عباس مهیاد
ABBAS MAHYAD 
قالب وبلاگ

کتاب «ایگو و اید» یکی از مهم‌ترین آثار دورهٔ متأخر فروید است و پایهٔ چیزی است که به آن مدل دوم دستگاه روانی فروید (Structural Model of the Psyche / Modèle structural de l’appareil psychique) می‌گویند. این کتاب در سال ۱۹۲۳ با عنوان آلمانی:

Das Ich und das Es

منتشر شد. ترجمهٔ دقیق عنوان:

«من و نهاد»

یا در ترجمهٔ رایج‌تر فارسی:

«ایگو و اید»

است.

  • Ich = Ego / Moi = من، خود، ایگو
  • Es = Id / Ça = نهاد، اید

توجه مهم: واژهٔ آلمانی Ich در معنای معمول یعنی «من»، اما در روانکاوی فروید به یک ساختار روانی اشاره دارد، نه فقط ضمیر شخصی. همچنین Es در آلمانی یعنی «آن»، ولی فروید آن را برای اشاره به بخش ناخودآگاه، غیرشخصی و غریزی روان به کار برد. کتاب شامل پنج فصل اصلی است:
۱. آگاهی و ناآگاه (Consciousness and What is Unconscious / La conscience et l’inconscient)
۲. ایگو و اید (The Ego and the Id / Le Moi et le Ça)
۳. ایگو و سوپرایگو (ایده‌آل ایگو) (The Ego and the Super-Ego / Le Moi et le Surmoi)
۴. دو طبقهٔ سائق‌ها (The Two Classes of Instincts / Les deux sortes de pulsions)
۵. روابط وابستهٔ ایگو (The Dependent Relationships of the Ego / Les rapports de dépendance du Moi)

به دلیل حجم و عمق کتاب، توضیح «فصل به فصل با تمام جزئیات» را در چند بخش می‌آورم تا کیفیت و دقت حفظ شود. در این پاسخ عنوان و مقدمه و فصل اول را کامل بررسی می‌کنم؛ سپس فصل‌های دوم تا پنجم را ادامه می‌دهم.

مقدمهٔ کتاب

فروید در آغاز کتاب می‌گوید این اثر ادامهٔ مستقیم افکاری است که در کتاب:

فراسوی اصل لذت (Beyond the Pleasure Principle / Au-delà du principe de plaisir)

شروع کرده بود.

در آن کتاب فروید به این نتیجه رسیده بود که اصل لذت:

Pleasure Principle / Principe de plaisir / Lustprinzip

تنها نیروی حاکم بر روان نیست.

او اکنون می‌خواهد ساختار روان را دوباره تنظیم کند.

در مدل قبلی:

آگاه

Conscious / Conscient / Bewusst

پیش‌آگاه

Preconscious / Préconscient / Vorbewusst

ناخودآگاه

Unconscious / Inconscient / Unbewusst

سه سطح روان بودند.

اما فروید متوجه شد این تقسیم‌بندی کافی نیست.

زیرا:

  • بخش‌هایی از ایگو ناخودآگاه‌اند.
  • چیزی که سرکوب شده است فقط در «ناخودآگاه» نیست، بلکه نیروهای روانیِ فعال دارد.
  • تعارض روانی فقط میان آگاهی و ناخودآگاهی نیست.

بنابراین او مدل جدیدی می‌سازد:

اید

Id / Ça / Es

ایگو

Ego / Moi / Ich

سوپرایگو

Superego / Surmoi / Über-Ich

این سه‌گانه مشهورترین بخش کتاب است.

فصل اول

آگاهی و آنچه ناخودآگاه است

Consciousness and What is Unconscious

La conscience et l’inconscient

فروید فصل اول را با یک پرسش آغاز می‌کند:

آیا «آگاه بودن» برابر با «روانی بودن» است؟

یعنی:

آیا هر چیزی که روانی است، باید آگاه باشد؟

پاسخ فروید:

خیر.

۱. نقد روان‌شناسی سنتی

در روان‌شناسی پیش از فروید، بسیاری معتقد بودند:

Psychical = Conscious

یعنی:

روانی بودن = آگاه بودن

اما فروید این را رد می‌کند.

او می‌گوید:

بسیاری از پدیده‌ها نشان می‌دهند که فعالیت روانی می‌تواند بدون آگاهی وجود داشته باشد.

مثلاً:

  • خواب‌ها
  • نشانه‌های هیستریک
  • وسواس‌ها
  • لغزش‌های زبانی
  • فراموشی‌های معنادار

همگی نشان می‌دهند چیزی در روان فعال است که فرد از آن آگاه نیست.

۲. ناخودآگاه توصیفی

فروید بین دو معنای ناخودآگاه تفاوت می‌گذارد.

