عباس مهیاد
ABBAS MAHYAD 
قالب وبلاگ

۱. مشخصات و معماری کتاب - قسمت دوم
عنوان اصلی:

Jenseits des Lustprinzips / Beyond the Pleasure Principle

ترجمهٔ دقیق‌تر:

«فراسوی اصل لذت»

بخش چهارم — Abschnitt IV

۱. تغییر سطح بحث

تا اینجا فروید عمدتاً دربارهٔ این‌ها صحبت کرده بود:

  • رؤیای تروماتیک
  • بازی کودک
  • تکرار
  • انتقال
  • اجبار به تکرار

اما اکنون سؤال عوض می‌شود.

او می‌خواهد چیزی شبیه یک مدل فیزیکی ـ روانی برای دستگاه روانی بسازد.

یعنی:

اگر یک موجود زنده دائماً در معرض محرک‌های بیرونی قرار دارد، چگونه از خودش محافظت می‌کند؟

و اگر محرکی بیش از ظرفیت دستگاه باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟

۲. Reiz / stimulus / محرک

اصطلاح اساسی این بخش:

Reiz / stimulus / محرک

است.

فروید دستگاه روانی را سیستمی تصور می‌کند که از بیرون و درون تحت تأثیر محرک‌ها قرار می‌گیرد.

این محرک‌ها می‌توانند از:

Außenwelt / external world / جهان بیرونی

بیایند.

اما بدن و روان از داخل نیز دائماً تحت فشار هستند.

پس دستگاه روانی در میان دو منبع تحریک قرار دارد:

Außenreize / external stimuli / محرک‌های بیرونی

و

innere Reize / internal stimuli / محرک‌های درونی

۳. چرا جهان بیرونی مشکل‌ساز است؟

اگر دستگاه روانی تمام محرک‌های جهان بیرون را مستقیماً دریافت می‌کرد، مقدار عظیمی از تحریک وارد آن می‌شد.

بنابراین باید نوعی حفاظت وجود داشته باشد.

فروید از مفهوم:

Reizschutz / stimulus barrier / سپر یا حفاظ محرکی

استفاده می‌کند.

این مفهوم بسیار مهم است.

۴. Reizschutz / سپر محرک چیست؟

به زبان ساده:

Reizschutz

یعنی یک سازوکار محافظ که اجازه نمی‌دهد تمام شدت محرک‌های جهان بیرونی مستقیماً به دستگاه روانی هجوم بیاورد.

می‌توانیم آن را به صورت یک مرز تصور کنیم:

Außenwelt

محرک‌ها

Reizschutz

psychischer Apparat / psychic apparatus / دستگاه روانی

این سپر باعث می‌شود دستگاه روانی بتواند با محرک‌ها کنار بیاید.

۵. اما تروما چیست؟

تروما در این مدل فقط «یک اتفاق بد» نیست.

تعریف اقتصادی‌تر فروید این است:

مقداری از تحریک وارد دستگاه روانی می‌شود که دستگاه برای مهار و پردازش آن آمادگی کافی ندارد.

یعنی مشکل فقط کیفیت حادثه نیست؛

شدت و هجوم تحریک اهمیت دارد.

به همین دلیل فروید از:

Reizschutz

صحبت می‌کند.

اگر سپر محرک آسیب ببیند یا محرک بیش از ظرفیت آن باشد:

تحریک عظیم وارد دستگاه می‌شود.

۶. Trauma / تروما در این مدل

پس می‌توانیم ساختار را چنین تصور کنیم:

محرک بسیار شدید

عبور از Reizschutz

هجوم Erregung / excitation / برانگیختگی

دستگاه روانی نمی‌تواند آن را به‌سرعت مهار کند

Trauma / تروما

این نگاه فروید به تروما، در این بخش بیشتر اقتصادی است تا صرفاً روایی یا معنایی.

۷. Bindung / binding / پیوند یا مهار

اینجا یکی از مهم‌ترین مفاهیم بخش چهارم وارد می‌شود:

Bindung / binding / پیوند، مهار یا بست‌دادن انرژی روانی

مسئله این است که انرژی واردشده باید somehow مهار و سازمان‌دهی شود.

