عباس مهیاد
ABBAS MAHYAD 
قالب وبلاگ

درآمدی بر روانکاوی- قسمت یکم

زیگموند فروید — ۱۸۵۶–۱۹۳۹

سال نگارش و ارائه: ۱۹۱۵–۱۹۱۷

سال‌های انتشار: ۱۹۱۶–۱۹۱۷

Vorlesungen zur Einführung in die Psychoanalyse

Introductory Lectures on Psycho-Analysis

Introduction à la psychanalyse

کتاب درآمدی بر روانکاوی یکی از مهم‌ترین آثار آموزشی فروید است. این اثر از ۲۸ درس تشکیل شده و در سه بخش اصلی تنظیم شده است.

درس‌گفتارها در دو دوره زمستانی ۱۹۱۵/۱۶ و ۱۹۱۶/۱۷ ارائه شدند. سه بخش اثر ابتدا جداگانه منتشر شدند و سپس در سال ۱۹۱۷ در یک مجلد گرد آمدند.

تعداد صفحات به چاپ و ترجمه بستگی دارد؛ بنابراین برای «تعداد صفحات کتاب» باید ویرایش مشخصی را تعیین کرد. چاپ نخست آلمانیِ مجموعه در سال ۱۹۱۷ حدود ۵۴۵ صفحه داشت.

ساختار اصلی کتاب

بخش اول: خطاهای روانی

خطاهای روانی

Die Fehlleistungen

The Psychopathology of Everyday Errors

Les actes manqués

درس‌های ۱ تا ۴

در این بخش فروید از پدیده‌هایی مانند فراموشی، لغزش زبان، اشتباه در خواندن و نوشتن و خطاهای روزمره شروع می‌کند.

بخش دوم: رؤیا

رؤیا

Der Traum

The Dream

Le rêve

درس‌های ۵ تا ۱۵

در این بخش فروید نظریه رؤیا را گسترش می‌دهد و به موضوعاتی مانند محتوای آشکار، افکار نهفته رؤیا، سانسور، کار رؤیا و تحقق آرزو می‌پردازد.

بخش سوم: نظریه عمومی روان‌نژندی‌ها

نظریه عمومی روان‌نژندی‌ها

Allgemeine Neurosenlehre

General Theory of the Neuroses

Théorie générale des névroses

درس‌های ۱۶ تا ۲۸

در این بخش مباحثی مانند نشانه، اضطراب، لیبیدو، زندگی جنسی، سرکوب، مقاومت، انتقال و درمان روانکاوانه مطرح می‌شوند.

فصل اول — مقدمه

درس اول

Einleitung

Introduction

Introduction

فروید کتاب را با توضیح درباره ماهیت روانکاوی آغاز می‌کند.

او ابتدا باید یک مشکل اساسی را روشن کند:

موضوع روانکاوی چیست؟

موضوع روانکاوی، زندگی روانی انسان است؛ اما زندگی روانی انسان تماماً در سطح آگاهی قرار ندارد.

۱. روانکاوی

روانکاوی

Psychoanalyse

psychoanalysis

psychanalyse

روانکاوی برای فروید صرفاً یک روش درمانی نیست.

این مفهوم دست‌کم سه جنبه دارد:

بررسی زندگی روانی

Untersuchung des Seelenlebens

investigation of mental life

investigation de la vie psychique

درمان

Behandlung

treatment

traitement

و:

نظریه

Theorie

theory

théorie

بنابراین روانکاوی هم یک روش شناخت است، هم یک روش درمان و هم یک دستگاه نظری.

۲. زندگی روانی

زندگی روانی

Seelenleben

mental life

vie psychique

فروید با این فرض ساده مخالفت می‌کند که انسان به‌طور کامل از انگیزه‌های خودش اطلاع دارد.

ممکن است فرد بتواند توضیحی برای رفتار خود ارائه کند، اما آن توضیح لزوماً تمام علت روانی رفتار نیست.

به عبارت دیگر:

آنچه فرد درباره خودش می‌داند، مساوی با تمام آن چیزی نیست که در روان او جریان دارد.

این جمله را باید به عنوان یکی از کلیدهای فهم فروید در ذهن نگه داشت.

