|
عباس مهیاد ABBAS MAHYAD
| ||
درآمدی بر روانکاوی (قسمت ششم)زیگموند فروید — ۱۸۵۶–۱۹۳۹ سال نگارش و ارائه: ۱۹۱۵–۱۹۱۷ سالهای انتشار: ۱۹۱۶–۱۹۱۷ بخش دوم — رؤیادرس هشتمDer Traum The Dream Le rêve در این بخش، بحث را از سطح کلیِ «رؤیا معنای روانی دارد» یک مرحله جلوتر میبریم و روی سازوکار تبدیل افکار نهفته به رؤیای آشکار تمرکز میکنیم. اینجا مفهوم کار رؤیا اهمیت مرکزی پیدا میکند. ۱. مسئله اصلیتا اینجا دو سطح را از هم جدا کردیم: محتوای آشکار رؤیا manifester Trauminhalt manifest dream-content contenu manifeste du rêve در برابر: افکار نهفته رؤیا latente Traumgedanken latent dream-thoughts pensées latentes du rêve اما سؤال تازه این است: چه اتفاقی بین این دو سطح رخ میدهد؟ فروید این فرایند را: کار رؤیا Traumarbeit dream-work travail du rêve مینامد. ۲. کار رؤیا ترجمه ساده نیستنباید تصور کرد که ذهن ابتدا یک جمله واضح دارد: «من این آرزو را دارم.» و بعد آن را به یک تصویر تبدیل میکند. فرایند بسیار پیچیدهتر است. چندین فکر، خاطره و میل میتوانند با یکدیگر ترکیب شوند و سپس به شکل یک تصویر یا صحنه ظاهر شوند. بنابراین: افکار نهفته ↓ تغییر شکل ↓ محتوای آشکار ۳. نخستین سازوکار: تراکمتراکم Verdichtung condensation condensation تراکم یعنی چند عنصر روانی در یک عنصر رؤیایی جمع شوند. فرض کنیم سه نفر در زندگی فرد اهمیت دارند: A B C در رؤیا ممکن است شخصیتی ظاهر شود که:
در نتیجه، یک شخصیت رؤیایی حامل ارتباطهای چندگانه است. ۴. تراکم فقط درباره افراد نیستتراکم میتواند درباره مکانها، کلمات، اتفاقها و تصاویر نیز رخ دهد. مثلاً یک خانه رؤیایی ممکن است:
را همزمان داشته باشد. در ظاهر، فقط یک خانه دیده میشود. اما از نظر تداعی، چندین مسیر به آن متصل است. ۵. چرا تراکم اهمیت دارد؟تراکم توضیح میدهد که چرا رؤیا گاهی بسیار کوتاهتر از حجم افکاری است که در پس آن قرار دارند. ممکن است پشت یک تصویر ساده، تعداد زیادی تداعی قرار گرفته باشد. پس: حجم محتوای آشکار لزومأ نشاندهنده: حجم افکار نهفته نیست. یک تصویر کوچک میتواند شبکهای بسیار بزرگ از ارتباطها را در خود جمع کند. ۶. دومین سازوکار: جابهجاییجابهجایی Verschiebung displacement déplacement در جابهجایی، بار عاطفی یا اهمیت روانی از یک عنصر به عنصر دیگری منتقل میشود. در نتیجه چیزی که از نظر ظاهری کوچک است، ممکن است در رؤیا بسیار برجسته شود. و چیزی که از نظر روانی مهم است، ممکن است تقریباً پنهان بماند. ۷. نمونه ساده جابهجاییفرض کنیم مسئله اصلی فرد در واقع مربوط به شخص A است. اما در رؤیا، شخص A تقریباً حضور ندارد. در عوض، شخص B که ارتباطی با A دارد، بسیار برجسته میشود. در این حالت میتوان بررسی کرد که آیا اهمیت روانی از A به B منتقل شده است. پس: اهمیت روانی → انتقال → عنصر جایگزین ۸. تراکم و جابهجایی با هماین دو سازوکار معمولاً جدا از یکدیگر عمل نمیکنند. یک رؤیا میتواند همزمان: چند محتوا را در یک تصویر متراکم کند و: اهمیت یک محتوا را به عنصر دیگری منتقل کند. به همین دلیل ساختار رؤیا بسیار پیچیده میشود. ۹. تبدیل فکر به تصویرتبدیل به تصویر Darstellung representation représentation یکی از ویژگیهای مهم رؤیا این است که افکار میتوانند به شکل تصاویر و صحنهها بیان شوند. در بیداری میتوانیم بگوییم: «من درباره رفتن، جدایی و بازگشت فکر میکنم.» اما رؤیا ممکن است این مجموعه را به یک صحنه تبدیل کند: فرد در ایستگاه است، قطاری حرکت میکند و او نمیتواند سوار شود. در نتیجه: فکر انتزاعی به: صحنه تصویری تبدیل میشود. ۱۰. چرا رؤیا از تصویر استفاده میکند؟در نظریه فروید، این موضوع با وضعیت خواب و محدودیتهای مربوط به فعالیت روانی در خواب ارتباط دارد. رؤیا بیشتر با تصاویر، صحنهها و تجربههای حسی کار میکند. بنابراین افکار نهفته باید به شکلی تبدیل شوند که بتوانند در قالب تجربه رؤیایی ظاهر شوند. ۱۱. رؤیا مانند داستان منطقی نیستدر بیداری، جملهها معمولاً روابط منطقی را مشخص میکنند: «اگر این اتفاق بیفتد، من ناراحت میشوم.» رؤیا ممکن است این رابطه را به یک تصویر تبدیل کند: فرد در خواب میبیند که شخصی را از دست داده و گریه میکند. در نتیجه، رابطهای که در بیداری به شکل جمله بیان میشود، ممکن است در رؤیا به شکل صحنه نشان داده شود. ۱۲. رابطههای منطقی نیز تغییر میکنندرؤیا ممکن است:
این مسئله یکی از دلایل عجیب بودن رؤیاست. ۱۳. تضاد در رؤیاگاهی دو محتوای متضاد میتوانند در یک ساختار رؤیایی کنار هم قرار بگیرند. مثلاً: میخواهم بروم و: میخواهم بمانم ممکن است در رؤیا به شکل وضعیتی ظاهر شود که فرد همزمان در حال حرکت و توقف است. رؤیا لزوماً مانند زبان روزمره نمیگوید: «من درباره رفتن و ماندن تعارض دارم.» بلکه تعارض را نمایش میدهد. ۱۴. تراکم کلامیتراکم فقط تصویری نیست. گاهی یک کلمه یا نام میتواند تداعیهای مختلفی را در خود جمع کند. یک واژه ممکن است برای فرد:
را همزمان فعال کند. در چنین حالتی یک عنصر زبانی نیز میتواند حامل چندین مسیر تداعی باشد. ۱۵. جابهجایی عاطفهعاطفه Affekt affect affect یکی از جنبههای مهم جابهجایی، انتقال شدت عاطفی است. ممکن است یک موضوع در واقع برای فرد بسیار مهم باشد، اما در رؤیا احساس شدیدی نسبت به موضوع دیگری تجربه کند. در این صورت باید بررسی کرد که آیا شدت عاطفی نیز جابهجا شده است. ۱۶. چرا رؤیا گاهی بسیار واقعی احساس میشود؟رؤیا میتواند تجربهای بسیار زنده ایجاد کند. فرد ممکن است:
این شدت تجربه نشان میدهد که رؤیا صرفاً مجموعهای از تصاویر بیاثر نیست. رؤیا میتواند با عاطفه پیوند بسیار نیرومندی داشته باشد. ۱۷. رابطه تصویر و عاطفهتصویر رؤیایی و عاطفه همراه آن همیشه به یک اندازه آشکار نیستند. گاهی تصویر ساده است، اما احساس بسیار شدید. گاهی تصویر بسیار ترسناک است، ولی فرد احساس چندانی ندارد. این تفاوت نیز میتواند بخشی از فرایند جابهجایی باشد. ۱۸. نقش سانسورسانسور Zensur censorship censure اگر افکار نهفته مستقیماً به محتوای آشکار تبدیل شوند، ممکن است برای آگاهی بیش از حد ناخوشایند یا تعارضآمیز باشند. پس سانسور موجب میشود که این محتواها:
۱۹. نتیجه سانسوربه همین دلیل ممکن است خواببیننده بعد از بیداری بگوید: «اصلاً نمیفهمم چرا چنین خوابی دیدم.» از دید فروید، همین عدم فهم میتواند بخشی از نتیجه فرایند تغییر شکل باشد. یعنی: نامفهوم بودن رؤیا نه الزاماً نشانه بیمعنایی آن، بلکه ممکن است نتیجه: کار رؤیا باشد. ۲۰. چرا تحلیل رؤیا لازم است؟اگر محتوای آشکار کاملاً با افکار نهفته یکسان بود، دیگر نیازی به تحلیل وجود نداشت. اما چون: افکار نهفته تغییر شکل مییابند، باید مسیر معکوس را طی کرد: محتوای آشکار ↓ تداعیهای خواببیننده ↓ بازسازی ارتباطها ↓ افکار نهفته ۲۱. تحلیلگر نباید معنای خواب را تحمیل کنداین نکته همچنان بنیادی است. روانکاو نباید صرفاً بر اساس دانش خود بگوید: «این تصویر به معنای فلان است.» بلکه باید اجازه دهد: تداعیهای خود فرد مسیر تحلیل را مشخص کنند. این موضوع یکی از تفاوتهای مهم روانکاوی فرویدی با تعبیر عامیانه خواب است. ۲۲. رؤیا و زباندر رؤیا، گاهی یک مفهوم میتواند به صورت تصویر ظاهر شود. برای مثال، چیزی که در بیداری به شکل: «من نمیتوانم از یک وضعیت خارج شوم» تجربه میشود، ممکن است در رؤیا به شکل: «در اتاقی گیر افتادهام» ظاهر شود. البته این به معنای وجود یک فرهنگ لغت ثابت نیست. معنای واقعی باید از تداعیهای فرد بررسی شود. ۲۳. رؤیا و خاطرات کودکیفروید به این مسئله توجه دارد که افکار رؤیا میتوانند به تجربههای بسیار قدیمیتر از اتفاقات روز گذشته وصل شوند. بنابراین: محرک روزانه ممکن است فقط ماشهای باشد که شبکه قدیمیتری را فعال میکند. در این صورت رؤیا میتواند پیوندی میان: حال و: گذشته ایجاد کند. ۲۴. آرزوی نهفته و گذشتهآرزوهای مرتبط با گذشته ممکن است در شکلهای تغییریافته بازگردند. اما باید دقت کرد که هر خاطره کودکی به معنای وجود یک آرزوی خاص نیست. تحلیل دقیق باید بر اساس: تداعیها تکرارها مقاومتها و: ارتباطهای واقعی در زندگی فرد پیش برود. برچسبها: زیگموند فروید, درآمدی بر روانکاوی, روان کاوی, مسایل اصلی روانکاوی [ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 23:20 ] [ عباس مهیاد ]
|
||