اگر مقدار زیادی تحریک ناگهان وارد شود، دستگاه روانی ابتدا باید آن را:

binden / bind / مهار و پیوند

کند.

یعنی انرژی پراکنده و هجوم‌آور باید somehow در یک ساختار قابل کنترل قرار گیرد.

۸. چرا این مسئله به تروما مربوط است؟

فرد تروماتیزه‌شده گاهی نمی‌تواند تجربه را در یک روایت منسجم قرار دهد.

حادثه:

اتفاق افتاده.

اما روان هنوز نتوانسته آن را به صورت کامل پردازش و پیوند کند.

بنابراین تجربه می‌تواند به صورت:

  • تصویر،
  • احساس،
  • کابوس،
  • واکنش بدنی،
  • ترس ناگهانی

برگردد.

فروید در اینجا هنوز از زبان مدرن «پردازش تروما» استفاده نمی‌کند؛ ما باید اصطلاحات او را در دستگاه مفهومی خودش بفهمیم.

۹. تفاوت میان «دریافت محرک» و «پردازش محرک»

این بخش را باید دقیق فهمید.

دستگاه روانی فقط یک گیرندهٔ منفعل نیست.

وظیفهٔ آن این است که:

Reiz / محرک

را دریافت کند و آن را به شکلی قابل تحمل در سیستم وارد کند.

اگر محرک بیش از ظرفیت باشد:

Überwältigung / overwhelming / غلبه و درهم‌کوبیدگی

رخ می‌دهد.

البته این واژهٔ انگلیسی دقیقاً اصطلاح اصلی فروید نیست؛ مفهوم مورد بحث او همان هجوم تحریک و ناتوانی در مهار آن است.

۱۰. چرا فروید از «شوک» حرف می‌زند؟

در بحث روان‌نژندی تروماتیک، مسئلهٔ Schreck / fright / وحشت یا هراس ناگهانی اهمیت دارد.

فروید میان حالت‌های مختلف آمادگی روانی تمایز می‌گذارد.

این تمایز بعدها برای توضیح تروما مهم می‌شود.

سه مفهوم را باید جدا کنیم:

Angst / anxiety / اضطراب

حالتی از انتظار و آمادگی نسبت به خطر.

Furcht / fear / ترس

ترس از یک ابژه یا خطر مشخص.

Schreck / fright / هراس ناگهانی

واکنشی که وقتی رخ می‌دهد که فرد بدون آمادگی قبلی با خطر مواجه شود.

این تمایز برای فهم تروما بسیار مهم است.

۱۱. چرا Schreck اهمیت دارد؟

فرض کن دستگاه روانی انتظار خطر را داشته باشد.

در این حالت:

Angstbereitschaft / anxiety-readiness / آمادگی اضطرابی

وجود دارد.

دستگاه روانی تا حدی آماده است.

اما اگر خطر بدون هشدار رخ دهد:

Schreck

اتفاق می‌افتد.

یعنی محرک با شدت زیاد وارد می‌شود، بدون اینکه دستگاه روانی فرصت کافی برای آماده‌شدن داشته باشد.

پس:

آمادگی قبلی ↓

هجوم ناگهانی ↑

خطر تروما ↑

۱۲. Angstbereitschaft / آمادگی اضطرابی

این اصطلاح در منطق فروید اهمیت زیادی دارد.

اضطراب صرفاً یک حالت ناخوشایند نیست.

می‌تواند نوعی آماده‌باش دفاعی باشد.

یعنی دستگاه روانی از قبل انتظار دارد:

«ممکن است چیزی رخ دهد.»

بنابراین بخشی از انرژی روانی برای مواجهه با محرک آماده است.

اما در Schreck:

اتفاق قبل از آمادگی رخ می‌دهد.

۱۳. پارادوکس اضطراب

در نگاه اول ممکن است فکر کنیم:

اضطراب خودش بد است، پس چرا دستگاه روانی باید آن را ایجاد کند؟

اما در این مدل، اضطراب می‌تواند محافظت‌کننده باشد.