۳. آگاهی

آگاهی

Bewusstsein

consciousness

conscience

آگاهی سطحی از زندگی روانی است که فرد مستقیماً آن را تجربه می‌کند.

برای مثال:

«من اکنون به این موضوع فکر می‌کنم.»

«من اکنون این احساس را دارم.»

«من می‌دانم که از این اتفاق ناراحت هستم.»

اما فروید می‌پرسد:

آیا تمام فرایندهایی که رفتار و احساس ما را شکل می‌دهند، در همین سطح آگاهانه قرار دارند؟

پاسخ او منفی است.

۴. ناخودآگاه

ناخودآگاه

das Unbewusste

the unconscious

l’inconscient

ناخودآگاه یکی از اساسی‌ترین مفاهیم روانکاوی است.

اما نباید آن را صرفاً با «فراموش‌شده» یکی دانست.

اگر چیزی را اکنون به یاد نمی‌آوریم اما چند دقیقه بعد به‌راحتی به یاد می‌آوریم، این به‌تنهایی همان معنای ناخودآگاه فرویدی نیست.

در مفهوم فرویدی، یک فرایند روانی ممکن است:

  • خارج از آگاهی باشد؛
  • فرد از وجود آن اطلاع نداشته باشد؛
  • اما همچنان فعال باشد؛
  • و بر رفتار، احساس، فکر یا گفتار اثر بگذارد.

بنابراین:

غیاب از آگاهی به معنای غیاب از روان نیست.

۵. چرا ناخودآگاه را نمی‌توان مستقیماً دید؟

روانکاو نمی‌تواند ناخودآگاه را مانند یک اندام بدن مستقیماً مشاهده کند.

او باید از نشانه‌ها و آثار آن استفاده کند.

از جمله:

خطای روانی

Fehlleistung

parapraxis

acte manqué

رؤیا

Traum

dream

rêve

نشانه

Symptom

symptom

symptôme

اینها می‌توانند مسیرهایی برای رسیدن به فرایندهای روانی پنهان باشند.

۶. مقاومت

مقاومت

Widerstand

resistance

résistance

اگر محتوایی از نظر روانی برای فرد دشوار یا غیرقابل‌پذیرش باشد، ممکن است فرد در برابر آشکار شدن آن مقاومت کند.

این مقاومت ممکن است در رفتارهای مختلف دیده شود:

فراموش کردن چیزی که قرار بوده گفته شود؛

عوض کردن موضوع؛

بی‌اهمیت جلوه دادن یک خاطره؛

سکوت؛

یا مخالفت شدید با یک تفسیر.

در نگاه فرویدی، خود این مقاومت نیز باید مورد بررسی قرار گیرد.

۷. سرکوب

سرکوب

Verdrängung

repression

refoulement

از اینجا به یکی از مهم‌ترین مفاهیم نظریه فروید می‌رسیم.

اگر یک میل، فکر، خاطره یا تصور با خواسته‌ها و معیارهای آگاهانه فرد ناسازگار باشد، ممکن است از آگاهی سرکوب شود.

اما سرکوب به معنای نابودی آن محتوا نیست.

این تفاوت اساسی است:

سرکوب ≠ حذف

بلکه:

سرکوب = خارج شدن از دسترسی آگاهی، همراه با ادامه یافتن اثر روانی

به همین دلیل محتوای سرکوب‌شده می‌تواند به شکل غیرمستقیم بازگردد.

برای مثال:

سرکوب → رؤیا

سرکوب → لغزش

سرکوب → نشانه

این اصل بعداً در تمام کتاب اهمیت پیدا می‌کند.

۸. خطاهای روزمره

خطای روانی

Fehlleistung

parapraxis

acte manqué

فروید برای بررسی ناخودآگاه از چیزی بسیار معمولی شروع می‌کند: خطاهای زندگی روزمره.

انسان ممکن است:

نامی را فراموش کند؛

کلمه‌ای را اشتباه بگوید؛

چیزی را اشتباه بخواند؛

کلمه‌ای را اشتباه بنویسد؛

شیئی را جایی بگذارد و بعد نتواند آن را پیدا کند.

نگاه معمولی می‌گوید:

«این فقط اشتباه است.»

