|
عباس مهیاد ABBAS MAHYAD
| ||
|
قطعات/پارهنوشتههایی از فریدریش نیچه- از سال ۱۸۶۹ تا ۱۸۸۵ - سی و هشتم [سند: دفتر یادداشت] ۱ [۹۰] اخلاقمندی، اختراعی آسیایی است. ما به آسیا وابستهایم. ۱ [۹۱] بهکارگرفتن و شناختن تصادف، نبوغ است. بهکارگرفتن امر هدفمند و شناختهشده ــ اخلاقمندی؟ ۱ [۹۲] به همان اندازه سودمند و ناخوشایند که سوراخ کلیدیِ روغنکاریشده. ۱ [۹۳] ترس و اضطراب، روح را مسموم میکند. ۱ [۹۴] نباید راههای تازه رفت، اگر قلب ما از سرمان جسورتر نباشد: وگرنه میبلعد ــ ــ ــ ۱ [۹۵] هیچکس قادر به انتقامی بیرحمانهتر از آن روحهای شاعرانه و حساسِ بیغرور نیست که پیوسته در پنهان رنج میبرند و از ترس، آرام و ملایم به نظر میرسند ــ مثلاً به راسین فکر میکنم. ۱ [۹۶] تمام عصر گذشته، عصر ترس بود. انسان چیزها را آنگونه میآموخت که در ذهنهای دیگر بودند؛ میآموخت که چگونه ارزشگذاری میشوند؛ و در مورد وسایل نیز همین کار را میکرد. آدم میترسید از مسیر منحرف شود، جلب توجه کند. مهارتهای ما همان چیزهایی هستند که برای دیگران سودمند و شادیبخشاند. ــ بزرگترین شادی ما خوشایند دیگران بودن است، و ترس همیشگی ما این است که نتوانیم آنان را خشنود کنیم. ــ این امر حیوانیتِ گوشهنشینانه را رام کرده است. ۱ [۹۷] کسی که شور غالبی دارد، در برابر عمل استثنایی احساس عذاب وجدان میکند؛ مثلاً یهودیِ عاشق در استندال که پولی را از کسبوکارش برای خرید دستبندی کنار میگذارد، یا ناپلئون پس از عملی سخاوتمندانه، یا دیپلماتی که یکبار صادق بوده است و غیره. ۱ [۹۸] اسپنسر همواره «برابری انسانها» را مفروض میگیرد. ۱ [۹۹] حتی در عمل نیز انسانهای ابداعگری وجود دارند که پیوسته میآزمایند و نمیخواهند تصادف را از خود برانند (ناپلئون). برچسبها: فریدریش نیچه, فلسفه, فلسفه آلمان, فلسفه غرب [ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 23:5 ] [ عباس مهیاد ]
|
||