یعنی:

Angst

ممکن است ناخوشایند باشد،

اما همین ناخوشایندی دستگاه را آماده می‌کند.

پس:

Unlust / ناخوشایندی

گاهی می‌تواند کارکرد دفاعی داشته باشد.

این دقیقاً با بحث بخش اول دربارهٔ اصل لذت ارتباط پیدا می‌کند.

۱۴. اما تروما چرا این‌قدر مهم است؟

چون تروما نشان می‌دهد که دستگاه روانی همیشه قادر به ایجاد این آمادگی نیست.

وقتی محرک بیش از حد شدید باشد:

Reizschutz

ممکن است نتواند وظیفهٔ خود را انجام دهد.

و در نتیجه مقدار عظیمی از انرژی وارد دستگاه می‌شود.

این همان جایی است که فروید به مسئلهٔ:

Bindung / binding

می‌رسد.

۱۵. Bindung یعنی چه؟

به صورت بسیار ساده:

Binding = تبدیل انرژی هجوم‌آور به انرژی مهارشده و سازمان‌یافته.

دستگاه روانی باید چیزی را که به شکل ناگهانی وارد شده، somehow تحت کنترل درآورد.

اما این کار زمان می‌خواهد.

پس تروما را می‌توان تا حدی به صورت:

مقدار بسیار زیاد تحریک + فقدان آمادگی کافی + مشکل در مهار و پیوند آن

فهمید.

۱۶. و اینجا خواب‌های تروماتیک دوباره برمی‌گردند

حالا می‌توانیم بفهمیم چرا فروید دوباره به خواب‌های تروماتیک برمی‌گردد.

اگر خواب در حالت معمول با:

Wunscherfüllung / wish fulfilment / تحقق میل

مرتبط است،

چرا فرد تروماتیزه خواب حادثه را دوباره می‌بیند؟

یک امکان جدید پدیدار می‌شود:

شاید این خواب‌ها اصلاً در درجهٔ اول برای تحقق میل نباشند.

شاید کارکرد دیگری داشته باشند:

Nachträgliche Bewältigung / subsequent mastery / مهار یا تسلط پسینی

یعنی دستگاه روانی تلاش می‌کند حادثه‌ای را که قبلاً نتوانسته بود مهار کند، بعداً دوباره تولید کند تا بتواند با آن مواجه شود.

۱۷. Nachträglich / subsequently / پسینی

این ایده مهم است.

حادثه:

اول رخ می‌دهد

اما روان نمی‌تواند آن را کاملاً مهار کند.

بعد:

دوباره در خواب ظاهر می‌شود.

در نگاه اول این تکرار عجیب است.

اما در مدل فروید ممکن است خواب بخشی از تلاش دستگاه روانی برای انجام کاری باشد که هنگام حادثه نتوانسته انجام دهد:

Bindung / مهار و پیوند تحریک.

۱۸. بنابراین خواب تروماتیک چه معنایی پیدا می‌کند؟

اکنون دو نظریه در برابر هم قرار می‌گیرند:

نظریهٔ اول

Traum → Wunsch → Wunscherfüllung

یعنی خواب در خدمت تحقق میل است.

نظریهٔ دوم

Trauma → Wiederholung → Bindung

یعنی خواب حادثه را تکرار می‌کند تا دستگاه روانی بتواند چیزی را که قبلاً نتوانسته مهار کند، به شکل دیگری مهار کند.

و این دقیقاً یکی از دلایلی است که فروید می‌گوید نظریهٔ خواب باید دوباره بررسی شود.

۱۹. اینجا یک چرخش بسیار مهم اتفاق می‌افتد

تا اینجا:

تکرار

به نظر می‌رسید چیزی در تضاد با اصل لذت باشد.

اما اکنون فروید احتمال دیگری مطرح می‌کند:

شاید تکرار ناخوشایند در خدمت یک هدف مقدم بر اصل لذت باشد.

یعنی:

قبل از اینکه دستگاه بتواند به دنبال کاهش ناخوشایندی و لذت برود، باید ابتدا تحریک هجوم‌آور را مهار کند.

این نکته برای فهم کل کتاب بسیار مهم است.