اما فروید می‌پرسد:

آیا ممکن است این خطا علت روانی داشته باشد؟

۹. لغزش زبان

لغزش زبان

Versprechen

slip of the tongue

lapsus

فرد قصد دارد کلمه‌ای را بگوید اما کلمه دیگری را بیان می‌کند.

فروید در اینجا به سه عنصر توجه می‌کند:

آنچه فرد قصد داشت بگوید

آنچه واقعاً گفت

افکاری که هم‌زمان در روان او فعال بودند

اگر میان این عناصر ارتباطی وجود داشته باشد، لغزش می‌تواند به عنوان یک پدیده روانی معنادار تحلیل شود.

۱۰. قصد آگاهانه

قصد آگاهانه

bewusste Absicht

conscious intention

intention consciente

این همان چیزی است که فرد خودش می‌داند می‌خواهد انجام دهد.

مثلاً:

«می‌خواهم این نام را بگویم.»

اما ممکن است در کنار آن، جریان دیگری در روان فرد فعال باشد.

۱۱. قصد ناخودآگاه

قصد ناخودآگاه

unbewusste Absicht

unconscious intention

intention inconsciente

این قصد یا گرایش برای فرد به‌صورت مستقیم شناخته‌شده نیست.

اگر این گرایش با قصد آگاهانه ناسازگار باشد، امکان دارد نتیجه نهایی رفتاری متفاوت از قصد آگاهانه باشد.

اینجا به مفهوم بسیار مهم بعدی می‌رسیم.

۱۲. تعارض روانی

تعارض روانی

psychischer Konflikt

psychical conflict

conflit psychique

تعارض زمانی شکل می‌گیرد که گرایش‌های مختلف روانی با یکدیگر ناسازگار باشند.

فرد ممکن است در سطح آگاهی یک چیز را بخواهد، در حالی که گرایشی دیگر با آن مخالفت کند.

این تعارض لزوماً برای خود فرد روشن نیست.

ممکن است نتیجه آن به شکل یک لغزش، فراموشی یا رفتار ظاهراً غیرمنطقی ظاهر شود.

۱۳. آیا همه خطاها ناشی از سرکوب‌اند؟

خیر.

این نکته را باید با دقت بسیار بالا در نظر گرفت.

فروید نمی‌گوید:

هر اشتباه انسانی حتماً ناشی از یک میل سرکوب‌شده است.

بلکه می‌خواهد نشان دهد که برخی خطاها را نمی‌توان بدون بررسی زمینه روانی آنها صرفاً تصادفی دانست.

بنابراین تحلیل روانکاوانه باید به دنبال ارتباط باشد.

مثلاً:

خطا

تداعی‌های فرد

افکار مرتبط

خاطرات

عواطف

تعارض

فرایند ناخودآگاه

۱۴. تعیین روانی

تعیین روانی

psychische Determinierung

psychical determinism

déterminisme psychique

فروید به این ایده اهمیت زیادی می‌دهد که رویدادهای روانی را نباید بی‌علت تصور کنیم.

یک فراموشی ممکن است با چیزی مرتبط باشد.

یک لغزش ممکن است با فکری مرتبط باشد.

یک رؤیا ممکن است با یک آرزو مرتبط باشد.

و یک نشانه ممکن است با تعارضی روانی ارتباط داشته باشد.

بنابراین:

پدیده روانی → بررسی علت‌ها و ارتباط‌های روانی

۱۵. معنای روانی

معنا

Sinn

meaning

sens

وقتی فروید از معنای یک خطا سخن می‌گوید، منظورش این نیست که برای هر اشتباه یک «رمز» ساده وجود دارد.

معنا یعنی یک پدیده می‌تواند در ساختار روانی فرد جایگاه و کارکرد داشته باشد.

بنابراین روانکاو باید به شبکه‌ای از ارتباط‌ها توجه کند، نه اینکه از یک رفتار منفرد فوراً نتیجه‌گیری کند.

۱۶. نتیجه فصل اول

در پایان این درس، چند اصل بنیادی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند:

انسان تمام زندگی روانی خود را آگاهانه نمی‌شناسد.

بخشی از فرایندهای روانی ناخودآگاه است.

فرایند ناخودآگاه می‌تواند همچنان فعال باشد.

سرکوب می‌تواند مانع آگاهی مستقیم از برخی محتواها شود.

در برابر آشکار شدن آنها مقاومت وجود داشته باشد.