ناخودآگاه توصیفی

Descriptive unconscious / Inconscient descriptif

یعنی:

هر چیزی که در لحظه حاضر در آگاهی نیست.

مثلاً:

شماره تلفنی که الان به آن فکر نمی‌کنیم، اما می‌توانیم به یاد بیاوریم.

این نوع ناخودآگاه بیشتر به معنای «غیاب موقت آگاهی» است.

۳. ناخودآگاه پویا

اما مفهوم مهم‌تر:

Dynamic unconscious

Inconscient dynamique

Dynamisches Unbewusstes

است.

اینجا فروید می‌گوید:

برخی محتواها فقط ناآگاه نیستند؛ بلکه فعالانه از ورود به آگاهی جلوگیری می‌شوند.

یعنی نیرویی وجود دارد که آنها را دور نگه می‌دارد.

این نیرو:

واپس‌رانی

Repression / Refoulement / Verdrängung

نام دارد.

۴. سرکوب‌شده و ناخودآگاه یکی نیستند

فروید یک تمایز مهم ایجاد می‌کند:

هر چیز سرکوب‌شده ناخودآگاه است.

اما هر چیز ناخودآگاه الزاماً سرکوب‌شده نیست.

مثلاً:

فرآیندهای ذهنی ابتدایی ممکن است آگاه نباشند، بدون اینکه الزاماً سرکوب شده باشند.

۵. مشکل اصلی: خود ایگو هم ناخودآگاه است

اینجا نقطهٔ آغاز انقلاب کتاب است.

فروید می‌گوید:

قبلاً تصور می‌کردیم:

آگاه = ایگو

اما اکنون می‌بینیم:

بخشی از ایگو نیز ناخودآگاه است.

مثلاً:

  • دفاع‌ها
  • مقاومت‌ها
  • تصمیم‌هایی که فرد دلیل واقعی آنها را نمی‌داند

ممکن است از جانب ایگو بیایند، اما خودآگاه نباشند.

۶. مقاومت

یکی از مفاهیم کلیدی:

Resistance

Résistance

Widerstand

است.

در درمان روانکاوانه، بیمار ممکن است در برابر یادآوری یا شناخت چیزی مقاومت کند.

اما سؤال فروید:

اگر مقاومت وجود دارد، چه چیزی مقاومت می‌کند؟

پاسخ قدیمی:

ناخودآگاه علیه آگاهی مقاومت می‌کند.

اما فروید می‌گوید:

نه، باید بپذیریم خودِ ایگو نیز بخش‌های ناخودآگاه دارد.

۷. نتیجهٔ فصل اول

فصل اول راه را برای تغییر بزرگ باز می‌کند:

مدل قدیمی:

 
آگاه
پیش‌آگاه
ناخودآگاه

دیگر کافی نیست.

مدل جدید:

 
ایگو (بخشی آگاه، بخشی ناخودآگاه)

اید (کاملاً ناخودآگاه)

سوپرایگو (بخش‌هایی آگاه و ناخودآگاه)

خواهد بود.

مفاهیم کلیدی فصل اول

فارسیEnglishFrançais

آگاهیConsciousnessConscience

ناخودآگاهUnconsciousInconscient

پیش‌آگاهPreconsciousPréconscient

ناخودآگاه پویاDynamic unconsciousInconscient dynamique

واپس‌رانیRepressionRefoulement

مقاومتResistanceRésistance

دستگاه روانیPsychical apparatusAppareil psychique

نکتهٔ بسیار مهم فصل اول

تمام هدف فروید در این فصل این است که بگوید:

ناخودآگاه فقط یک انبار خاطرات فراموش‌شده نیست؛ یک نیروی زنده و سازمان‌یافته است که رفتار انسان را هدایت می‌کند.

و مهم‌تر:

ایگو دیگر فرمانروای مطلق روان نیست؛ خودش نیز بخشی از همان روان ناآگاه است.

در ادامه، فصل دوم را توضیح می‌دهم که مهم‌ترین فصل کتاب است:

«ایگو و اید (The Ego and the Id / Le Moi et le Ça)»

در آن فروید دقیقاً توضیح می‌دهد:

  • اید چگونه شکل می‌گیرد،
  • ایگو چگونه از اید به وجود می‌آید،
  • رابطهٔ بدن و روان چیست،
  • چرا فروید می‌گوید «ایگو ابتدا یک موجود بدنی است»،
  • و چرا جملهٔ مشهور «Wo Es war, soll Ich werden» (جایی که اید بود، ایگو باید جایگزین شود) از همین کتاب آمده است.
  • فصل دوم: من و نهاد

    Chapter II: The Ego and the Id

    Das Ich und das Es

    مقدمه‌ی فصل

    فروید فصل را با یک نکته‌ی مهم آغاز می‌کند:

    روان‌کاوی تا آن زمان بیشتر روی سرکوب‌شده‌ها (the repressed) تمرکز کرده بود؛ یعنی افکار، امیال و خاطراتی که به علت تعارض روانی از آگاهی بیرون رانده شده‌اند. اما فروید می‌گوید اکنون باید خودِ من (Ego / Ich) را نیز بررسی کنیم، زیرا من هم می‌تواند ناخودآگاه باشد.