۲۰. «فراسوی اصل لذت» شاید ابتدا به این معنا باشد

در این مرحله، «فراسوی» هنوز به معنای:

«غریزهٔ مرگ»

نیست.

بلکه فروید دارد به فرایندهایی فکر می‌کند که پیش از کارکرد معمول اصل لذت قرار می‌گیرند.

به صورت بسیار ساده:

محرک

هجوم تحریک

Bindung / binding

بعد:

Lust-Unlust-Regulation

پس شاید:

Bindung

از نظر منطقی مقدم بر تنظیم لذت/ناخوشایندی باشد.

۲۱. دستگاه روانی مانند یک سیستم محافظ

تصویر مفهومی فروید در این قسمت تقریباً چنین است:

جهان بیرونی

Reizschutz / سپر محرک

دستگاه روانی

Bindung / پیوند و مهار

تنظیم Lust/Unlust

اگر سپر شکست بخورد:

محرک عظیم

دستگاه غافلگیر می‌شود

Schreck

تروما

تلاش بعدی برای Bindung

Wiederholung / تکرار

این مدل بخش بزرگی از منطق بخش چهارم را روشن می‌کند.

۲۲. چرا این بخش برای نظریهٔ «اجبار به تکرار» مهم است؟

تا اینجا می‌توانستیم بگوییم:

فرد تکرار می‌کند چون چیزی را سرکوب کرده است.

اما اکنون فروید امکان دیگری اضافه می‌کند:

شاید تکرار تلاشی برای مهار چیزی باشد که اصلاً هنوز به شکل روانی مهار نشده است.

این تفاوت مهم است.

در حالت اول:

سرکوب → بازگشت

در حالت دوم:

هجوم تحریک → ناتوانی در مهار → تکرار برای مهار

این دو سازوکار ممکن است به هم مرتبط باشند، اما یکی نیستند.

۲۳. نقش «زمان»

یکی از نکات ظریف این بخش این است که دستگاه روانی همیشه نمی‌تواند محرک را در همان لحظه‌ای که دریافت می‌کند، پردازش کند.

در تروما:

رویداد

و

معنادهی/مهار روانی آن

ممکن است از هم فاصله بگیرند.

بنابراین تجربه‌ای که در لحظهٔ وقوع «قابل فهم» نشده، بعداً دوباره ظاهر می‌شود.

این «بعداً» در منطق فروید بسیار مهم است.

۲۴. چرا تکرار ممکن است قبل از یادآوری باشد؟

اگر چیزی هنوز در دستگاه روانی gebunden / bound / مهارشده نشده باشد، شاید نتوان آن را به صورت یک خاطرهٔ منسجم بازشناخت.

پس ابتدا:

تکرار

و بعد شاید:

یادآوری و بازنمایی

رخ دهد.

این مسئله با بحث بخش سوم دربارهٔ:

Erinnern vs. Wiederholen

ارتباط مستقیم دارد.

۲۵. یک تمایز مهم دیگر: Erinnerung و Wiederholung

اکنون می‌توانیم سه مرحله را تصور کنیم:

مرحلهٔ اول

رویداد رخ می‌دهد.

مرحلهٔ دوم

دستگاه نمی‌تواند آن را کاملاً مهار کند.

مرحلهٔ سوم

رویداد به صورت تکرار بازمی‌گردد.

بعد، اگر فرایند روانی موفق شود:

مرحلهٔ چهارم

رویداد می‌تواند تبدیل به چیزی شود که:

erinnert / به یاد آورده

می‌شود.

پس «تکرار» می‌تواند قبل از «یادآوری قابل بیان» قرار بگیرد.

۲۶. نکتهٔ بسیار مهم دربارهٔ اصل لذت

فروید در این بخش هنوز اصل لذت را کنار نمی‌گذارد.

برعکس.

او تلاش می‌کند آن را در جای درست‌تری قرار دهد.

اصل لذت همچنان مهم است.

اما ممکن است:

اصل لذت اولین اصل حاکم بر هر فرایند روانی نباشد.

ممکن است ابتدا لازم باشد:

Bindung

انجام شود.