محتوای سرکوب‌شده می‌تواند به شکل غیرمستقیم ظاهر شود.

یکی از این شکل‌ها می‌تواند خطای روانی باشد.

این نقطه، ما را به بخش بعدی کتاب می‌رساند.

واژه‌های بنیادی فصل اول

روانکاوی
Psychoanalyse
psychoanalysis
psychanalyse

آگاهی
Bewusstsein
consciousness
conscience

ناخودآگاه
das Unbewusste
the unconscious
l’inconscient

سرکوب
Verdrängung
repression
refoulement

مقاومت
Widerstand
resistance
résistance

خطای روانی
Fehlleistung
parapraxis
acte manqué

لغزش زبان
Versprechen
slip of the tongue
lapsus

تعارض روانی
psychischer Konflikt
psychical conflict
conflit psychique

تعیین روانی
psychische Determinierung
psychical determinism
déterminisme psychique

در ادامه باید وارد درس دوم شویم؛ یعنی نخستین تحلیل دقیق فروید از فراموشی، لغزش‌های زبانی و خطاهای روزمره و اینکه چگونه از این پدیده‌های ظاهراً کوچک برای اثبات وجود فرایندهای ناخودآگاه استفاده می‌کند.

درس دوم — خطاهای روانی

Die Fehlleistungen

The Psychopathology of Everyday Life / Parapraxes

Les actes manqués

در این درس فروید از بحث کلی درباره روانکاوی وارد تحلیل عینی خطاهای روزمره می‌شود. مسئله اصلی این است که آیا لغزش‌ها و فراموشی‌های معمولی را باید صرفاً اتفاقات تصادفی و بی‌معنا دانست، یا اینکه می‌توانند حاصل فرایندهای روانی باشند.

۱. خطای روانی چیست؟

خطای روانی

Fehlleistung

parapraxis

acte manqué

فروید مجموعه‌ای از پدیده‌های روزمره را در این عنوان قرار می‌دهد؛ از جمله:

  • لغزش زبان؛
  • فراموش کردن کلمات و نام‌ها؛
  • اشتباه در خواندن؛
  • اشتباه در نوشتن؛
  • گم‌کردن یا جابه‌جا کردن اشیا؛
  • و برخی اعمالی که برخلاف قصد آگاهانه فرد انجام می‌شوند.

وجه مشترک آنها این است که عملی که واقعاً رخ می‌دهد با عملی که فرد قصد انجامش را داشته تفاوت پیدا می‌کند.

مثلاً:

فرد قصد دارد کلمه «الف» را بگوید، اما «ب» را می‌گوید.

در ظاهر، یک شکست در عملکرد رخ داده است.

اما فروید سؤال دیگری مطرح می‌کند:

آیا «ب» واقعاً بدون هیچ علت روانی وارد گفتار شده است؟

۲. دیدگاه معمول در برابر دیدگاه روانکاوانه

دیدگاه معمول می‌گوید:

اشتباه

Irrtum

mistake

erreur

ممکن است نتیجه خستگی، حواس‌پرتی، بی‌دقتی یا تصادف باشد.

فروید این عوامل را انکار نمی‌کند.

اما می‌گوید در بعضی موارد، این توضیح کافی نیست.

اگر خطایی با یک فکر، میل، خاطره یا وضعیت عاطفی فرد ارتباط داشته باشد، باید احتمال یک تعیین روانی را بررسی کرد.

۳. تعیین روانی

تعیین روانی

psychische Determinierung

psychical determinism

déterminisme psychique

ایده اصلی این است که یک رویداد روانی ممکن است نتیجه یک فرایند روانی دیگر باشد.

یعنی:

هیچ چیز را نباید صرفاً به دلیل ظاهراً کوچک یا بی‌اهمیت بودنش از بررسی روان‌شناختی کنار گذاشت.

فروید به‌خصوص به این مسئله علاقه دارد که چیزهایی که انسان معمولاً «تصادفی» می‌نامد، آیا واقعاً همیشه تصادفی‌اند یا نه.

۴. لغزش زبان

لغزش زبان

Versprechen

slip of the tongue

lapsus

یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، اشتباه در گفتار است.

