عباس مهیاد
ABBAS MAHYAD 
قالب وبلاگ

کتاب L’écriture et la différence (نوشتار و تفاوت) مثل گراماتولوژی یک متن واحد با ساختار خطی ساده نیست، بلکه مجموعه‌ای از مقالات است. بنابراین «توضیح کامل بر اساس متن اصلی» را به شکل بازسازی مفهومی دقیق و نزدیک به اصطلاحات خود دریدا ارائه می‌کنم، همراه با واژگان اصلی فرانسوی.

ایده کلی کتاب

دریدا در این کتاب نشان می‌دهد که فلسفه غرب همواره گرفتار چیزی است که او آن را

متافیزیک حضور (métaphysique de la présence)

می‌نامد

یعنی این باور که معنا، حقیقت و آگاهی باید به صورت کاملاً حاضر (présence) وجود داشته باشند

ساختار کتاب

کتاب شامل تحلیل نویسندگان مختلف است

از جمله

Sigmund Freud
Michel Foucault
Edmund Husserl
Antonin Artaud
Georges Bataille

اما همه این تحلیل‌ها به یک مسئله مشترک برمی‌گردند

نقد حضور و مرکز معنا

مفهوم نوشتار

دریدا مانند گراماتولوژی تأکید می‌کند

نوشتار (écriture)

فقط ثبت گفتار نیست

بلکه ساختار کلی نشانه‌مندی (signification) است

که در آن معنا همیشه در حرکت است

différance

در این کتاب نیز différance نقش مرکزی دارد

différence (تفاوت)
différer (تعویق)

معنا همیشه

در تفاوت میان نشانه‌ها تولید می‌شود
و هرگز به یک signifié (مدلول) نهایی نمی‌رسد

نقد هوسرل

در تحلیل Edmund Husserl

دریدا نشان می‌دهد که

هوسرل می‌خواهد معنا را در آگاهی ناب و حضور کامل حفظ کند

اما حتی در “اکنون زنده” (présent vivant)

همیشه ردّی از گذشته و آینده وجود دارد

یعنی حضور کامل ممکن نیست

فروید و ناخودآگاه نوشتاری

در تحلیل فروید (Sigmund Freud)

دریدا نشان می‌دهد که

روان انسان مانند یک متن نوشته می‌شود

اما این متن هرگز شفاف نیست

چون ناخودآگاه (inconscient) همیشه ردّها را جابه‌جا می‌کند

پس ذهن هم نوعی écriture است

فوكو و تاریخ گسست

در خوانش فوکو (Michel Foucault)

دریدا نشان می‌دهد که

تاریخ نه پیوستگی عقلانی

بلکه مجموعه‌ای از گسست‌ها و تغییر ساختارهای گفتاری (discours) است

اما او اضافه می‌کند که

خود مفهوم گسست هم بدون ساختار نوشتار قابل فهم نیست

آرتو و خشونت زبان

در تحلیل آنتونن آرتو (Antonin Artaud)

زبان به عنوان خشونت علیه بدن و حضور نشان داده می‌شود

دریدا اینجا نشان می‌دهد که

هیچ زبان “خالص” یا پیشازبانی وجود ندارد

حتی فریاد هم ساختار نشانه‌ای دارد

باتای و تجربه مرز

در تحلیل ژرژ باتای (Georges Bataille)

تجربه افراط، مرگ و امر ناممکن بررسی می‌شود

دریدا نشان می‌دهد که

حتی امر ناممکن نیز در زبان ثبت می‌شود

پس بیرون از نوشتار چیزی وجود ندارد

ساختارشکنی متن

در کل کتاب، ساختارشکنی به این معنا عمل می‌کند

نشان دادن اینکه هر متن

بر یک تقابل سلسله‌مراتبی بنا شده است
اما آن تقابل درون خود متن فرو می‌ریزد

مثل

حضور / غیاب
گفتار / نوشتار
عقل / دیوانگی
زندگی / مرگ

جمع بندی مفهومی کتاب

در L’écriture et la différence

  • هیچ حضور خالص (présence) وجود ندارد
  • معنا همیشه در différance حرکت می‌کند
  • نوشتار (écriture) شرط امکان گفتار است
  • ناخودآگاه، تاریخ و فلسفه هم ساختار نوشتاری دارند
  • هر متن حامل شکاف درونی است