و فقط پس از آن دستگاه بتواند بر اساس:

Lustprinzip

عمل کند.

۲۷. پس «فراسوی» در این مرحله چیست؟

فعلاً می‌توانیم بسیار دقیق بگوییم:

Jenseits des Lustprinzips

در این بخش به فرایندهایی اشاره دارد که ظاهراً:

  • پیش از تنظیم لذت/ناخوشایندی رخ می‌دهند،
  • با مهار تحریک ارتباط دارند،
  • و ممکن است توضیحی برای تکرار تروماتیک فراهم کنند.

هنوز به Todestrieb نرسیده‌ایم.

این نکته را باید حفظ کنیم تا استدلال فروید را جلوتر از خودش نبریم.

۲۸. اصطلاحات کلیدی بخش چهارم

آلمانیانگلیسیفارسی

Reizstimulusمحرک

Reizschutzstimulus barrier / protective shieldسپر/حفاظ محرکی

Erregungexcitationبرانگیختگی

Bindungbindingپیوند/مهار

bindento bindمهار/پیوند دادن

Traumatraumaتروما

traumatischtraumaticتروماتیک

Schreckfrightهراس ناگهانی

Angstanxietyاضطراب

Furchtfearترس

Angstbereitschaftanxiety-readinessآمادگی اضطرابی

Außenweltexternal worldجهان بیرونی

psychischer Apparatpsychic apparatusدستگاه روانی

Wunscherfüllungwish fulfilmentتحقق میل

۲۹. حرکت استدلال بخش چهارم

اکنون کل بخش را می‌توان به این شکل بازسازی کرد:

دستگاه روانی

در معرض:

Reiz / محرک

است.

برای محافظت:

Reizschutz / سپر محرکی

وجود دارد.

اگر محرک بیش از ظرفیت باشد:

Schreck / هراس ناگهانی

Trauma / تروما

تحریک عظیم وارد دستگاه می‌شود.

دستگاه باید آن را:

binden / مهار و پیوند

کند.

ممکن است خواب و تکرار حادثه ظاهر شوند.

پس:

Wiederholung / تکرار

ممکن است تلاشی برای:

Bindung / مهار

باشد.

بنابراین تکرار الزاماً مستقیماً تابع:

Lustprinzip

نیست.

شاید فرایندی بنیادی‌تر و مقدم بر آن وجود دارد.

۳۰. نتیجهٔ دقیق بخش چهارم

پس اگر بخواهیم فقط یک تغییر نظری را از بخش سوم به چهارم دنبال کنیم:

بخش سوم:

چرا بیمار گذشته را تکرار می‌کند؟

بخش چهارم:

شاید تکرار تلاشی برای مهار یک هجوم تحریک باشد که قبلاً مهار نشده است.

اما فروید هنوز یک مشکل بزرگ دارد:

اگر این توضیح درست باشد، آیا می‌توانیم تمام اجبار به تکرار را با مفهوم «مهار» توضیح دهیم؟

و اگر نه، چه چیزی در خودِ Trieb / سائق وجود دارد که آن را به سوی تکرار می‌راند؟

این سؤال در بخش‌های بعدی بسیار جدی‌تر می‌شود و در نهایت فروید را به فرمول بسیار معروف خود دربارهٔ گرایش سائق به بازگرداندن وضعیت پیشین و سپس به تقابل Lebenstriebe / life instincts / سائق‌های زندگی و Todestrieb / death drive / سائق مرگ می‌رساند.


برچسب‌ها: زیگموند فروید, فراسوی اصل لذت, سرکوب شخصیت, سلطه
[ سه شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 23:47 ] [ عباس مهیاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عباس مهیاد. نویسنده، پژوهش گر فلسفه و ادبیات، شاعر، فیلمساز، مترجم، منتقد.

چیز چندانی نیست که بخواهم درباره ی خودم بدان اشاره کنم. برخی اطلاعات را  می توان درین وبلاگ مشاهده کرد. فقط این نکته را می افزایم که از گفتن و شنیدن و به خصوص خواندن لذت عمیق می برم ، امّا در نهایت سر و ساده پیروِ مذهبِ نوشتنم. همین.