فرد قصد دارد جمله‌ای را بیان کند، اما در یک نقطه کلمه‌ای متفاوت بر زبانش جاری می‌شود.

فروید اینجا به یک سؤال بسیار مهم می‌رسد:

چه چیزی باعث شد این کلمه، و نه کلمه دیگری، ظاهر شود؟

این سؤال ساده، تفاوت نگاه فرویدی با نگاه صرفاً فیزیولوژیک یا مکانیکی را نشان می‌دهد.

۵. دو جریان روانی

برای توضیح لغزش، باید دو جریان را در نظر بگیریم.

قصد

Absicht

intention

intention

جریان نخست همان چیزی است که فرد آگاهانه قصد انجامش را دارد.

مثلاً:

«می‌خواهم این نام را بگویم.»

اما جریان دیگری نیز ممکن است در روان فعال باشد.

گرایش مخالف

Gegenströmung

opposing tendency

tendance opposée

این گرایش ممکن است با قصد آگاهانه تعارض داشته باشد.

اگر هر دو جریان در یک لحظه فعال باشند، نتیجه گفتار ممکن است شکل غیرمنتظره‌ای پیدا کند.

۶. قصد آگاهانه

قصد آگاهانه

bewusste Absicht

conscious intention

intention consciente

قصدی است که فرد می‌تواند آن را بیان کند.

مثلاً:

«من می‌خواستم نام X را بگویم.»

فرد به این قصد دسترسی آگاهانه دارد.

اما مسئله روانکاوی این است که آیا این قصد، تنها نیروی فعال در آن لحظه بوده است؟

۷. گرایش ناخودآگاه

گرایش ناخودآگاه

unbewusste Tendenz

unconscious tendency

tendance inconsciente

ممکن است گرایشی دیگر در روان فعال باشد که فرد از آن اطلاع ندارد.

این گرایش می‌تواند با قصد آگاهانه وارد تعارض شود.

نتیجه ممکن است یک تشکیل سازشی باشد.

۸. تشکیل سازشی

تشکیل سازشی

Kompromissbildung

compromise formation

formation de compromis

این مفهوم برای فهم نظریه فروید بسیار مهم است.

وقتی دو گرایش روانی با یکدیگر تعارض دارند، ممکن است هیچ‌کدام کاملاً پیروز نشوند.

در عوض، یک شکل میانی ایجاد شود که بخشی از هر دو گرایش را در خود داشته باشد.

در این صورت، یک لغزش می‌تواند نوعی نتیجه سازشی باشد.

یعنی:

قصد آگاهانه

گرایش دیگر

نتیجه‌ای که ترکیبی از هر دو است

این مفهوم بعدها برای فهم نشانه‌های روان‌نژندانه اهمیت بسیار بیشتری پیدا می‌کند.

۹. فراموشی

فراموشی

Vergessen

forgetting

oubli

دومین حوزه مهم مورد توجه فروید، فراموشی است.

فراموشی معمولاً پدیده‌ای ساده تلقی می‌شود:

«یادم رفت.»

اما فروید می‌پرسد:

چه چیزی فراموش شده است؟

چه زمانی فراموش شده است؟

در چه شرایطی؟

آیا چیز دیگری جای آن را گرفته است؟

آیا این فراموشی با یک شخص، موقعیت یا موضوع خاص ارتباط دارد؟

این پرسش‌ها فراموشی را از یک نقص ساده حافظه به یک موضوع روانکاوانه تبدیل می‌کنند.

۱۰. فراموشی نام‌ها

فراموشی نام

Namenvergessen

forgetting names

oubli des noms

فراموشی نام‌های خاص برای فروید اهمیت ویژه‌ای دارد.

چرا؟

زیرا در بسیاری از موارد فرد می‌داند که نام را می‌شناسد، اما نمی‌تواند آن را به زبان بیاورد.

جالب‌تر اینکه گاهی چند نام دیگر به ذهن او می‌آیند.

فروید این نام‌های جایگزین را نیز مورد توجه قرار می‌دهد.

او نمی‌گوید هر نام جایگزین حتماً معنای نمادین خاصی دارد.

بلکه می‌پرسد:

آیا این نام‌های جایگزین از طریق تداعی به موضوعی مرتبط هستند که فرد از دسترسی مستقیم به آن ناتوان شده است؟

۱۱. تداعی

تداعی

Assoziation

association

association

در روش فرویدی، تداعی اهمیت اساسی دارد.

