز محسوس نسخهای از ایدهٔ اصلی است. اما نزد دلوز: بالفعل شدن، تولید یک شکل تازه است. چیزی که ظاهر میشود، تقلید از یک الگوی آماده نیست. ۲۶. تفاوت و تکرار در پایان کتاباکنون عنوان کتاب معنا پیدا میکند: تفاوت و تکرار / Différence et répétition / Difference and Repetition / Differenz und Wiederholung تفاوت: نیروی تولیدکنندهٔ اشکال است. تکرار: فرایندی است که از طریق آن این تفاوتها در زمان آشکار میشوند. هیچ تکراری بدون تفاوت نیست. و هیچ تفاوتی بدون نوعی تکرار خود را نشان نمیدهد. ۲۷. نقد نهایی بازنماییبازنمایی / Représentation / Representation / Repräsentation کل پروژهٔ کتاب در نهایت نقد بازنمایی است. بازنمایی میخواهد جهان را بر اساس:
توضیح دهد. اما دلوز میگوید: اینها فقط سطح ظاهری واقعیت را نشان میدهند. در زیر این سطح:
عمل میکنند. ۲۸. فلسفه بهعنوان آفرینشآفرینش / Création / Creation / Schöpfung نتیجهٔ نهایی کتاب فقط یک نظریه دربارهٔ جهان نیست. بلکه دعوتی برای شیوهای تازه از فلسفهورزی است. فلسفه نباید فقط بپرسد: «این چیز چیست؟» بلکه باید بپرسد: «چه نیروهایی آن را ساختهاند؟» ۲۹. جمعبندی کامل کتابفصل اول:تفاوت در خود نشان داد: تفاوت بنیادیتر از هویت است. فصل دوم:تکرار برای خود نشان داد: تکرار بازگشت همان نیست؛ تولید تفاوت در زمان است. فصل سوم:تصویر اندیشه نشان داد: اندیشه طبیعی و خودکار نیست؛ باید از طریق برخورد با نشانهها ایجاد شود. فصل چهارم:ایدهها و سنتز تفاوت نشان داد: واقعیت از میدانهای مجازی تفاوتها، شدتها و فرایندهای تفرد ساخته میشود. آخرین نتیجهٔ دلوزجهان مجموعهای از چیزهای ثابت نیست. جهان یک فرایند است: تفاوت → تولید به این ترتیب، تفاوت و تکرار پروژهای است برای ساختن یک متافیزیک تازه: متافیزیکی که به جای «هویت»، از تفاوت آغاز میکند؛ برچسبها: ژیل دلوز, تفاوت و تکرار, فلسفه معاصر فرانسه, رویداد فلسفی [ سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 22:45 ] [ عباس مهیاد ]
|
||