    این جمله یک تغییر بزرگ ایجاد می‌کند.

    قبلاً تصور می‌شد:

  • آگاه = متعلق به من
  • ناخودآگاه = متعلق به سرکوب‌شده‌ها
  • اما فروید می‌گوید:

    خودِ من نیز همه‌اش آگاه نیست.

    یعنی انسان همیشه حتی درباره‌ی خودش هم آگاهی کامل ندارد.

    ۱. مشکل اصلی: چگونه چیزی ناخودآگاه می‌تواند شناخته شود؟

    فروید سؤال می‌کند:

    اگر تمام شناخت ما از طریق آگاهی صورت می‌گیرد، چگونه می‌توانیم درباره‌ی ناخودآگاه حرف بزنیم؟

    اصطلاحات:

  • Conscious (Cs.) = آگاه
  • Unconscious (Ucs.) = ناخودآگاه
  • Preconscious (Pcs.) = پیش‌آگاه
  • فروید می‌گوید برای اینکه یک محتوای ناخودآگاه وارد آگاهی شود، باید از یک مرحله عبور کند:

    ناخودآگاه

    پیش‌آگاه

    آگاه

    اما چه چیزی باعث این انتقال می‌شود؟

    پاسخ فروید:

    ارتباط با کلمات

    ۲. بازنمایی چیزها و بازنمایی کلمات

    یکی از مهم‌ترین بخش‌های فصل همین جاست.

    فروید میان دو نوع بازنمایی تفاوت می‌گذارد:

    الف) بازنمایی شیء

    Thing-presentation

    Sachvorstellung

    یعنی تصویری ذهنی که از یک چیز داریم.

    مثلاً:

    شما یک درخت را می‌بینید.

    در ذهن شما:

  • شکل درخت
  • رنگ
  • احساس مربوط به آن
  • وجود دارد.

    این یک بازنمایی شیء است.

    ب) بازنمایی واژه

    Word-presentation

    Wortvorstellung

    یعنی ارتباط آن تصویر با یک کلمه.

    مثلاً:

    تصویر ذهنی درخت + واژه‌ی «درخت»

    وقتی این اتصال ایجاد شود، آن محتوا قابلیت ورود به آگاهی پیدا می‌کند.

    فروید می‌گوید:

    تفکر ناخودآگاه بیشتر با بازنمایی‌های اشیاء کار می‌کند؛ اما برای آگاه شدن، باید به بازنمایی‌های کلامی وصل شود.

    مثال ساده:

    کودکی از یک تجربه‌ی ترسناک رنج برده است.

    در ناخودآگاه:

  • تصویر
  • احساس
  • هیجان
  • وجود دارد.

    اما کودک نمی‌تواند آن را بیان کند.

    وقتی بعدها بتواند آن تجربه را با کلمات بیان کند:

    «من آن زمان ترسیده بودم»

    آن محتوای ناخودآگاه وارد سطح آگاهی می‌شود.

    ۳. آگاهی کجاست؟

    فروید می‌گوید:

    آگاهی سطح بیرونی دستگاه روانی است.

    اصطلاح:

    Psychical apparatus = دستگاه روانی

    او آگاهی را شبیه سطح بیرونی بدن می‌داند؛ جایی که تماس با جهان بیرون اتفاق می‌افتد.

    یعنی:

    جهان بیرونی

    حواس

    آگاهی

    ذهن

    اما مشکل اینجاست:

    بخش بزرگی از ذهن در زیر این سطح فعالیت می‌کند.

    ۴. ورود مفهوم نهاد (Id / Es)

    اینجا فروید مفهوم نهاد را وارد می‌کند.

    معادل‌ها:

    فارسیانگلیسیآلمانی

    نهادIdEs

    منEgoIch

    فرامنSuperegoÜber-Ich

    نهاد قدیمی‌ترین بخش روان است.

    فروید آن را منبع اصلی نیروهای غریزی می‌داند.

    نهاد:

  • زمان نمی‌شناسد
  • منطق ندارد
  • اخلاق ندارد
  • واقعیت بیرونی را در نظر نمی‌گیرد
  • اصل حاکم بر آن:

    اصل لذت

    Pleasure Principle

    Lustprinzip

    یعنی:

    «می‌خواهم اکنون خواسته‌ام برآورده شود.»