یک کلمه می‌تواند کلمه دیگری را به ذهن بیاورد.

یک نام می‌تواند خاطره‌ای را فعال کند.

یک خاطره می‌تواند احساس خاصی را برانگیزد.

و آن احساس ممکن است به تعارضی قدیمی مربوط باشد.

پس روانکاو فقط به «محتوای ظاهری» نگاه نمی‌کند.

او به زنجیره تداعی‌ها نیز توجه می‌کند.

۱۲. چرا فرد نام را فراموش می‌کند؟

در مدل فرویدی، ممکن است مسئله صرفاً این نباشد که اطلاعات در حافظه وجود ندارند.

ممکن است اطلاعات وجود داشته باشند، اما دسترسی به آنها به دلایل روانی دشوار شده باشد.

در اینجا دوباره به مفهوم:

سرکوب

Verdrängung

repression

refoulement

بازمی‌گردیم.

اگر یک ارتباط روانی ناخوشایند یا تعارض‌آمیز وجود داشته باشد، ممکن است دسترسی آگاهانه به بخشی از شبکه تداعی مختل شود.

در نتیجه فرد می‌گوید:

«اسمش را می‌دانم، اما یادم نمی‌آید.»

۱۳. نکته ظریف درباره سرکوب

سرکوب به این معنا نیست که محتوای روانی کاملاً از بین رفته است.

بلکه مسئله بیشتر به دسترسی آگاهانه مربوط می‌شود.

این تفاوت اهمیت زیادی دارد.

اگر چیزی واقعاً از حافظه پاک شده باشد، نمی‌توان انتظار داشت با تداعی مناسب دوباره ظاهر شود.

اما اگر مسئله یک فرایند روانی مانند سرکوب باشد، ممکن است محتوا از مسیرهای غیرمستقیم دوباره قابل دسترسی شود.

۱۴. اشتباه در خواندن

اشتباه در خواندن

Verlesen

misreading

méprise de lecture

فروید فقط به گفتار محدود نمی‌شود.

گاهی فرد چیزی را در متن به شکل دیگری می‌خواند.

مثلاً کلمه‌ای را می‌بیند، اما کلمه‌ای نزدیک یا متفاوت را می‌خواند.

در نگاه معمول، ممکن است علت آن:

  • سرعت زیاد،
  • خستگی،
  • بی‌دقتی،
  • یا حواس‌پرتی

باشد.

اما اگر اشتباه به‌طور معناداری با موضوع ذهنی فرد ارتباط داشته باشد، روانکاوی آن را نیز قابل بررسی می‌داند.

۱۵. اشتباه در نوشتن

لغزش نوشتاری

Verschreiben

slip of the pen / writing error

lapsus calami

همین منطق درباره نوشتن نیز اعمال می‌شود.

فرد قصد دارد چیزی بنویسد، اما چیز دیگری می‌نویسد.

باز هم پرسش اصلی:

آیا آنچه نوشته شده صرفاً خطایی مکانیکی است؟

یا:

آیا محتوای دیگری در فرایند روانی دخالت کرده است؟

در اینجا نیز زمینه، تداعی‌ها و وضعیت روانی فرد اهمیت دارند.

۱۶. گم کردن اشیا

گم‌کردن یا جابه‌جا کردن اشیا

Verlegen

misplacing things

égarer des objets

این نوع خطا نیز برای فروید جالب است.

ممکن است شخص شیئی را جایی بگذارد و بعد نتواند آن را پیدا کند.

توضیح عادی:

«حواسم نبود.»

اما فروید می‌پرسد:

آیا ممکن است فرد، در سطحی ناآگاهانه، انگیزه‌ای برای کنار گذاشتن آن شیء داشته باشد؟

باز هم اینجا نباید فوراً نتیجه‌گیری کرد.

تحلیل باید بر اساس زمینه روانی فرد انجام شود.

۱۷. مسئله «تصادف»

تصادف

Zufall

chance

hasard

یکی از مهم‌ترین موضوعات این درس همین است.

فروید می‌خواهد مرز میان:

تصادف واقعی

و:

تعیین روانی

را بررسی کند.