نتیجه نهایی

این کتاب نشان می‌دهد که

فلسفه، روانکاوی و تاریخ
همگی شکل‌هایی از نوشتار هستند

و هیچ نقطه‌ای بیرون از متن وجود ندارد

  1. خشونت و متافیزیک
  2. ساختار، نشانه و بازی در گفتمان علوم انسانی

هر دو از کتاب L’écriture et la différence

1 خشونت و متافیزیک

این مقاله یکی از مهم‌ترین خوانش‌های دریدا از پدیدارشناسی است

Edmund Husserl تلاش می‌کند معنا را در آگاهی ناب و حضور کامل (présence) حفظ کند

یعنی معنا در یک اکنون زنده (présent vivant) کاملاً حاضر باشد

نقد دریدا

دریدا می‌گوید این حضور کامل ممکن نیست

چون هر معنا از طریق نشانه (sign) ساخته می‌شود

و هر نشانه فقط در شبکه تفاوت‌ها معنا دارد

différance

معنا همیشه

در تفاوت (différence)
و در تعویق (différer)

حرکت می‌کند

پس هیچ حضور خالصی وجود ندارد

خشونت زبان

زبان همیشه نوعی خشونت دارد

چون برای معنا دادن

باید انتخاب کند
باید حذف کند
و باید جایگزین کند

پس هیچ بیان کاملاً خنثی وجود ندارد

نتیجه مقاله

حتی فلسفه حضورمحور هم ناچار به نوشتار (écriture) است

پس حضور همیشه از قبل شکسته است

2 ساختار، نشانه و بازی در گفتمان علوم انسانی

این مقاله نقد ساختارگرایی است

ایده ساختارگرایی

در ساختارگرایی

معنا از روابط بین نشانه‌ها ساخته می‌شود

اما هنوز یک مرکز (centre) فرض می‌شود

نقد مرکز

دریدا می‌گوید

مرکز بیرون از ساختار نیست

بلکه خودش بخشی از بازی ساختار است

پس مرکز ثابت وجود ندارد

مفهوم بازی (jeu)

وقتی مرکز حذف شود

نشانه‌ها وارد حالت بازی (jeu) می‌شوند

یعنی

حرکت آزاد نشانه‌ها در شبکه تفاوت‌ها

بدون نقطه توقف نهایی

différance

معنا همیشه

در تفاوت
و در تعویق

ساخته می‌شود

و هیچ signifié نهایی وجود ندارد

نتیجه مقاله

ساختار همیشه باز است
مرکز وجود ندارد
معنا نهایی وجود ندارد
و بازی نشانه‌ها پایان ندارد

جمع بندی

در هر دو مقاله از L’écriture et la différence

دریدا نشان می‌دهد:

حضور کامل ممکن نیست
معنا همیشه در différance حرکت می‌کند
و هر ساختار فلسفی درون خودش ناپایدار است


می‌رویم سراغ دو مقاله مهم دیگر از L’écriture et la différence: مقاله 4 و 5.

4 فروید و صحنه نوشتار

این مقاله درباره روانکاوی و رابطه آن با مفهوم نوشتار است

Sigmund Freud

ایده اصلی فروید از نگاه دریدا

فروید ذهن را به صورت لایه‌ای از خاطرات، ردها و بازنمایی‌ها می‌بیند

مثل یک دستگاه ثبت اثر

نقد دریدا

دریدا می‌گوید ناخودآگاه را نمی‌توان یک “حضور درونی شفاف” دانست

ناخودآگاه مثل یک متن (écriture) عمل می‌کند

نه مثل یک آگاهی حاضر

مفهوم trace

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم این مقاله trace (رد) است

هر تجربه ذهنی

ردی از گذشته را حمل می‌کند
و همزمان به آینده ارجاع دارد

پس هیچ لحظه خالص روانی وجود ندارد

نتیجه مقاله فروید

ناخودآگاه ساختار نوشتاری دارد
معنا همیشه در ردها و تفاوت‌ها حرکت می‌کند
و ذهن هرگز کاملاً حاضر نیست