    مثال:

    کودک گرسنه:

    نهاد می‌گوید:

    «غذا می‌خواهم، همین الآن.»

    اما واقعیت می‌گوید:

    «باید صبر کنی.»

    اینجاست که من وارد عمل می‌شود.

    ۵. رابطه‌ی من و نهاد

    یکی از مشهورترین استعاره‌های فروید در این فصل:

    من مانند سوارکاری است که سعی می‌کند اسب قدرتمندی را هدایت کند.

    اسب:

    = نهاد

    سوارکار:

    = من

    اما نکته‌ی مهم:

    قدرت اسب بیشتر است.

    یعنی:

    من کاملاً فرمانروای ذهن نیست.

    گاهی:

    نهاد مسیر را تعیین می‌کند و من فقط تلاش می‌کنم آن را کنترل یا توجیه کنم.

    ۶. من چگونه از نهاد شکل می‌گیرد؟

    فروید می‌گوید:

    من یک بخش جداگانه و مستقل از ابتدا نیست.

    بلکه:

    Ego develops from Id

    یعنی:

    من از نهاد رشد می‌کند.

    نوزاد در آغاز تقریباً فقط نهاد است:

  • نیاز
  • میل
  • احساس
  • کشش غریزی
  • بعد، تحت تأثیر جهان بیرونی، بخشی از نهاد تغییر شکل می‌دهد و تبدیل به من می‌شود.

    فرمول ساده:

    نهاد
    (خواسته‌های خام)

    ⬇ تحت تأثیر واقعیت

    من
    (تنظیم‌کننده‌ی خواسته‌ها)

    ۷. اصل واقعیت

    در مقابل اصل لذت:

    Reality Principle

    Realitätsprinzip

    قرار دارد.

    نهاد:

    «می‌خواهم.»

    من:

    «چگونه و چه زمانی ممکن است؟»

    مثال:

    نهاد:

    «می‌خواهم به این شخص آسیب بزنم.»

    من:

    «اگر این کار را بکنم پیامد دارد؛ باید راه دیگری پیدا کنم.»

    ۸. نکته‌ی بسیار مهم: ناخودآگاه فقط جای امیال پست نیست

    فروید هشدار می‌دهد که نباید فکر کنیم:

    ناخودآگاه = فقط غرایز حیوانی

    او می‌گوید حتی فعالیت‌های پیچیده‌ی فکری و اخلاقی نیز می‌توانند ناخودآگاه باشند.

    مثلاً:

  • احساس گناه
  • خودتنبیهی
  • مقاومت در برابر درمان
  • ممکن است بدون آگاهی فرد رخ دهند.

    جمع‌بندی فصل دوم تا این بخش

    فروید در فصل دوم چند ایده‌ی بنیادی را مطرح می‌کند:

    ۱.

    من فقط بخش آگاه شخصیت نیست.

    Ego ≠ Consciousness

    بلکه بخشی از من نیز ناخودآگاه است.

    ۲.

    نهاد سرچشمه‌ی نیروهای غریزی است.

    Id = reservoir of instincts

    ۳.

    من از نهاد ایجاد می‌شود.

    Ego emerges from Id

    ۴.

    وظیفه‌ی من میانجی‌گری است:

    بین:

    نهاد
    (میل)

    و

    واقعیت
    (جهان بیرونی)

    ۵.

    آگاه شدن یک فکر یعنی:

    پیوند خوردن آن با زبان.

    ناخودآگاه → واژه → آگاهی

    در ادامه‌ی فصل دوم، فروید وارد بخش دشوارتری می‌شود: رابطه‌ی من با ادراک‌های درونی، احساس لذت و ناخشنودی، نقش بدن در شکل‌گیری من، و این جمله‌ی معروف که «من پیش از هر چیز یک منِ بدنی است». این بخش را در ادامه با همین دقت باز می‌کنم.


برچسب‌ها: زیگموند فروید, من و نهاد, روانکاوی, ناخودآگاه
[ دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ ] [ 21:38 ] [ عباس مهیاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عباس مهیاد. نویسنده، پژوهش گر فلسفه و ادبیات، شاعر، فیلمساز، مترجم، منتقد.

چیز چندانی نیست که بخواهم درباره ی خودم بدان اشاره کنم. برخی اطلاعات را  می توان درین وبلاگ مشاهده کرد. فقط این نکته را می افزایم که از گفتن و شنیدن و به خصوص خواندن لذت عمیق می برم ، امّا در نهایت سر و ساده پیروِ مذهبِ نوشتنم. همین.