او نمی‌گوید جهان روانی هیچ تصادفی ندارد.

بلکه می‌گوید در برخی پدیده‌هایی که ما «تصادفی» می‌نامیم، ممکن است بتوان روابط روانی مشخصی پیدا کرد.

۱۸. روش تحلیل

روش فرویدی در اینجا را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:

پدیده

توصیف دقیق خطا

بررسی موقعیت

تداعی‌های فرد

افکار مرتبط

خاطرات

احساسات

تعارض‌های احتمالی

تفسیر روانکاوانه

این نکته مهم است:

تفسیر باید از مسیر تداعی‌ها به دست آید، نه اینکه صرفاً از بیرون به فرد تحمیل شود.

۱۹. اهمیت این درس

فروید با بررسی خطاهای کوچک، در واقع به یک مسئله بسیار بزرگ حمله می‌کند:

آیا انسان بر رفتار خودش کاملاً مسلط است؟

پاسخ روانکاوی:

نه، نه به آن معنای ساده.

بخشی از رفتار انسان ممکن است تحت تأثیر نیروهایی باشد که خودش مستقیماً نمی‌شناسد.

از اینجا مفهوم انسان در نظریه فروید تغییر می‌کند.

انسان دیگر برای روانکاوی موجودی نیست که:

تمام خواسته‌هایش را می‌شناسد → تصمیم می‌گیرد → عمل می‌کند.

بلکه ساختار پیچیده‌تری دارد:

آگاهی + ناخودآگاه + تعارض + سرکوب + مقاومت

و رفتار می‌تواند نتیجه تعامل این نیروها باشد.

جمع‌بندی درس دوم

خطای روانی
Fehlleistung
parapraxis
acte manqué

ممکن است در برخی شرایط نتیجه تعارض میان جریان‌های روانی باشد.

لغزش زبان
Versprechen
slip of the tongue
lapsus

ممکن است میان قصد آگاهانه و گرایش دیگری که در روان فعال است شکل بگیرد.

فراموشی
Vergessen
forgetting
oubli

می‌تواند صرفاً مسئله حافظه باشد، اما در برخی موارد باید امکان تعیین روانی آن را بررسی کرد.

تداعی
Assoziation
association
association

مسیر ارتباط یک فکر، نام، خاطره یا تصویر با عناصر دیگر زندگی روانی است.

تشکیل سازشی
Kompromissbildung
compromise formation
formation de compromis

نتیجه‌ای که از برخورد یا مصالحه میان گرایش‌های متعارض روانی حاصل می‌شود.

سرکوب
Verdrängung
repression
refoulement

فرایندی که در آن محتوایی از دسترسی مستقیم آگاهی کنار گذاشته می‌شود، بدون اینکه لزوماً اثر روانی آن از بین برود.

نتیجه

درس دوم یک گام جلوتر از درس اول می‌رود.

در درس اول، مسئله این بود که ناخودآگاه وجود دارد و می‌تواند بر زندگی روانی اثر بگذارد.

در درس دوم، فروید می‌پرسد:

چگونه می‌توان اثر آن را در زندگی روزمره مشاهده کرد؟

پاسخ او:

در خطاها، لغزش‌ها، فراموشی‌ها و اعمال ظاهراً تصادفی.

در درس بعدی، بحث به‌طور دقیق‌تر به فراموشی نام‌ها و سازوکار لغزش‌ها می‌رسد و سپس فروید نشان می‌دهد که چرا تحلیل این پدیده‌ها بدون توجه به تداعی‌های شخصی فرد ناقص خواهد بود.


برچسب‌ها: زیگموند فروید, درآمدی بر روانکاوی, روان کاوی, مسایل اصلی روانکاوی
[ دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ ] [ 22:42 ] [ عباس مهیاد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عباس مهیاد. نویسنده، پژوهش گر فلسفه و ادبیات، شاعر، فیلمساز، مترجم، منتقد.

چیز چندانی نیست که بخواهم درباره ی خودم بدان اشاره کنم. برخی اطلاعات را  می توان درین وبلاگ مشاهده کرد. فقط این نکته را می افزایم که از گفتن و شنیدن و به خصوص خواندن لذت عمیق می برم ، امّا در نهایت سر و ساده پیروِ مذهبِ نوشتنم. همین.