5 کلود لوی استروس و اسطوره‌شناسی

این مقاله نقد انسان‌شناسی ساختارگرا است

Claude Lévi-Strauss

ایده لوی استروس

او می‌گوید اسطوره‌ها بر اساس ساختارهای تقابل دوگانه ساخته می‌شوند

مثل

طبیعت / فرهنگ
زندگی / مرگ
خام / پخته

نقد دریدا

دریدا می‌گوید این تقابل‌ها ظاهراً ثابت‌اند

اما در واقع درون خودشان ناپایدار هستند

چون هر طرف در تعریف طرف دیگر نقش دارد

مسئله مرکز

در ساختارگرایی همیشه یک مرکز ضمنی وجود دارد

که ساختار را ثابت نگه می‌دارد

دریدا می‌گوید این مرکز هم بخشی از بازی نشانه‌هاست

نه چیزی بیرون از آن

différance در اسطوره

معنا در اسطوره

در تفاوت میان نشانه‌ها ساخته می‌شود
و هیچ مدلول نهایی ندارد

پس اسطوره هم یک متن باز است

نه یک ساختار بسته

نتیجه مقاله

اسطوره‌ها ساختار ثابت ندارند
تقابل‌ها ناپایدارند
مرکز وجود ندارد
و معنا همیشه در حرکت است

جمع بندی دو مقاله

در هر دو مقاله از L’écriture et la différence

یک خط مشترک دیده می‌شود:

  • ذهن مانند متن است نه حضور خالص
  • ناخودآگاه مثل نوشتار عمل می‌کند
  • اسطوره مثل شبکه تفاوت‌هاست
  • هیچ مرکز ثابتی وجود ندارد
  • معنا همیشه در différance حرکت می‌کند

    2 سطح تحلیل

    در مقاله ۴

    سطح تحلیل = روان انسان
    ذهن، ناخودآگاه، حافظه، ردها

    در مقاله ۵

    سطح تحلیل = فرهنگ انسان
    اسطوره، قبیله، تقابل‌های اجتماعی

    3 مفهوم مشترک ساختارشکنی

    در هر دو مقاله

    دریدا یک ایده را دنبال می‌کند

    هیچ ساختاری حضور خالص ندارد

    4 در مقاله فروید

    ذهن مثل نوشتار عمل می‌کند

    trace (رد)

    هر تجربه روانی

    رد گذشته را حمل می‌کند
    و هیچ لحظه خالص روانی وجود ندارد

    پس ناخودآگاه = شبکه نوشتاری

    5 در مقاله لوی استروس

    اسطوره‌ها بر تقابل‌های دوگانه ساخته می‌شوند

    طبیعت / فرهنگ
    خام / پخته

    اما این تقابل‌ها پایدار نیستند

    چون هر طرف به طرف دیگر وابسته است

    6 تفاوت اصلی

    در مقاله فروید

    مسئله = درون انسان

    ناخودآگاه و حافظه

    در مقاله لوی استروس

    مسئله = بیرون انسان

    فرهنگ و جامعه

    7 نتیجه مشترک

    در هر دو مقاله

    ساختارها بسته نیستند
    مرکز ثابت وجود ندارد
    معنا همیشه در différance حرکت می‌کند
    و هیچ حضور کامل وجود ندارد

    8 تفاوت عمیق‌تر

    در فروید

    ساختارشکنی روی زمان درونی ذهن کار می‌کند

    گذشته همیشه در حال حاضر حضور دارد

    در لوی استروس

    ساختارشکنی روی ساختارهای فرهنگی کار می‌کند

    معنا از تفاوت میان نشانه‌های اجتماعی ساخته می‌شود

    جمع بندی نهایی

    در هر دو مقاله از کتاب

    L’écriture et la différence

    دریدا یک حرکت مشترک انجام می‌دهد:

    در روانکاوی
    در ناخودآگاه هیچ حضور کامل وجود ندارد

    در انسان‌شناسی
    در فرهنگ هیچ ساختار بسته وجود ندارد

    و در هر دو حالت

    معنا فقط در شبکه تفاوت‌ها شکل می‌گیرد و در تعویق باقی می‌ماند

[ دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵ ] [ 1:2 ] [ عباس مهیاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عباس مهیاد. نویسنده، پژوهش گر فلسفه و ادبیات، شاعر، فیلمساز، مترجم، منتقد.

چیز چندانی نیست که بخواهم درباره ی خودم بدان اشاره کنم. برخی اطلاعات را  می توان درین وبلاگ مشاهده کرد. فقط این نکته را می افزایم که از گفتن و شنیدن و به خصوص خواندن لذت عمیق می برم ، امّا در نهایت سر و ساده پیروِ مذهبِ نوشتنم. همین.